جنگ ضد میهنی ترفندی دیگر برای فریب و چپاول و کشتار و صدور بحران
خمینی و دارو دسته واپسگرا و ضد انقلابی اش در تضادو ناهمخوان و ناتوان از پاسخگویی به خواست های مردم ایران که در انقلاب دمکراتیک ضد سلطنتی به اختصار استقلال؛ آزادی و حاکمیت مردمی بیان شده بود؛ در پی یک راه برون رفت بودند که بتوانند هم رژیمشان را حفظ کنند و هم با ایجاد بحران و دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر زیر عنوان صدور انقلاب انگیزه و دستاویزی برای مهار و به هرز دادن نیروهای آزاد شده از انقلاب را داشته باشند.

برای این منظور تز و تئوری بست و گسترش انقلاب اسلامی را عرضه کردند. این نظریه یک نیروی پیشبرنده (سپاه پاسداران) نیاز داشت که مصرفی دو منظوره داشت. سرکوب جامعه و مخالفین سیاسی در داخل و صدور ارتجاع و تروریسم به کشورهای مسلمان از جمله عراق به دلیل اکثریت شیعه؛ حکومتی مستقل و منزوی و مرز مشترک طولانی با ایران و …
سازماندهی گروههای مزدور مانند حزب الدعوه و   سپاه بدر و حزب الله لبنان و …

برای این هدف بود و دخالت در امور داخلی عراق و تحریک حکومت عراق به یک جنگ هشت ساله دامن زد که خمینی برای بقای رژیمش نیاز داشت. او با این جنگ ضد میهنی توانست در حالی که شبانه روز فرزندان مردم ایران را در زندانها کشتار می کرد بر جنایاتش سرپوش بگذارد و جامعه را با جنگ مشغول کند و سوخت تنور جنگی اش را از جوانان ایران تامین نماید.

در این راه باز جبهه متحد ارتجاع و پس مانده های دیکتاتوری شاه و جریانهای که عصای زیر بغل نظام شده بودند مانند دار و دسته ابراهیم یزدی پشتیبان خمینی بودند و در حالیکه جنبش اپوزسیون شعار صلح و پایان دادن به این جنگ ضد میهنی را می داد آنها با پنهان شدن پشت شعار وطن پرستی پوشالی به خمینی یاری رساندند تا هم بقای رژیمش را تضمین کند و هم سرمایه های مردم ایران را در تنور جنگ بسوزاند و هم جنبش اپوزسیون را به حاشیه و زیر سایه جنگ ببرد و اعضا و هوادارانش را کشتار کند.

رژیم تا پیش از قیام دی ماه همچنان در فضای مجازی از این ترفند علیه اپوزسیون اصلی و واقعی استفاده می کرد و در حالیکه پاسداران دزد و فاسد و جنایتکار را که در سوریه مشغول کشتار بودند و تمرین جنایت برای کشتار مردم ایران می کردند و آشکارا می گفتند اگر در سوریه نجنگیم باید در خیابانهای کرمانشاه و خوزستان وتهران بجنگیم مدافعان ایران می نامیدند؛ اپوزسیون سرنگونی طلب را به خیانت و همکاری با دشمن موهومی که خمینی برای آدرس عوضی دادن و توجیه صدور بحران و تروریسمش و بر باد دادن سرمایه های ایران ساخته بود می کردند. این در حالی بود که جنبش اپوزسیون دشمن را نه عراق یا آمریکا و …

بلکه خود رژیم و خمینی می نامید و بر آن تاکید می ورزید. در قیامهای ۸۸ و ۹۶ مردم ایران با سردادن شعارهای «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» و «سوریه را رها کن فکری به حال ما کن» و «دشمن ما همینجاست دروغ میگن آمریکاست» بر درستی سیاست اپوزسیون علیه جنگ طلبی خمینی و پاسدارانش صحه گذاشتند و همنوایان رژیم را بور و رسوا کردند.
با گل گرفتن تنور جنگی خمینی از سوی جنبش اپوزسیون با تاسیس ارتش آزادیبخش ملی و عملیات برای سرنگونی که منجر به زهر خوردن خمینی شد و با جستن از خطر سرنگونی در عملیات این جنبش در منطقه کرمانشاه با نام عملیات فروغ جاویدان که هدفش شکستن شهاب وار اختناق و به میدان کشیدن مردم و نبرد برای سرنگونی بود؛ خمینی و دارو دسته ضد انقلابی اش با کشتار و قتل عام زندانیان سیاسی به قصد دور کردن شرایط ذهنی با کمک حامیان داخلی و بین المللی اش به ترفند دیگری (مدره نمایی) روی آوردند تا بتوانند ازمهلکه بگریزند و البته امدادهای غیبی مانند حمله نظامی عراق به کویت و جنگ خلیج هم به یاریشان آمد.

 

ادامه دارد…

 
سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۸
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah