آرشام ابراهیمی متولد۱۳۷۷بود. جوانی مجردمظلوم وپاک ومعصوم و عاشق موسیقی بود.
درگروه سرود «طاها» چندسال فعالیت داشت و در جشن وشهادت ائمه در اصفهان وشهرهای ایران سرود میخواندند.
عاشق ورزش تنیس بود.چندترم در دانشگاه ثبت نام کردودوست داشت درآینده ادامه بده .ازوضعیت اقتصادجامعه وکارفرماها ناراحت بود.دراین چندماه جاهای مختلف پاره وقت سرکارمیرفت.چند روز آخرم درشرکت کپسول های آتشنشانی کارمیکرد .
عاشق شهادت بودودوست داشت دررکاب آقا امام زمان باشه. میگفت دوست دارم یه کلنیک دندانپزشکی بزنم. الهی بمیرم چقدرآرزو داشت.
شنبه ۲۵آبان درترافیک پل رباط اصفهان ماند.
بعد از چهار ساعت پدرش زنگ زد و گفت ماشین رارهاکن بیا گفت چشم و توسط نیروهای امنیتی گلوله خورد. ازاون لحظه به بعدتاصبح همه کلانتری ها وبیمارستانها سرزدیم ولی کسی جوابگو نبود.
تاچهار روز تمام ارگان وسازمان هاواطلاعات سر زدیم ولی جوابی نشنیدیم! تا اینکه شب چهارشنبه پیکرپاک پسرم راتحویل گرفتیم وشبانه به همراه ماموران اطلاعات غریبانه ومظلومانه وبی سروصدا به خاک سپردیم.
به کدامین گناه پسرم راکشتید؟!
من هرگز نه می بخشم نه فراموش میکنم.
این داغ سخت وسنگین است .پسرم همه چیز وهمه کسم بودخیلی صمیمی بودیم .مادرت بمیره برای مظلومیتت روحت شادویادت همیشه جاودان
پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۸
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah
