قلای مه ریوان پال به م و پیووا/قلاگه م رمیاس پال به م وکیوا

این شعری در ترانه های فلکلوریک کردی کرماشانی و بویژه هورامی در باره مریوان و قله هایش که جایگاه مقاومت بوده اند می باشد. شهرستان مریوان در استان کردستان ایران قرار دارد و با عراق هم مرز است قدمت تاریخی این شهر به ۱۸۰۰سال قبل از میلاد برمیگردد و مورد توجه سیاحت گران بین المللی قرار دارد . این شهر یکی از مناطق مهم کرد نشین ایران به‌شمار میرود و سابقه باستانی و دیرینه در جنگ با امپراتوریها و شاهان و قدرت های سرکوبگر داشته است. قلعه های باستانی و مستحکم این شهر و دشت مریوان و کوه‌های سر به فلک کشیده اش همیشه جایگاه پروراندن قهرمانان و جنگاوران شجاع و دلیر این شهر بوده است مردم این شهر صحنه هایی از فراز و نشیب و ویرانی و آوارگی را طی تاریخ پر رنج خود تجربه کرده اند که بدترین نوع آن حاکمیت ملاهای بنیادگرا پس از ۱۹۷۹ بوده است.

 

مردم دلیر مریوان طی ۴۰ سال حاکمیت ملاها صحنه های جنگ آوری، شجاعت و شورش را به گنجینه تاریخی این شهر افزودند یکی از صحنه های جدید و بیاد ماندنی پیوستن آنها به اعتراضات سراسری مردم ایران در ۲۷ آبان ۹۸ بود. زمانیکه جرقه گرانی بنزین بر باروت خشم خلق زده شد شاهدان عینی صحنه ها را در خیابانهای شهر مریوان اینچنین توصیف کردند .
اعتراضات در مریوان روز شنبه ٢۵ آبان (١۶ نوامبر) حدود ساعت ده صبح آغاز شد. در این روز جوانان مریوانی اقدام به خاموش کردن خودروها و ترک آنها به صورت مسالمت آمیز نمودند. آنها پلاکاردهایی در اعتراض به گرانی بنزین به دست گرفته و یا به شیشه ی ماشینهایشان چسبانده بودند.
بعد از ظهرطنین شوم و سنگین نیروهای امنیتی از دور شنیده شد که وارد شهر شدند. ابتدا با حمله به میدان سرباز و سپس چندین میدان اصلی شهر اقدام به کندن پلاک خودروهای متوقف شده در کنار خیابانها و تهدید مردم و تخریب و شکستن شیشه ی خودروهای توقف کرده نمودند و با تهدید اعلام می کردند که به زودی صاحبان پلاکها شناسایی و تنبیه خواهند شد.
در همین زمان گارد ویژه به ناحیه شبرنگ وارد شده و به مردم حمله کردند. معترضین برای دفاع از خود با این نیروها درگیر شدند و نیروهای گارد ویژه را فراری داده و آنها به داخل ساختمان دخانیات در شبرنگ رفتند.
تعدادی بسیجی و لباس شخصی اقدام به تحریک جوانان نموده تا به ساختمان حمله کنند اما مردم با هشیاری از این اقدام خودداری نمودند.
هوا که رو به تاریکی رفت ناگهان نیروهای گارد ویژه در داخل ساختمان دخانیات به روی پشت بام رفته و اقدام به تیراندازی به سمت مردم نمودند.
همه در ابتدا فکر می کردند گلوله ها مشقی هستند تا آنکه گلوله ها به مردم اصابت کرده و چندین تن را مجروح نمود. معترضین حتی تا زمان دیدن خون های ریخته شده فکر میکردند این گلوله ها مشقیست.
در این زمان اولین گلوله دو تن از جوانان را شهید کرد. اولین شهید «عثمان نادری» بود که گلوله مستقیما با سر او برخورد کرده بود و دومین شهید هم «بهروز ملکی» بود که گلوله وارد قلب او شده بود.
