«تشنج زدایی» امروزه به «کلمه رمز»سازشکاران و مماشاتگران بین المللی در نرد عشق بازی با رژیم تشنج طلب و آشوب زیی بنام «جمهوری اسلامی ایران» تبدیل شده است .!
اصولا «تشنج زدایی» بمنظور تخفیف بحران بین دو جبهه، یا دو گروه، یا دو بلوک و یا دو کشور متخاصم بمنظور حفظ ثبات و امنیت و صلح جهانی و یا منطقه ای بکار می رود!. «
تشنج زدایی» سیاست رسمی دو بلوک شرق و غرب در دوران حنگ سرد محسوب می شد و شامل یکسری از مذاکرات و دیدارهای دیپلماتیک بین سران دو ابرقدرت شرق و غرب بحساب می آمد که نهایتا منجر به انعقاد قراردادهایی بمنظور کاهش تولید تسلیحات کشتار جمعی و یا ایجاد توازن و کنترل در تولید آنها بمنظور حفظ صلح بین المللی می شد.
این سیاست بالطبع تا آنجا که به مردم جهان بر می گشت ، برای جلوگیری از یک جنگ جهانی خانمانسوز دیگر مورد استقبال و پشتیبانی بود و در این رابطه تظاهرات وسیعی هم در کشورهایی که از دمکراسی پایدار برخوردار بودند، صورت می گرفت!.

به نمونه هایی از آن را بنام «تظاهرات صلح» در کشورهای اروپای غربی بالاخص در کشور آلمان غربی سابق در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی قرن پیش در مخالفت با استقرار موشکهای بالستیک در لهستان و آلمان غربی سابق از سوی دو بلوک شرق و غرب یاد کرد که با استقبال میلیونی مردم همراه بود!.
در منظری دیگر «تشنج زدایی» برخاسته از خواست و اراده رهبران دو بلوک متخاصم بود و نشانگر تعهد آنها نسبت به َ«صلح جهانی»، حال با هر منظور و هدف دیگری از جمله تأمین منافع ملی. یعنی «تشنج زدایی» زمانی از معنی و مفهوم واقعی برخوردار می شود که دو کشور و یا بلوک متخاصم به هر دلیلی کاهش تنش و تخفیف آن را بعنوان یک استراتژی در دستور کار قرار داده و از آن کمال استقبال را بعمل می آورند!. یعنی به عبارت ساده تر بمنظور تأمین هدفهای عالیتری بنام «صلح جهانی» از خواست و مطالبه و منافع خویش کوتاه آمده و آرامش و تأمین آن را در الویت کار دستگاه سیاسی کشور قرار داده و از انجام هرگونه اقدام تحریک آمیزی که ایجاد تنش و تشنج می کند، ممانعت می ورزند!.
حال با مراجعه به ماهیت رژیم فاشیسم دینی حاکم بر ایران و تجارب ۴۰ ساله از دیدگاه و پراتیک آن بسادگی می توان دریافت که اصولا چنین رژیمی که با تمامی مقررات، معاهده ها و مقررات بین المللی در تناقض و تضاد ماهوی است، می تواند به اصل «تشنج زادیی» پایبند باشد؟!.
تجربه ۴۰ ساله این رژیم بما می گوید که انتظار «تشنج زدایی» ‌از این رژیم امری است عبث و بیهوده و تمامی کسانی که انتظار تحقق چنین خواسته و مطالبه ای را از این رژیم دارند یا ساده اند و از تجربه هیچ ناموخته اند و یا در زدوبند آشکار و پنهان با این رژیم، اهداف خاص خود را دنبال می کنند!. این رژیم بنا به ماهیتش از دو خط در سیاست داخلی و خارجی شناخته شده و نخ نما شده به جد پیروی می کند. سیاست داخلی سرکوب تمام عیار به هر شکل ممکن و در سیاست خارجی تشنج طلبی و بحران آفرینی. چرا؟.
چون این رژیم بعلت ماهیت سرکوبگرش از فضای تنفسی لازم برای ادامه حیات در درون یعنی جامعه ایران برخوردار نیست. این رژیم در درون ایران از هیچ پایگاه مناسی مردمی و ملی برخوردار نیست و مورد تنفر آکثریت قاطع مردم ایران قرار دارد و لذا ابتر و رو به موت و نابودی بوده و از هیچ آینده ای برخوردار نیست . چنین رژیمی برای ایجاد فضای تنفسی لازم مجبور است که به بحران آفرینی و تشنج طلبی در خارج روی آورده تا چند صباحی دیگر با استفاده از شکافهای موجود در روابط بین المللی و با زندگی لای این شکافها و درزها به حیات خفیف خود ادامه دهد!. لذا در عرصه دیپلماتیک به یک «ماله کش اعظم» (Great troweler) شدیدا نیازمند است!.
این ماله کش اعظم با طنازی و «دیپلماسی لبخند» به یمن دلبری از سیاستمدارانی همچون موگرینی و مکرون بهمراه فرش و پسته و خاویار ایران که از قضا در ودکای روسی را هم پوتین برای آنها باز می کند، دست بدست هم داده تا زمینه را برای جاه طلبی های ولی فقیه تهران که عمله آن ادعای حسینیه! سازی کاخ های کرملین و سفید را با همکاری پرستوهای بیت رهبری بنام «تشنج زدایی» دارند، فراهم آورند!.
وظیفه ما ایرانیانی که سرنگونی فاشیسم مذهبی ولایت فقیه را وجه همت خویش قرار داده ایم در شرایط کنونی این است که پرده از این سیاست رسوا و مماشاتگرانه بنام «تشنج زدایی» در خدمت به «صلح جهانی» برداریم. یعنی باید برای جهان با شگفتی روشن سازیم گه اگر در دوران جنگ سرد ، سیاست «تشنج زدایی» در خدمت به َ«صلح جهانی» قرار داشته و کلید واژه هایی در خدمت حیات بشر بود، امروزه «تشنج زدایی» در تنظیم رابطه با فاشیسم مذهبی ولایت فقیه در ایران چیزی نیست جز فراهم آوردن شرایط برای یک جنگ جهانی ویرانگر دیگر که ولی فقیه تهران و عمله اش آن را «جنگ آخر الزمان» می خوانند!.
علیرضا یعقوبی ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۹
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah