روحالله زم و آمدنیوز یک پروژه امنیتی بودند؛ برنامهریزی، سیاستگذاری و اجرای این پروژه از ابتدا تا انتها و از صفر تا صد با باند(هایی) امنیتی و سیاسی در درون فرقه تبهکار حاکم بر کشور بود.
نگاهی حتی گذرا به اخبار و گزارشهای آمدنیوز و مصاحبههای شخص زم، به روشنی هرچه تمامتر موید این گزاره بود؛ انتشار انبوهی از اخبار جهتدار یا جعلی برای تقویت برخی مقامات و باندهای درونی رژیم و تضعیف و نابودی برخی دیگر از آنها، ایجاد توهمات و هیجانات کاذب، کانالیزه کردن جریان خبررسانی در خارج از کشور، دشوار کردن فرایند تشخیص خبر درست و موثق با شایعه و ضداطلاعات، دادن امید واهی و ناامیدی جعلی به مردم، بیاعتماد کردن افکار عمومی به رسانهها و روزنامهنگاران مستقل و آزادیخواه (هرچند اندک) و آلوده کردن فضای خبری خارج از کشور، از جمله کارویژههای اصلی زم در آمدنیوز بود.
او حتی در نخستین فیلمی که از وی پس از به اصطلاح دستگیری منتشر شد، همچنان به وظایف و ماموریت خود عمل کرد؛ با القای این نکته به مردم که نباید به هیچ دشمن جمهوری اسلامی اعتماد کرد.
آمدنیوز در عین حال پاسخ به یک نیاز بازار بود: شبنامه
شوربختانه بخشهای نه چندان اندکی از جامعه ایران عاشق شبنامه هستند. عاشق اینکه بشنوند یا بخوانند (مثلا) مجتبی خامنهای و حسین طائب و قالیباف شبانه با یک هواپیما پر از شمش طلا و دلار، تهران را به مقصد مسکو ترک کردهاند. یا اینکه اسحاق جهانگیری پای بساط دود و دم با مصطفی پورمحمدی بازداشت شده یا اینکه وحید حقانیان بیت بازداشت شده و اباطیل دیگری مانند این…
اخباری به شدت جنجالی که در فضای غیرآزاد رسانهای و غیردموکراتیک حکومتی، نه میتوان آنها را تکذیب و نه تایید، اما میتوان باور کرد!
روحالله زم به عنوان یک بچه آخوند قالتاق به خوبی این نیاز بازار را بو کشید و موادش را از رفقای امنیتی خود در تهران دریافت میکرد. در این راستا و به طور طبیعی، گهگاه باید اخباری صحیح، به شدت جنجالی و جذاب هم به مخاطب ارائه شود تا اعتبار کسبشده ناشی از آن پوششی برای قبولاندن اخبار جعلی به مخاطب و در نهایت مهندسی و انحراف افکار عمومی باشد.
پروژه آمدنیوز به پایان خود رسید اما کلاهبرداران و شارلاتانهای شبنامهنویس همچنان در فضای رسانهای فارسی حضور دارند. امید است شناسایی و تشخیص آنها حالا حتی برای مخاطب ساده نیز آسانتر شده باشد.
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah
