اگر به پروسه روی کار آمدن سلطنت و رژیم ولایت فقیه نگاه کنیم، می بنیم که ولایت فقیه ادامه تاریخی حکومت شاه بوده است . درسال ۳۲ حکومت مصدق بوسیله اتحاد شاه و آخوند کاشانی و امپریالیسم آمریکا و انگلیس سرنگون شد، همه آخوندها، از حکومت شاه حمایت میکردند و حافظ آن بودند . شاه هرگز روحانیت را سرکوب نکرد. شاه حتی بعد از سال ۴۲ هم با خمینی درگیر نبود، شریف امامی و ژنرالهای شاه در سالهای اواخر حکومت شاه ارتباطات گسترده با آخوندها از جمله با بهشتی و مطهری و …برقرار کردند.
شاه نیروهای مبارزه وانقلابی مخصوصا مجاهدین و فداییها را اعدام وشکنجه و دستگیرکرد، درنقطه مقابل به آخوندها اجازه فعالیت داد و راه را برای آنها که زمانی ارتجاع سیاه مینامید باز گذاشت. اگر شاه نهادهای دموکراتیک مانند، سندیکاهای مختلف و انجمن های مردمی را تعطیل نمیکرد و رهبرانشان دستگیر نمیشدند. اگر مطبوعات و رسانه های آزاد وجود میداشت. اگر احزاب آزاد بود و مردم مجبور نبودند که یا عضو حزب رستاخیر بشوند و یا از ایرا ن خارج بشوند و …. هرگز آخوندها به قدرت نمیرسیدند و رهبری قیام ۵۷ بدست آخوندهای جنایتکار نمی افتاد و فجایع این ۴۰ ساله به وقوع نمی پیوست. بعد ها دیدیم که شاه درکتاب ماموریت برای وطنم از خودش به خاطر آزاد کردن ۲۰۰ نفر به زعم او «تروریست»(منظورش مجاهدین و فداییان بود) انتقاد کرد ولی حتی از دست باز دادن به آخوندهای مرتجع یک کلمه سخن به میان نیاورد. همین الان اردشیر زاهدی وزیر خارجه شاه تمام قد از آخوندها حمایت میکند. رضا پهلوی به کمک بخشی از نیروهای جنایتکار سپاه و بسیج میخواهد حکومت را بدست بگیرد.
این درحالی که در انقلاب مشروطیت، جنش ملی و ضد دیکتاتوری آنچنان نیرومند بود که خمینی آن زمان یعنی (شیخ فضل الله نوری) را در میدان عمومی شهر برغم همه عوام فریبی هایش حلق آویز کرد و آب از آب تکان نخورد. آنهم درشرایطی که توده های مردم درآنزمان، ازنظر سطح آگاهی درنقطه پایین تری قرار داشتند و مردم ازنظر مذهبی معتقد ترهم بودند.
اما اکنون که مبارزه عمق پیدا کرده است، مردم با شعار «نه تاج و نه عمامه آخوند کارت تمامه » میخواهند بگویند که ما مجبور نیستیم که یا به همین رژیم بسازیم و یا به عقب برگردیم. ما میخواهیم به جلو حرکت کنیم . مجبور نیستیم بین بد و بد تر ، بد را انتخاب کنیم . ما میخواهیم بین خوب و خوبتر ، خوبتر را انتخاب کنیم. ما میخواهیم همان شعارهای انقلاب ۵۷ که آزادی و استقلال بود را به معنی واقعی محقق کنیم. ما رو به آینده فکر میکنیم قیام فعلی، استمرار انقلاب ۵۷ درمداری بسا متکاملتر میباشد پس انقلاب سال ۵۷ نسوخته و خاکستر نشده است . آینده ای که از اعدام و شکنجه تحت عنوان مجازات و یا تعزیرخبری نباشد. آینده ای که به معنی واقعی حکومت دست نمایندگان منتخب مردم باشد ویک جمهوری واقعی که جمهور مردم درآن حکومت شرکت داشته باشند. آینده ای که کارتون خواب زاغه نشین و کلیه فروش نداشته باشیم. کرامت انسانی آدمها رعایت شود. کسی از سرما و گرسنگی نمیرد، آینده ای که زن و مرد درکلیه فعالیت های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برابر باشند . آینده ای که زنان برای مسافرت نیازمند اجازه از پدر ویا همسر خود نباشد، آینده ای که هر کس، هر لباسی را که میخواهد بپوشد، هرچیزی که دوست دارد بنوشد . نیروی نظامی و انتظامی، برای سرکوب توده های مردم سازماندهی نشده باشد. آنها علاوه بر دفاع از مردم، وظیفه شان خدمت به مردم است، نه سرکوب مردم. آینده ای که کسی حق نداشته باشد حکومت را موروثی بداند که نسل اندر نسل به فرزندان ذکور منتقل میشود، آن را یک موهبت الهی نداند. آینده ای که ولی فقیه نباشد، کسی خودش را نماینده خدا معرفی نکند و بقیه را صغار و گوسفند محسوب نکند، ازجانب آنها عده ای دایناسور احمق و بیسواد و مرتجع مانند احمد جنتی و احمد خاتمی و مصباح یزدی و … تصمیم نگیرد. آینده که رای مخفی و آزاد هرکس حرف آخر را بزند، آینده ای که همه بیمه داشته باشند و از بیمه برابر ویکسان درمقابل هر سانحه ای برخوردار باشند.
وه که چه زیباست آن روز .آن ایران زیبا، شایسته و برازنده تمدن کهن سالمان میباشد، در ایران اینده نه شاه وجود دارد و نه شیخ و آخوند. به امید آن روز

 
دوشنبه ۷ بهمن ۹۸
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah