آخوند مهدی تاج‌زاده :
صد متر آنطرفتر، چه ضرب دستی هم داشت. با یک سنگ بزرگ.
سؤال خبرنگار فارس: دیدید که کی بود؟
امام جمعه لردگان: بله، دیدمش کی بود ولی من شناسایی نکردم. صورتهایشون اینطوری بسته بودند. حدود ساعت ۱۲ و ده دقیقه بود که شروع کردند در زدن، لگد زدن. در زدند رفتند سمت اوقاف. یه چند تا سنگ زدند و شیشه‌های اوقاف را شکستند برگشتند ایشون خط می‌دادند. صدای دادش می‌اومد دفتر دفتر. خط می‌داند بهشون. قشنگ صداش توی گوشم هست. می‌گفت داد می‌زد. حالا، کی بودند غریبه بودند. بیشترشون حالا من که دیدم بعضیهاشون حالا لهجه لری و اینها نداشتند. چند تا شون. حمله کردند از این در نتونستند بیایند بیرون. چون ماشین پشتش گذاشتیم. از این ور آمدند حالا، من که دیدم خانواده خطرناکه رفتم از اون.یک لگد هم به در خانه ما زدند.
به حضور شما عرض کنم اومدم دم کوچه. دیگه رسیدم این‌جا، یک ساعت. ۱۲ و نیم. دوازه ربع تا یک ربع یک و نیم تقریباً یک ساعت تمام با خیال راحت بدون هیچ مزاحمتی یکی یکی می‌بردند بیرون آتش می‌زدند.

می بردند بیرون، این‌رو بگم آموزش دیده بودند. به‌محض این‌که رسیدند به دفتر اول دوربین رو شکستند. ما داشتم از بیرون دوربین رو می‌دیدم. دو تا دوربین رو فوری کندند. توی دفتر هم که اومدند اولین کاری که کردند حافظه ذخیره‌سازی رو بردند. کیس کامپیوتر رو هم بردند. دوربین دفتر رو هم بردند. هر چه که احساس می‌کردند اطلاعاتی باشه همه رو سوزندند.

 

دوشنبه ۱۵ مهر ۹۸

 

http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah