رژیم با هیاهو و جنجال تلاش میکند اینطور وانمود کند که از موضع قدرت در حال خروج از برجام است.
چرا یکسال و ۲ماه پس از خروج آمریکا از برجام اقدام به قدرتنمایی! میکند؟
اگر خامنهای چنین اهرم قدرتی داشت، چرا باید دراین همه مدت بیاستفاده باقی میگذاشت تا سیاست فشار حداکثری آمریکا تا اینجا پیشرفت کرده و؛
تمام صادرات نفتی رژیم را به فلج بکشاند؟!
سپاه را در لیست تروریستی قرار دهد!؟
خامنهای و بیتش را بهصورت فلهای تماماً تحریم کند؟!
و نهایتاً چماق یک نیروی مهیب نظامی را بالای سرش قرار دهد!؟
به این علل است که ناگزیر باید نتیجه گرفت: اقدام رژیم در برداشتن دومین گام خروج از برجام نه از موضع قدرت، بلکه از روی اجبار مطلق و بیچارگی حاصل شده است، چرا که هیچ راه دیگری ندارد!
رژیم پس از بهمن ۱۳۹۰که بهعلت پروژه اتمیش مورد تحریمهای نفتی و بانکی قرار گرفت، تنها یک سال توانست دوام بیاورد و بهگفته مقامات رسمی خودش به نقطه «خفگی اقتصادی» رسید.
برای همین با وجود اینکه سالیان خامنهای تأکید میکرد یک گام از اتمی کوتاه نمیآییم، اما یکباره همگان شاهد بودند که در ماههای ابتدایی سال ۹۲ابتدا ولایتی در جریان مناظرههای نمایش انتخابات رژیم نوک زهرخوری اتمی را داد و بعد هم دفعتاً خامنهای بحث «نرمش قهرمانانه» را مطرح کرد که دستورالعمل چیدن میز زهرخوری اتمی بود!
بعد هم مقامات همین رژیم گفتند بر روی زانوان خونین پای میز مذاکره و تسلیم برنامه اتمیرفتیم!
چرا خامنهای حاضر شد پروژه بمبسازی اتمیش را که بهگفته خودشان قرار بود تضمین بقای نظام باشد، واگذار کنند؟
آیا جز قرار گرفتن در یک اجبار؟ یا همان خفگی اقتصادی که خروجیاش میشد قیام اجتماعی.
اما از آنجا که آن زمان سیاست مماشات هم در اوج خودش بود، رژیم پای برجام رفت و در برابر توقف موقت پروژه اتمی، امتیازهای زیادی هم گرفت. اما بهرحال بهعلت آن که بحث «خفگی نظام» مطرح بود، بهقول خودشان «روحانی تمام تخممرغهاش را در سبد برجام چید».
از آن طرف رژیم برای جبران عقبنشینی اتمی، موضوع دخالت منطقهای، تروریسم و برنامه اتمیش را در بستر سیاست مماشات اوج داد.
بحرانهایی که توسط همین اقدامات شکل گرفت، همچنین افشاگریهای موازی مقاومت ایران، باعث شد طرفهای غربی دریابند که با برجام نه تنها بحرانهای منطقهیی و جهانی ناشی از تروریسم رژیم فروکش نکرد، بلکه از منافذ دیگری با شدت مضاعف و بیشتر بیرون زد!
این وسط دو اتفاق مهم دیگر هم افتاد؛
دولت جدید آمریکا با سیاستهای جدیدی بر سر کار آمد!
قیام دیماه۹۶بهوقوع پیوست!
همین باعث شد دولت جدید آمریکا به این نتیجه برسد که سیاست مماشات با این رژیم به ضرر منافع این کشور است و قیام دیماه ۹۶هم نشان داد که رژیم بسیار متزلزل است و همین مقدمات باعث شد تصمیم رئیسجمهور آمریکا برای خروج از برجام قطعی شود. (روحانی روز ۶شهریور۹۷در مجلس ارتجاع به صراحت به همین واقعیت اذعان کرد).
از طرفی چون رژیم تمام تخممرغهایش را در سبد برجام چیده بود، یکباره فرش از زیر پاش کشیده شد و دیگر هیچ دستاویزی هم نیافت!
به همین علت در یک رویکرد بسیار تدافعی و از موضع ضعف، به اروپا آویخت تا مگر اروپا بتواند مقداری از ضرب تحریمهای بازگشتی آمریکا را بگیرد.
یکسال گذشت…
یکسال گذشت و در این مدت تحریمها گامبهگام شدت گرفت. تمام شریان فروش نفت رژیم بسته شد، فلزات تحریم شد، پتروشیمی تحریم شد، سپاه در لیست رفت، خامنهای و بیتش تحریم شدند،. فروش نفت رژیم هم از ۲و ۶دهم میلیون بشکه در روز (حداقل تا زمان تنظیم این گزارش) به زیر ۳۰۰هزار بشکه در روز رسید و اکنون نیز شتابان به سمت صفر پیش میرود!
در یککلام خفگی بدتر از سال ۹۲گریبان رژیم را گرفت.
در چنین شرایطی یک راه در برابر رژیم بود: رفتن پای میز مذاکره!
اما پیچ اینجاست که سال ۹۲در شرایطی پای میز مذاکره رفت که سیاست مماشات غالب بود و امتیازهای کلان گرفت. اما اکنون سیاست دولت آمریکا قاطعیت و خرد کردن استخوانهای اتمی و ماجراجوییهای منطقهای رژیم است! آنها حتی رسماً و بهطور مادی ۱۲شرط مشخص هم در برابر رژیم برای مذاکره گذاشتند. پذیرش این شروط هم یعنی خودکشی از ترس مرگ!
آویختن به اروپا هم نشان داد چنین خیالی که اروپا بهخاطر رژیم در برابر آمریکا بایستد سرابی بیش نیست و آرزوهای اروپایی رژیم در نهایت از برجام به سازوکار مالی و از سازوکار ملی به اینستکس تنزل پیدا کرد که آنهم عملاً ماده نیست و بهقول تختروانچی «یک ماشین زیبا-اما بدون بنزین است!» بنابراین رژیم باید مسیری دیگه را انتخاب میکرد.واقعیت این است که مسیری دیگری وجود ندارد!به همین علت است که رژیم دست به خودزنی و خروج از برجام و ورود به تله اتمی و تحریمهای بیشتر با پیامدهای سختتر میزند.
http://t.me/begoonah1
https://www.instagram.com/begoonah
