همانگونه که اکنون شیخ می گوید زندانی سیاسی نداریم و زندانی امنیتی داریم!در رژیم دیکتاتوری وابسته و دست نشانده شاه نیز همین روش بکار برده میشد. نمونه ای از روزنامه اطلاعات در رژیم دیکتاتوری شاه گویای این حقیقت است که شاه و شیخ دو روی یک سکه به نام دیکتاتوری هستند. اکنون رضا پهلوی میخواهد برای راضی کردن اربابانش میراث پدر گور بگورش را زنده کند! حقیقتا آب گیرش نیامده وگرنه شناگر ماهری است. اما شتر درخواب بیند پنبه دانه!
پسر کو ندارد نشان از پدر
تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
اندر حکایت رضا پهلوی و افاضات وی
مدت مدیدی بود آقای رضا پهلوی در مصاحبه ها و اظهاراتش علاقه وافری نسبت به آراء عموم و برقراری دمکراسی مطابق میل مردم ایران نشان میدادند. اینگونه اظهارات از جانب هر شخص و گروهی اگر واقعا باورمندانه و از روی صداقت بیان شود، جای ایرادی نیست . اما، در مورد رضا پهلوی حقیقت چیز دیگری است.
وی بدفعات مکرر اعلام کرده است هیچگونه تشکیلاتی ندارد و کسی حق ندارد بنام وی موضع گیری سیاسی کند. درهمان حال چندین سال است تمام بلندگوهای امپریالیستی بکار افتاده اند تا رضا پهلوی را بعنوان آلترناتیو وبدیل رژیم جمهوری اسلامی ایران معرفی کنند. از اینرو شکی باقی نمی ماند که حمایتهای بیدریغ آمریکا و هم پیمانانش از رضا پهلوی حکایت از یکسری زد و بندهای پنهانی بین آمریکا با طیف سلطنت طلب، عناصر باقیمانده ساواک شاه و بازمانده های ارتش سابق به رهبری رضا پهلوی دارد.
به نظر می رسد اکنون که سناریو معرفی رضا پهلوی بعنوان «آلترناتیو» تا حدی اجرا شده، نوبت به خود پسر شاه رسیده تا پرده ها را کنار بزند و در پیشگاه سلاطین سرمایه ثابت کند می تواند .
مهره قابل اطمینان آنها باشد.
بهمین خاطر چند هفته پیش رضا پهلوی نقاب از چهره گشود و بر خلاف اظهارات مردم فریبانه قبلی اش که دم از «مکراسی و مردم سالاری» می زد، گستاخانه به فحاشی علیه مارکسیستها و نیروهای مذهبی مبارز دوره پدرش پرداخت.
شرح گفته های وی در کلیپ ضمیمه گویای این حقیقت است که این «مردم سالار» دیروز، اکنون درحال فراگیری مشق دیکتاتوری است.
رضا پهلوی طوری الفاظ رکیک «وز وزکردن » را نسبت به مارکسیستها و مذهبیون مبارز زمان پدرش بر زبان می راند که گویی در کاخ نیاوران نشسته و هنوز « صدای انقلاب مردم» ایران را نشنیده است.
البته ما موقعیت و حال و روز آقای پهلوی را درک می کنیم. پشتیبانی بیدریغ امپریالیستها از شخصی که نه مبارزه کرده و نه به قول خودش تشکیلاتی دارد چندان هم رایگان نیست. فحاشی به مارکسیستها تازه اول کار است. آقای پهلوی یا باید راه ابوی را پیش گیرد ، شنل پادشاهی به تن کند و بخت خود را در مقابل توده های جان به لب رسیده از ستم شاه و شیخ بیازماید، یا باید مانند چند سال گذشته مقاومت کند و با زیگزاگ زدنهایی نظیر: من تشکیلات ندارم ، اگر مردم خواستند می روم و هزاران بهانه های دیگر به حامیان امپریالیست اش پاسخ منفی دهد. در آنصورت باز هم بهایی خواهد داد، چرا که امپریالیستها وی را برای چنین روزی پروراندند. به نظر می رسد آقای پهلوی خوب فهمیده، اگر دستورات حامیانش را طبق برنامه اجرا نکند راهی برایش باقی نمی ماند جز اینکه، راه اخوی را برگزیند.
لازم می دانیم بطور مختصر به آقای پهلوی یاد آور شویم :
پدر شما فرمانبردار امپریالیسم آمریکا بود و با کودتای ننگین ۲۸ مرداد به قدرت رسید.
پدر شما تمام خلقهای تحت ستم ایران را سرکوب می کرد و بدترین روش ارعاب را در جامعه برقرار کرده بود.
در دوره دیکتاتوری پدر و پدر بزرگ شما انقلابیون، آزادیخواهان ، نویسندگان و شعرای بسیاری شکنجه شدند و به جوخه اعدام سپرده شدند که شرح آن از این مختصر خارج است.
پدر شما وارد کننده دستگاه آپولو برای شکنجه انقلابیون و مبارزین ایران بود و صدها نفر از جوانان ایران زیر این دستگاه آدمکشی در کمیته مشترک شهربانی نقص عضو شدند.
و هزاران دلیل مستند دیگر.
از اینرو اگر حرفهای چند سال گذشته اتان را باور دارید و از روی ریا گفته نشده ، جا دارد از این گستاخی و پرده دری نسبت به مارکسیستها و مذهبیون مبارز زمان پدرت عذرخواهی کنی. در غیر اینصورت اگر با همین آهنگ گام برداری، عاقبت کار اگر شانس خوبی نصیب ات شود یا به سرنوشت ابوی گرفتار می شوی و یا به سرنوشت اخوی گرفتارت خواهند کرد.
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
http://t.me/begoonah1
https://www.instagram.com/begoonah
