نامه حامد اسماعیلیون همسر پریسا اقبالیان از جانباختگان هواپیمای اوکراینی که با شلیک موشک‌های سپاه پاسداران کشته شد، خطاب به سوران برادر برهان منصورنیا از کشته‌شدگان اعتراضات آبان
سوران عزیزم!
برادرم!
من و پریسا روزها و شب‌های آبان‌ماه برای برهان، برادرت، برای پویا[پویا بختیاری] و برای دیگران گریستیم.

ما خط به خط دردنامه‌ی برادران و پدران و مادران عزادار را خواندیم و گریستیم. سوران عزیزم!ما برای عباس پسرخاله‌‌ی بیست و یک ساله‌ام که در دهه‌ی شصت اعدام شد گریستیم،برای محمود شوهرعمه‌ام که قربانی بمباران شد برای اسماعیل و عزیز پسرعموهای پدرم که در جنگ مفقودالاثر شدند، برای ندا آقاسلطان، برای تیر ۷۸، برای جعفر پوینده، برای فروهرها، برای محمد مختاری، برای صانع ژاله، برای دی‌ماه ۹۶، ما تمام این روزها و شب‌ها خواندیم و گریستیم.

سوران عزیزم! برایت نوشتم برهان برادر من بود،مردی که عاشق زندگی بود،مثل پریسای من، مثل ری‌رای من.

سوران عزیزم! ما عزادارانِ چهل و یک ساله‌ایم.ما گرفتار جهنمی‌ترین حکومت تاریخیم.
اما زنده می‌مانیم تا دادخواهی را ببینیم تا عدالت را ببینیم.
می‌بوسمت برادر نادیده!

 

 

 

photo_2020-02-15_11-39-54خوابی که پوریا دید! حامد اسماعیلیون

 

 

 

 

۲۷

 

دستنوشته ای ازبرادر “برهان منصورنیا” ازجانباختگان قیام  ۹۸  خطاب به “حامد اسماعیلییون”:

«حامدِ عزیز،
همدردِ زیباقلم و زیباقلبم،
باورم کن من نیز جرات لمس جسدِ بُرهانِ جانم را نداشتم.
جرات گرفتن انگشتان خُرد شده‌اش، نوازشِ صورت و گوشِ بریده شده‌اش، بوسیدنِ سرِ متلاشی شده‌اش، دیدنِ گردن و بینی شکسته‌اش و لمسِ سینه‌ی از هم دریده‌شده‌اش را نداشتم.
تنِ برادرم آن نبود که برای آخرین‌بار دیده بودم. آن نبود که ۲۴ساعت قبل در آغوش گرفته بودم.
باورم کن آن نبود.
ما کفن خونین تحویل خاک دادیم؛ سفیدی در کفن اش اندک بود، خیلی اندک.»

 

 

شنبه ۲۶بهمن ۱۳۹۸
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah