بی تردید شما هم مانند من در هنگام تلاش هایتان در کارزارهای مقاومت این حرف را با سُس سلطنت طلبی و وطن پرستی پوشالی از زبان کسانی که سالی چند بار بین ایران و اروپا و آمریکا و کانادا در رفت و آمد هستند زیاد شنیده اید که ضمن ابراز ارادت قلبی به پاسداران خمینی به عنوان مدافعان خاک ایران می گویند «مجاهدین در بین مردم ایران جایی ندارند»! اما وقتی فیلمها و تصاویر حضور پرشکوه و پر قدرت مجاهدین درهمه جا را به آنها نشان می دهید؛ چشم دیدن آن را ندارند و با تکرار تبلیغات وزارت اطلاعات رژیم می گویند اینها خارجی هستند و با پول و وعده گردش می آورند و چند تا عکس و فیلم می گیرند که بگویند هستند!
مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران در سلسله تظاهرات و گردهمایی و کنفرانس در ماههای گذشته قدرت و توان خود را در برابر دیدگان هرمنصفی به نمایش گذاشتند. بطوریکه رسانه های دولت های استمالت جو و مماشاتگر هم نتوانستند بر آن چشم ببندند.
و هر سال در برابر مقر سازمان ملل و در هنگام حضور روسای جمهور رژیم ضد ایرانی آخوندها

این مجاهدین و شورای ملی مفاومت بوده و هستند که با حضور پر شور و پررنگ وپر قدرت خود تعادل قوا را به سود مردم و مقاومت آزادیخواهانه مردم ایران می چرخانند. و امسال می بینیم که این هواداران مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران هستند که در برابر سازمان ملل و هتل اقامت آخوند روحانی حضور دارند و فریاد مردم ایران را به گوش دنیا می رسانند.
راستی دیگر مدعیان کجا هستند؟ آنهایی که همنوا با رژیم می گویند مجاهدین در ایران جایی ندارند؛لطف کرده در چنین مواقعی جای خود را به مردم ایران نشان دهند تا ببینیم وزن و قد وقواره سیاسی و تشکیلاتیشان چقدر است.
بدون شک و چنانچه خود بارها در برابر این پرسش قرار گرفته ام هموطنان ما در داخل ایران خواهان اتحاد و همبستگی ملی همه نیروهای سیاسی دخیل در مبارزه علیه نظام ولایت فقیه هستند. اما پرسشی که امروز هر ایرانی لازم است از خود بکند و جویای پاسخ آن باشد این است که به راستی با کدام نیرو و طرح و برنامه و استراتژی می توان رژیم سرکوبگر و فاسد حاکم بر ایران را سرنگون کرد؟ آیا باید چشم به قدرت های خارجی دوخت و به انتظار نشست؟ روند تحولات و تجارب تاریخی به چنین انتظار بیهوده ای پاسخ داده است و ما را به این حقیقت رهنمون شده که «کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما» نمونه های عراق؛ افغانستان؛ سوریه؛ لیبی و … شواهدی هستند که این حقیقت را برایمان روشن می سازند.
آیا باید دنبال مذاکره با دشمنان سفاک و خونریز مردم ایران رفت وبه انتظار گشایشی پس از چهل سال جرم و جنایت و ویرانگری نشست با استدلالی خام وقیاسی مع الفارق که در چهل سال پیش که رژیم هنوز یک دست و مسلط نشده بود مذاکره صورت گرفته و ممکن است در شرایط درماندگی و بن بست رژیم خون و جهل وجنون مجبور شود عقب نشینی هایی بکند و امتیازاتی بدهد! پس این شانس را نباید از دست داد! اگر رژیم در سرکوب مردم ایران و یا سیاست صدور بحران یک قدم عقب نشینی بکند که به شکستن طلسم اختناق راه می برد و کلاه تمامیت نظام در برابر خشم مردم پس معرکه است و مگر می شود مدعی مبارزه برای حقوق مردم بود و خود را جدای از مبارزه مردم ایران در تمامیتش دید و مگر می شود شهری و یا استانی از ایران را جدای از هم دید؟ بین حقوق وخواسته های مردم ایران هم نمیشود تبعیض قائل شد و نباید انکار و پایمال کردن بدیهی ترین حقوق طبیعی زنان و اقلیت های ملی و مذهبی از سوی فاشیزم مذهبی حاکم بر ایران و رژیم دیکتاتوری گذشته را جدای از آرمان مردم ایران که آزادی و عدالت و حقوق شهروندی برابر است دانست. می گویند تجربه به قیمت خون به دست می آید؛ آری؛ اما کسی که از تجارب خونین مذاکره با رژیم درس نگرفته باشد چگونه می تواند درس بگیرد؟! همچنین یک موضوع درون خلقی را که راه حلش مسالمت آمیز و با مراجعه به رای مردم و منافع مردم است و با سرنگونی نظام سرکوبگر حاکم به عنوان دشمن اصلی مردم ایران می توان به آن دست یافت چگونه می توان با کمک سیاست های استعماری از دشمن خلق گدایی کرد!
آیا باید منتظر فروپاشی نظام بر اثر فشار تحریمها و خود بخودی بود و برای میوه چینی کیسه دوخت؟( این رژیم نه با تحریم و نه بطور خود بخودی فرو نمی پاشد.)
یا باید صادقانه و منصفانه و دلسوزانه و دردمندانه به فکر ملتی بود که دردی مشترک و درمانی مشترک دارد و این درد مشترک هر گز جدا جدا درمان نمیشود. اینجاست که پاسخ پرسش را در مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران به عنوان اپوزسیون اصلی رژیم ولایت فقیه باید دید. با هر اختلاف نظر فلسفی و اعتقادی. نیرویی که دارای قدرت سیاسی وتشکیلاتی و برنامه مدون و مشخص برای همه مسائل جامعه ایران دارد و با اتحاد و همبستگی با این نیرو می توان توده های مردم را برای پیکار آزادی سازمان داد و متشکل و متحد نمود. تظاهرات نیویورک مجاهدین و شورای ملی مقاومت صدای جنبشی است که نماینده واقعی مردم ایران است. صدایی که در اوج حضیض و بن بست رژیم بیشتر شنیده شد و شنیده می شود و روز به روز حقانیت خود را به همگان تحمیل می کند. با پیوستن و همبستگی و اتحاد با این صداست که صدای مردم ایران علیه نظام ولایت فقیه پر طنین تر میشود و سرنگونی اش محقق می گردد.باید یکی شویم.

فرامرز محمودی ۳ مهر۱۳۹۸
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پنجشنبه ۴ مهر۱۳۹۸
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah