این قصه سر دراز دارد!ایران کشوری که دارای ذخائر بزرگ نفت و گاز است اما چه در رژیم گذشته و چه اکنون مردمانش از تنها چیزی که محروم بوده اند سرمایه های کشورشان است! در دهه ۳۰ نفت ایران به همت پیشوای بزرگ مردم ایران دکتر محمد مصدق از چنگ استعمار انگلیس رهایی یافت و ملی شد اما در عمل به دلیل کودتای ارتجاعی استعماری در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ این پیروزی به کام مردم ایران تلخ شد و روندی که کشور ما می توانست بطور طبیعی در مسیر استقلال وخودکفایی ملی و پیشرفت و ترقی طی کند متوقف شد. یک سرمایه داری وابسته با صنعت مونتاژی که همه چیزش وابسته به خارج بود نتوانست و نمی توانست چاره جوی مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور ما باشد.هیچ کشوری بدون آزادی و دخالت مردم دراداره آن نمی تواند مسیر ترقی و پیشرفت را طی کند.در کشور ما به رغم مبارزه و تلاش پر هزینه جامعه و نیروهای متر قی و پیشرو آن به دلیل حکومت های دیکتاتوری که با حمایت سیاست های استعماری به میهن ما تحمیل شده و تداوم پیدا کرده اند اهم تلاش ها صرف مقابله با دیکتاتوری یا در مواجهه با دیکتاتوری ناکام مانده اند! فراموش نکرده ایم که روزی خمینی در نوفل لوشاتوی فرانسه چه وعده های دورغین و عوام فریبی می داد و می گفت : نفت را مجانی می کنیم. گاز را مجانی می کنیم؛ اتوبوس را مجانی می کنیم و …! اما همیکه برخر مراد سوار شد گفت خدعه کرده و این حرف ها برای فریب مردم بوه است. از دولت سر همین خمینی و رژیمش تا بخواهید نفت و گاز کشور ما صادر و تاراج شد اما آنچه نصیب ملت ما گردید فقر و سیه روزی و بی خانمانی است. اکنون به دلیل سیاست های ضد ایرانی و تروریستی این رژیم که مورد تحریم اقتصادی قرار گرفته است وحاضر نیست دست از این سیاست ها که با سرنوشت و بقایش گره خورده است بکشد؛ هزینه این تحریمها را به مردم تحمیل می کند. بحرانهایی که رژیم با آنها روبروست همه ریشه ای چهل ساله دارند و تماما ناشی از ماهیت واپسگرا و ضد ایرانی و ضد تاریخی این رژیم است. اکنون پس از بنزین جامعه ما با بحران گاز روبرو گردیده است.
دلیل اصلی بالا رفتن قیمت گاز ـ که قرار بود روزی به‌طور رایگان در اختیار مردم قرار گیرند ـ چیزی جز درماندگی و استیصال رژیم از بحران اقتصادی و بسته شدن آخرین درها برای تأمین درآمد جاری دولت نمی‌تواند باشد. در حال حاضر تنها ۲کشور هستند که از ایران گاز وارد می‌کنند: عراق و ترکیه. عراق هیچ پولی بابت خرید گاز به‌رژیم برنمی‌گرداند و بر اساس آن چیزی که به‌آن مبادلهٔ کالا در مقابل کالا گفته می‌شود. قسمتی از فروش گاز ایران را با کالای ضروری معاوضه کرده و بقیه را به‌عنوان سپرده در بانک‌های خودش نگه می‌دارد و تا زمانی که اجازه پرداخت از جانب آمریکا داده نشود این پول هم‌چنان نزد دولت عراق باقی خواهد ماند.
حمید حسینی، سخنگوی اتحادیه صادر کنندگان فرآورده‌های نفتی، از رسوب ۵میلیارد دلار پول ایران در بانک مرکزی عراق خبر می‌دهد. او چهارشنبه ۹بهمن به‌خبرگزاری ایرنا گفت: «دولت عراق پول را به‌شکل دینار به‌بانک مرکزی این کشور واریز می‌کند، اما به‌دلیل تحریم‌ها و مباحث بانکی، شیوه‌ای برای انتقال آن پول به‌کشور وجود ندارد و بر این اساس چهار تا پنج میلیارد دلار در حساب بانک مرکزی عراق رسوب کرده است».(دویچه وله – ۱۰آبان ۹۸)
ترکیه دومین واردکننده گاز از ایران است که واردات خود از ایران را به‌ یک‌سوم کاهش داده است. در حال حاضر این کشور تنها ۱۶درصد از گاز مورد احتیاج خودش را از ایران وارد می‌کند و آن‌هم دلیلی ندارد جز تراز کردن بازار انرژی خود با کشورهای صادر کننده دیگر مانند روسیه و آمریکا….
«آمار اداره تنظیم بازار انرژی ترکیه نشان می‌دهد که میزان گاز وارداتی ترکیه از ایران در ماه اوت امسال (۲۰۱۹) در قیاس با مدت مشابه در سال قبل تا یک‌سوم کاهش پیدا کرده است. این آمار نشان می‌دهد در ماه اوت ایران فقط روزانه ۱۶۰میلیون مترمکعب گاز صادر کرده است در حالی‌که طبق قراردادی که با ترکیه بسته باید به‌طور متوسط
ماهیانه ۸۳۳میلیون مترمکعب گاز صادر می‌کرد».(دویچه وله – ۱۰آبان ۹۸)
هر چند که پیدا نکردن مشتری برای گاز ـ با توجه به‌این‌که چکش تحریم می‌تواند بر سر آن هم فرود آید ـ یک مشکل اصلی برای رژیم است اما مشکل اصلی و فراتر، برنگشتن پول‌های حاصله از فروش همان مقدار گاز به‌داخل کشور است.
هم‌چنان که برای به‌روز نگه‌داشتن سیستم گازی، رژیم اکنون با چالشهای جدی روبه‌رو است که نمونه آن میدان گازی (پارس جنوبی) می‌باشد که بیش از ۲۵درصد گاز ایران را تأمین می‌کند و ظرف چند سال آینده به‌نیمه‌عمر خود وارد شده و تولید آن با شتاب کاهش می‌یابد و سرنوشت صادرات گاز را نامعلوم‌تر خواهد ساخت؛ بنابراین هنگامی که تمامی راه‌ها برای کسب درآمد به‌منظور جبران کسری بودجه بسته می‌شود، یک راه‌کار بیشتر برای آخوندها باقی نمی‌ماند و آن‌هم فشار هر چه بیشتر بر روی مردم می‌باشد.
داستان گاز تنها بخشی از داستان مردمی است که ثروتشان به‌تملک تعدادی آخوند غارتگر درآمده است. برای مردمی که بیش از چهل سال است که از منابع و سرمایه‌های خدادادی خود محروم گردیده‌اند و نمی‌توانند تحقق آرزوهای خود را در داشتن یک زندگی درخور به‌چشم ببیند، گران شدن گاز ضربه سنگین‌تری بر پیکر آنان می‌باشد.
بسیاری از تحلیلگران می‌گویند منابع و ثروتهای زیرزمینی در ایران هم‌چون بلایی شده است که در دستان دیکتاتوریهای پس از انقلاب مشروطه، روزگار ایرانیان را سیاه کرده است اما در واقع وجود این منابع در داخل کشورمان خود بلا و مصیبت نیست بلکه تنها وجود یک حکومت آزاد و مردمی است که قادر خواهد بود از این‌ همه ذخایر برای رشد و شکوفایی کشور بهره‌برداری کند؛ بنابراین جاروی کردن این حاکمان چپاولگر نخستین وظیفهٔ هر ایرانی است.

 

 
شنبه ۱۲بهمن ۹۸
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah