قیام مردم ایران افسانهٔ امنیت رژیم بلکه همراه با آن یاوهٔ اقتدار و ثبات نظام را هم به‌ باد داد و توجیهات مماشاتگران و حامیان آشکار و پنهان رژیم را نیز به‌ باد افشا سپرد. این جماعت استدلال می‌کردند درست است که این رژیم یک رژیم مطلوب نیست و به‌دلیل دگمهای مذهبی خود برخی آزادیهای فردی را به‌رسمیت نمی‌شناسد و حقوق‌بشر را رعایت نمی‌کند، اما قدرت دارد و هنوز بخشهای وسیعی از مردم به‌خصوص اقشار فرودست به‌دلیل اعتقادات مذهبی هنوز از آن حمایت می‌کنند. اما قیام به‌سان عصای موسی، بساط همهٔ این جادو جنبلها را بلعید و در لهیب خود سوزاند و یک حقیقت را هر چه بیشتر برجسته کرد؛ این‌که مردم ایران هرگز و هرگز تن به‌ این رژیم پلید نداده و نخواهند داد.
رژیم البته با دست و پا زدنهای مذبوحانه و با به‌راه انداختن ضدتظاهراتها در این شهر و آن شهر با عنوان مسخرهٔ «خودجوش» تلاش می‌کند آب رفته را به‌جوی بازگرداند، اما هرگز نخواهد توانست آنچه را که در این قیام مهر اثبات خورد بپوشاند.
هم‌چنین ممکن است رژیم با بگیر و ببند و حتی اعدام و کشتار بخواهد حرکت جنبش انقلابی را کند کند، اما هرگز نخواهد توانست بر آن غلبه کند و قیام را خاموش سازد. این حقیقت چنان است که حتی علی ربیعی سخنگوی دولت روحانی و از کهنه دژخیمان وزات اطلاعات نیز ناگزیر به‌آن اذعان کرده و هشدار می‌دهد: «علل زمینه‌ای (قیام) که مهم‌ترین آنها ذهنیت ناآرام (جامعه) و جریانهای موج‌سوار و تحریک‌کننده است کماکان باقی مانده و با هر عامل جدیدی می‌توانند مسأله‌ساز شوند». (روزنامهٔ ایران ـ ۲آذر ۹۸).
آری، این آتشفشان خاموشی ناپذیر است، حتی هنگامی هم که ظاهراً خاموش است، گدازه‌ها در اعماق در حال حرکت و جوشش و تراکمند تا باز و این بار مهیب تر از پیش به‌غرش درآیند و فوران کنند.
این انقلابی است تا پیروزی!

 
آذر۱۳۹۸
t.me/begoonah1
instagram.com/begoonah