اعظم نیاکان خواهر بزرگتر مجاهد شهید زهرا نیاکان در نامه‌یی به واحد تحقیق شهیدان قتل‌عام سال ۶۷در این باره می‌نویسد:
«… وقتی خانواده برای پیگیری وضعیت زهرا به دادستانی! مراجعه می‌کنند دادستانی در پاسخ به خانواده می‌گوید: ”بروید از مجاهدین سراغ او را بگیرید آنها او (زهرا) را برده‌اند»… !
در تحقیقاتی که تا کنون به‌عمل آمده است نمونه‌های بسیاری از شهیدان را می‌توان نام برد که با همین روش سربه‌نیست شده‌اند، از جمله شهیدان مجاهد، ابراهیم و زهرا طاهری، زهرا نیاکان و لیلا مدائن، نرگس خانبان، سیامک طوبایی، حسن افتخارجو، جواد تقوی قهی، محمد سلامی و بسیاری دیگر از شهیدان که شرح گزارشات تک به تک آنها در حوصله این مقاله نیست و به هر یک در جای خود پرداخته خواهد شد. اما برای روشن شدن این سیاست کثیف در این‌جا تنها به تشریح یک نمونه اکتفا می‌کنیم.

دو تن از مجاهدانی که به این شیوه سربه‌نیست شده‌اند ابراهیم و زهرا طاهری خواهر و برادری هستند که در سال ۶۶ بقصد پیوستن به ارتش آزادیبخش ملی هنگام خروج از کشور در مرز پاکستان دستگیر و از سال۶۷تا کنون هیچ اطلاعی از آنان در دست نیست

قاسم طاهری برادر بزرگتر آنها طی گزارشی به واحدتحقیق شهیدان قتل‌عام۶۷ در رابطه با مفقود شدن برادر و خواهرش چنین می‌نویسد:
«… وزارت اطلاعات ابراهیم و زهرا را که با هم در سال ۶۶ از داخل به‌سمت پاکستان می‌رفتند دستگیر کرد، آنها به یک کانال آلوده وصل شده و در تور وزارت اطلاعات قرار داشتند. وزارت اطلاعات برای این‌که رد گم کند و به خانواده بگوید که آنها دستگیر نشده‌اند بلکه به پاکستان و بعد هم به عراق! نزد مجاهدین رفته‌اند، در دو نوبت عکس دوتایی آنها را در زیر قاب‌عکس خواهر مریم و برادر مسعود! همراه با یک نامه دست نوشته و بدون تاریخ! برای مادرم ارسال می‌کند. یکبار به‌عنوان این‌که در پاکستان هستند یعنی به سلامت از کشور خارج شدند! و بار دیگر نامه‌یی از عراق! یعنی این‌که آنها به سلامت در منطقه و نزد سازمان رسیده‌اند. عکسها و نامه‌ها نزد خودم موجود است»…
قاسم در ادامه گزارش خود به تناقض این نامه اشاره کرده و می‌نویسد: «… تناقض مسأله این‌جاست که من سالها پیش از آمدن آنها در منطقه بودم و به‌راحتی به من دسترسی داشتند و اگر آنان به منطقه آمده بودند من کمتر چند ساعت می‌توانستم با آنان ملاقات داشته و حداقل این بود که در یکی از این عکسها حضور می‌داشتم»… قاسم طاهری در نامه‌اش به واحدتحقیق، به‌نقل از یکی از اقوامش نوشته است: «یک خواهر زندانی به خانواده‌ام گفته است که اواخر سال66 زهرا را در بهداری اوین دیده‌اند»… (با توجه به صحنه سازیهای وزارت اطلاعات در این زمینه خانواده تصور می‌کرد زهرا همراه برادرش به سازمان پیوسته و در منطقه نزد سازمان می‌باشند، لذا خبر دیده شدن زهرا در اوین را جدی نگرفته و آن را اشتباه فرض کرده بودند… !»

 

 

t.me/begoonah1
instagram.com/begoonah