خانم شیربیشه :
«در حال شعار دادن بودم که ناگهان دیدم سیل جمعیت مردم دارند به سمت پایین بلوار، جایی که من ایستاده بودم می‌آیند و فریاد می‌زنند می‌کُشم، می‌کُشم، آن که برادرم کشت. جسد پویا را روی دست گرفته بودند. صورت خونی پویا در حالی که بدنش روی دست مردم حمل می‌شود، آخرین تصویری است که من از او در ذهن دارم. فوراً او را به بیمارستان قائم کرج رساندیم که دیدیم دیر شده و او در همان لحظه شلیک گلوله جان داده است…»
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
t.me/begoonah1
instagram.com/begoonah