مردم که تازه فهمیده بودند چه اتفاقی افتاده ابتدا همه در شوک فرو رفتند. به دلیل بسته بودن خیابانها احتمال انتقال مجروحین با آمبولانس وجود نداشت. مردم با پای پیاده و یا موتورسیکلت مجروحین و جان باختگان را به بیمارستان فجر که در نزدیکی محل حادثه واقع شده است منتقل کردند. با پخش این خبر تمام شهر در بهت و ناباوری فرور رفتند. کادر و پرسنل بیمارستان که انتظار چنین فاجعه ای را نداشتند با کمبود نیرو و پزشک مواجه شدند. در آن زمان تنها دو پزشک در بیمارستان حاضر بودند که قادر به رسیدگی به این همه مجروح نبودند. عثمان نادری در همان دقایق اول جان خود را از دست داده بود. بهروز ملکی در بیمارستان هنوز زنده بود اما چون گلوله وارد قلب او شده بود پزشکان اعلام کردند که هیچ کاری نمی توانند برای او انجام دهند و به سراغ سایر مجروحین رفتند.
اعتراضات مسالمت آمیز مردم که با گلوله پاسخ داده شده بود به خشونت کشیده شد و شهر به سنگر مبارزه و میدان جنگ بدل شد.
میادین شهر به تصرف جوانان و زنان که جلودار این نبرد بودند درآمد. میدان جهاد، کوره ی موسوی، میدان سرباز، شبرنگ، میدان باوه رشی همه سنگربندی و به محل نبرد تبدیل شد. مردم با سنگ و نیروهای امنیتی با گلوله و سلاحهای ساچمه ای. الن لوین، در کتاب «تاریکی بر فراز دانمارک» نوشت هیتلر صرفا به این خاطر نتوانست در دانمارک به پیروزی دست یابد که دانمارکی‌ها اجازه‌ چنین کاری را به او ندادند ، و اکنون تاریخ تکرار میشد. جوانان و زنان دلیر مریوان اجازه چنین کاری را به نیروهای وابسته به نیروهای امنیتی خامنه ای نمی‌دادند.
رژیم به صورت تعمدی برای در مقابل هم قرار دادن کوردها از نیروهای مزدور محلی خود خواسته بود تا با لباس کردی به مقابله با معترضان بروند. اما این توطئه هم کارآیی نداشت. تمامی میادین، خیابانها و مناطق و کوچه های مختلف شهر به محل نبرد و مبارزه ی جوانان تبدیل شده بود و همین گستردگی نیروهای رژیم را از سرکوب آنها ناتوان کرده بود.جنگ و گریز جوانان باعث سردرگمی نیروهای امنیتی و ناتوانی آنها در سرکوب شده بود. جوانان و نوجوانان خشمگین و سرخورده که خود را محروم از هرگونه امکانات و حق اعتراضی در این کشور می دیدند با مشاهده ی کشته و زخمی شدن رفقایشان سعی در ضربه زدن به نیروها و منافع رژیم برآمدند و مراکز بسیج و انتظامی، بانکها، پمپ بنزینها، فروشگاههای وابسته به سپاه را به آتش کشیدند.
قیام کنندگان علیرغم قطع خطوط اینترنت و تلفن همراه مردم اما به مدت یک هفته به تجمعات خود ادامه دادند.

هرچند هیچ حمایت خارجی موثری از معترضین در ایران و کردستان نشد اما این امر سبب ناامیدی مردم نشده و آنها به قدرت و توانایی خود پی بردند. رخدادهای اخیر همچنین ضعف گسترده را در میان نیروهای امنیتی رژیم آشکار کرد و نشان داد رژیم ملاها یارای مقابله با این مقاومت سترک را ندارد.

 

 
پنجشنبه ۱۴ آذر۱۳۹۸
t.me/begoonah1
instagram.com/begoonah