در ابتدا لازم است خاطر نشان شود که همه نظامهای دیکتاتوری و در همه سیاست های ارتجاعی استعماری در سراسر دنیا و در طول تاریخ فریب و نیرنگ روش و ترفندی است که برای گمراه کردن جامعه و خنثی کردن تهدید اصلی و واقعی به کار برده شده ومی شود. اما در نظام ولایت فقیه که نظامی واپسگرا و عقب مانده و ضد تاریخی و ضد ایرانی است؛ نیاز به فریب ونیرنگ و دجالگری هم یک نیاز مبرم و هم جزو ذات آن است. خمینی بنیانگذار این نظام یک آخوند دجال بود که با دجالگری و به گفته خودش «خدعه» کردن! یعنی مردم را فریب دادن با وعده های دروغین بر خرمراد سوار شد و به دجالگری و دروغ گویی بی دریغ معروف بود. به عنوان مثال وقتی با اوج گرفتن قیام مردم ایران علیه دیکتاتوری شاه دیگر آینده ای برای حفظ این دیکتاتوری متصور نبود و گزینه دیگری هم برای ادامه ساختار این دیکتاتوری وابسته وجود نداشت؛ سیاست های استعماری خمینی را که تا آن زمان اساسا مطرح نبود از عراق به فرانسه برده و در بوق وکرنا کردند و به مردم ایران تحمیل نمودند.او که از یک شم ضد انقلابی و هشیاری غریزی فوق العاده ای برخوردار بود با استفاده از جهل و نا آگاهی مردم نسبت به ماهیت وی و شبکه آخوندهایی که در زیر سایه ساواک در سراسر ایران حضور داشتند و به دلیل ضرباتی که جنبش انقلابی مردم ایران متحمل شده بود از یک سو و از سوی دیگر تمرکز جامعه بر سرنگونی رژیم شاه میدان را برای عرض اندام خالی دید و با سوار شدن بر خواست مردم انقلاب دمکراتیک مردم ایران را مصادره نمود و با مشروعیتی که از این راه و نیز به عنوان یک مرجع دینی کسب کرده بود توانست به قدرت برسد و با یک ترفند دجالگرانه خود را یک رهبر انقلابی و ضد امپریالیست جا بزند! او با سوار شدن بر موج احساسات مردم توانست خواسته های آنها را به انحراف ببرد و به عنوان یک ترفند علیه خودشان به کار بگیرد.
اشغال سفارت آمریکا و راه انداختن بحث لیبرال ارتجاع نخستین ترفند خمینی برای از میدان به در کردن اپوزسیون
نخستین ترفند خمینی اشغال سفارت آمریکا برای مصادره به مطلوب شعار ضد استعماری و ضد امپریالیستی و استقلال طلبانه مردم علیه دخالت خارجی بویژه دخالت آمریکا در امور ایران در جریان کودتای ۲۸ مرداد بود که برای خلع سلاح کردن نیروهای انقلابی آن را به کار برد. وی با این ترفند توانست در بین نیروهای سیاسی تفرقه ایجاد کند و یک جبهه متحد با کمک حزب توده شکل دهد که با عنوان «جبهه متحد ارتجاع» شناخته می شد.
این جبهه که اعضای تشکیل دهنده اش حزب توده؛ سازمان اکثریت؛ جبهه مسلمانان مبارز به سردمداری حبیب الله پیمان و حزب جمهوری و دارو دسته خمینی بود؛ با شعار لیبرالها (منظور دولت بازرگان و… ) جاده صاف کن امپریالیسم هستند خط ضد انقلابی خود را پیش می برد و هدف خمینی از یک سو حذف جناح لیبرال حاکمیت و از سوی دیگر سرکوب آزادیهای دمکراتیک و بستن فضا به روی جامعه و نیرهای سیاسی و انقلابی بود. اعضای این جبهه با سنگر گرفتن پشت شعارهای ضدامپریالیستی خمینی که نه از موضع ترقی خواهانه بلکه از موضع ماقبل سرمایه داری و واپسگرایانه بود؛ هرگونه فعالیت جریانهای سیاسی مخالف ارتجاع و انحصار طلبی را به سود لیبرالهای جاده صاف کن امپریالیسم مصادره به مطلوب می کردند و اسب خمینی و دارو دسته مرتجع و ضد انقلابی اش را برای تاسیس سپاه پاسداران و گسترش چماقدار و پاسدار و بسیجی و قبضه کردن قدرت و مصادره انقلاب دمکراتیک مردم ایران زین می کردند. آنها در این مسیر تا آنجا پیش رفتند که پاسداران را به سلاح سنگین مسلح می کردند و در لو دادن و دستگیری مخالفین خمینی و رژیمش همکاری می کردند. این طیف_خائن اگرچه درخدمت به خمینی ضربات زیادی به جبهه آزادیخواهی مردم ایران وارد کردند اما خود نیز پس از آنکه خمینی استفاده لازم را از آنها نمود قربانی سیاست سرکوب و اختناقی که امام ضد امپریالیستشان آنها را بازیچه دست خود کرده بود شدند و لاجوردی به فرمان خمینی آنها را سبیل تا سبیل پشت تلویزیون آورد تا سه سه بار نْه بارشان را بگویند و توبه کنان ایدئولوژی خود را نفی کنند و با شگفتی بگویند اسلام آورده اند!
این ترفند به خمینی یاری رساند فضای بازی که در پرتو انقلاب ضد سلطنتی ایجاد شده بود بسته شود و خمینی در مدت کوتاه دو سال و نیم بساط سانسور و خفقان و بگیر و ببند و زندان و شکنجه و اعدام را در سراسر ایران بگستراند و هزار هزار جوانان ایران را به مسلخ ببرد.
یکی از خائنینی که با متلاشی کردن یک جنبش انقلابی توانست در پیشبرد این خط ضد انقلابی وضد مردمی به رژیم خمینی بیشترین خدمت را بکند فرخ نگهدار بود که پس از آن هم در ترفندهای دیگر رژیم به عنوان یک پاسدار سیاسی نظام مدد رسان بقای این رژیم و ادامه سیاست های ضد مردمی و ضد ایرانی اش بود.

ادامه دارد…


دوشنبه ۲۵ آذر۱۳۹۸
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah