كسانی به اسم هنرمند و سلبريتی و نويسنده و خواننده نيز ،شمشيرخون آلودشان را شسته و آنرا تيزتر ميكنند!
و حالا به همین هنرفروشان بیشرم و بی شرف نگاه کنید، کجا هستند؟
کسانی که تبلیغ این روحانی جلاد و شیاد را می‌کردند!
با خاک پاشیدن بر روی مردم قهرمان مان، وعده با روحانی تا سال ۱۴۰۰ می‌دادند!
از آن جماعت هنربند مفلوک و فرتوت و البته بی شرم و بی شرف!چند نفرشان مردند و جز لعنت مردم چیزی برای خود نخریدند!
بعضی از کشور با پول‌های هنگفت، به خارج رفته، و آن دیگرانی که مانده اند، نیز در برابر قیام آبان ماه مردم ما خفه خون گرفته و به لانه های خود خزیده اند، تا زمانی دیگر، با کف ودف و دستمال بردست مجددا شمشیر جنایتکاران را شسته و تیز کنند!
البته زهی خیال باطل!
مردم ما با این قیام شکوهمند شان مشتی محکم ، بسان گرزی گران بر تمامی دستگاه این حاکمیت زدند و با پرداخت قیمتی سنگین از شهدا و مجروحین و دستگیر شده گان، بر دهان همه این جنایتکاران و حامیان و این به اصطلاح هنرمندان زدند!
سخناني از شاعرشاعران ايران زمين احمد شاملو در وصف اين هنربندان بي شرم و بي شرف!
… و بايد بگويم که متاسفانه درست در چنين شرايطی است که روشنفکر می بايد به پا خيزد و حضور خود را اعلام کند و ناگزير در چنين شرايطي، روشنفکری که بخواهد به رسالت وجدانی خود عمل کند بايد ابتدا پيه شهادت را به تن خود بمالد .»
» اين چيز عجيبی نيست. روشنفکران برای اولين بار نيست که پشت حکومتها پنهان می شوند و سر از آخور حکومت در می آورند. چيزی که عجيب است در اينجا هميشه مردم عادی از به اصطلاح روشنفکر و هنرمندش جلوتر بوده اند. جامعه سالهاست که از اين دستگاه متنفر است. اين تحليل های کارشناسان و روشنفکران است که سعی می کنند به اين جانوران هويت ديگری بدهند، اگر روحانيت را در طول تاريخ آن ببينيد، انواع و اقسام کثافت ها در دستگاهش يافت می شود، فقط دموکراسی و افتخارات دموکراتيک را کم داشته که آنهم روشنفکران و کارشناسان اجتماعی دو دستی دارند می گذارند توی کاسه اش!
» هزار سال سياه هم نمی خواهم چاپ بشوند. تا اينها زنده اند، برايم فرق نمی کند چه چيزی چاپ بشود يا نشود. به آزادی چقدر توهين می شود که آن را به اين جانوران نسبت می دهند و می خواهند در بساط اين شارلاتان ها جايش بدهند. آزادی برای اين حکومت همانقدر کشنده است که سم های خطرناک برای بدن انسان. اين حکومت مانند ماشينی است که از کار افتاده وهيچ چيز اين ماشين بهم نمی خورد. اين است که هر شگردی هم بکار ببرند نمی توانند اين ماشين جنايت را به حرکت وادارند فقط با اين شگردها می خواهند مدتی جامعه را سرگرم کرده و انقلاب ديگری را به تعويق اندازند.»
» بوی گند اين لقمه هم اکنون به مشام می رسد، شعر دولتی يا رسمی … من اصلا نه مشتری اش هستم و نه آن را می خوانم. شعری که در روزنامه ها و بلندگو های رژيم ها چاپ شود برای من اصلا شعر نيست. بنده هنر بدون تعهد را دو پول ارزش نمی گذارم. هنرمند هميشه بر قدرت است نه با قدرت، حالا اگر يکی می خواهد برود با قدرت باشد، بگذار برود خودش را با بند تنبان فلان رئيس جمهور دار بزند. اصلآ برايم مهم نيست نه زنده بودنش برايم مهم است نه مردنش. گفتند شهريار مرد گفتم اصلا بيخودی به دنيا آمده بود. يک آقايی که دست به قصيده ساختنش
خيلی عالی است و ظرافتی درکارهايش است، وقتی مسئوليت سرش نمی شود، خطرناک تر است .هنر که می تواند چيز مفيدی را زيباتر عرضه کند و به آن قدرت نفاذ بيشتری بدهد بايد از خنثی بودن شرم کند.فضيلت هنرمند است که در اين جهان بيمار به دنبال درمان باشد نه تسکين، به دنبال تفهيم باشد نه تزئين، طبيب غمخوار باشد نه دلقک بيعار .»
احمد شاملو
سعيد _پاريس
جمعه ٦دسامبر ٢٠١٩

 

 

 

یکشنبه ۱۷ آذر۹۸
t.me/begoonah1
instagram.com/begoonah