آقای ترامپ!
فرزند مرا مأموران سیدعلی خامنهای، جلوی چشمم از خانه بیرون کشیدند و بردند و سه روز بعد، جنازهاش را تحویلم دادند.
مگر گناه پسرم چه بود؟ گناه پسر من نوشتن مطالب سادهای بود که در فضای مجازی بیست نفر هم خواننده نداشت!
در این هفت سالی که از کشته شدنِ پسرم میگذرد، جایی نبوده که سر نزده باشم. بارها دست به دامن خامنهای، قوه قضاییه، دولتیها و نمایندگان مجلس شدم تا به آنها بگویم …. یک دادگاه علنی و عادلانه تشکیل بدهید و به من بگویید چرا و به چه دلیل فرزند مرا کشتید؟
شاید از خودتان بپرسید من چرا این نامه را برای شما مینویسم؟ و چرا این نامه را برای خامنهای نمینویسم؟
از نظر من، خامنهای جنازهای بیش نیست. او از همان روزی که دروغ گفت و از روزی که دست به خون مردم برد، مُرد! او سالهاست که مرده.
خامنهای نسبتی با ایران و مردم ایران ندارد. نسبت او با عمامهای است که بر سر دارد. عمامهای که از آن خون و دروغ میچکد.
خواستم به شما بگویم: اول شهریور، سالروز تولد پسر کشته شدهام، ستار بهشتی به دست مأموران خامنهای است.
پنجشنبه ۳۱ مردادماه ۹۸
