برگزاری یازدهمین دوره انتخابات مجلس رژیم در پیش است و از هم اکنون، نتیجه آنرا همه میدانند و نسبت به این خمیه شب بازی آخوندی واکنش نشان میدهند. از جمله کسانی که به این شرایط معترض است شخص حسن روحانی است که معترض است این انتخابات است یا انتصابات؟
از طرف دیگر، باند رقیب چنان عرصه را بر اصلاحطلبان تنگ کردهاند که حتی سخنان رئیس جمهور کشور نیز خلاف مصالح عمومی تشخیص داده شد و از طرف صدا و سیمای رژیم، تیغ سانسور برگردن روحانی نیز فرود آمده و از پخش سخنان وی خودداری کردند.
روحانی روزدوشنبه ۷ بهمن۹۸ در جلسهای بنام همایش استانداران و فرمانداران سراسر کشور، شورای نگهبان رژیم را به باد انتقاد گرفت که چرا مدیریت انتخابات را از دولت ربوده و خودشان همه کاره در این زمینه شدهاند. وی با تاکید بر جایگاه وزارت کشور در برگزاری انتخابات کشوری گفت: «وزارت کشور، استانداران و فرمانداران مجری قانون و انتخابات هستند. قانون اساسی احتیاط کرده و گفته که دستگاهی از کنار نظارت کند؛ که یک وقتی اینها خلاف نکنند. اما حال برعکس شده. ناظر تبدیل به مجری و مجری تبدیل به لجستیک انتخابات شده است».
روحانی میداند شورای نگهبان، ابزاری کنترلی در دست خامنهای است و اوست که چنین تصمیمی گرفته، در پرده انتقاد به عملکرد شورای نگهبان و شورای تشخیص مصلحت به او میتازد: «نمی شود قانون و مقرراتی را که دولت آن را تصویب کرده و به عنوان لایحه به مجلس داده و مجلس نیز به عنوان نماینده ملت آن را تصویب کرده بین زمین و آسمان بماند و بعد روابط ما با دنیا دچار مشکل شود؛ مگر میشود روابط بانکی ایران با دنیا قطع شود و به هم بریزد؟ چه کسی در این کشور تصمیم می گیرد؟» روحانی چون نمیتواند بی پردهتر از این سخن بگوید، اینگونه مظلوم نمایی کرده تا تاوان همه نکردهها و دروغهایی را که به ملت داده است را بگردن باند رقیب بیندازد.
در این میان باند رقیب هم بیکار ننشست و با بهانه اینکه ظریف در مصاحبه با اشپیگل حرفی از مذاکره زده است، با بسیج نیرو برای اولین بار، جلوی وزارت خارجه کشور، تظاهراتی براه انداختند و ظریف را بباد حمله گرفتند که تو وزیر خارجه چه کشوری هستی؟
واقعیت این است که رژیم درمانده آخوندی، همهجانبه در گرداب بحرانها فرو رفته و راه نجاتی برایشان متصور نیست. خامنهای نیز بروشنی دریافته است که جز انقباض بیشتر راهی ندارد و تصمیم گرفته است که با یکدست کردن مجلس، و کوتاه کردن دست باند رقیب که بر طبل مذاکره میکوبند، جو داخلی کشور را بسته و بستهتر نگاه دارد تا شاید با عبور از دوران ترامپ، در دور بعدی، ترامپ انتخاب نشود و راه نفسی برایش باز شود.
این ویژگی همه دیکتاتورهاست که نه میتوانند واقعیت جامعه را فهم کنند، و نه راضی میشوند که اندکی از میزان قدرت خود بکاهند. بلکه برعکس، همواره درصدد آن هستند تا همه امور، حتی امور جزئی را تحت فرمان خود درآورند.
سرنوشت رؤسای جمهور پیشین نیز گواه همین مسئله است. رفسنجانی که خودش عامل نشستن خامنهای بر تخت ولایت بود، وقتی خواستار آن شد که تعدیلی در قدرت ولی فقیه صورت گیرد و حتی ولایت شورایی را مطرح کرد، کاری با او کردند که در انتخابات بعدی، نفر سیام شد و طنز آقاسی را بجان خرید.
خاتمی که با پز گفتگوی تمدنها وارد صحنه شد و در دور اول هم برای رژیم گامهایی در جهت نزدیکی به آمریکا و اروپا برداشت، وقتی که در چنبره تضادهای باندی گرفتار شد، صحبت از پارادوکس نظام کرد. و بعد از آن هم با اتهام سردستگی فتنه بگوشهای رانده شد.
احمدینژاد که محبوبترین رئیس جمهور خامنهای و گوش بفرمانترین آنها نیز بود، در دور دوم بجایی رسید که به بازی بگم بگم افتاد و بعد هم یازده روز قهر کرده و به روستایشان در گرمسار پناه برد. او که بعد از اتمام دوره ریاستش هنوز گرم بود و نقهای میزد، با دستگیری معاونین و نفرات اصلیش خاموش شد و بگوشهای خزید.
وضعیت روحانی خیلی وخیمتر از رؤسای جمهور پیشین است. زیرا هنوز برسرکار است و پاسدار عباسی او را تهدید میکند که بگذار دوره ریاستت تمام شود، بعد تو و همه همدستانت را در گوشه زندان خواهیم داشت.
جدای از تمایلات دیکتاتوری ولایت فقیه و سوداهایی که برای جهانی کردن انقلابشان دارند، واقعیت اینست که امروزه شرایط در پایهها تغییر کرده است و هر حرکتی از این نوع که روحانی در پیش گرفته، دیگر بر پاشنه قبلی نمیچرخد و به کیسه قیام مردم میریزد. مهمترین پارامتری که با گذشته تغییر کرده است، پایان سیاست مماشات با این رژیم، و روشن شدن شعلههای قیام است که در هرفرصتی شعله کشیده و تمامیت رژیم را به چالش میطلبد.
مدعیان اصلاحطلبی در این رژیم، بارها و بارها در صحنه عمل امتحان پس دادهاند و از نظر مردم مردود شدهاند. روحانی و باندش نیز، با سیاستهای امید درمانی و دروغ درمانی کاملا دستشان نزد مردم رو شده و در قیامهای آبان و دی۹۸ بخوبی نشان داده شد، آنجا که پای منافع مردم در میان باشد، روحانی همدست ولیفقیه است و از سرکوب و کشتار مردم کوتاهی نمیکند.
این دعواهایی که امروزه بر سر انتخابات براه افتاده و دوباره دم از رفراندوم و انتخابات بجای انتصابات میزند، برای حفظ کرسی و منافع کلانی است که بخاطر چپاولشان در یک نظام مافیایی نصیبشان شده است.
سهشنبه ۸بهمن ۹۸
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah
