یکی از پدیده‌های اجتماعی معنادار و بسیار مهم در این روزهای بحرانی، شورش و فرار زنجیره‌یی زندانیان شهرهای مختلف کشور است. پس از خرم‌آباد و الیگودرز، این موج به‌تبریز و سقز رسید و شنبه شب گذشته نوبت زندانیان همدان و مهاباد و یکشنبه شب گذشته، نوبت زندانیان زندان عادل‌آباد شیراز بود که به‌شورش برخیزند و اقدام به‌شکستن زنجیرها و دیوارها کنند.

بی‌تردید این زنجیره ادامه خواهد یافت. در اغلب این موارد، دهها نفر از زندانیان موفق به‌فرار شده‌اند که نشانه‌یی از این واقعیت است که زندانیان فراری از حمایت و کمکهای وسیع مردمی برخوردارند. در همین رابطه دادستان رژیم در استان کردستان، «افرادی را که در اختفا و فراهم آوردن و سیل فرار مشارکت داشته باشند» تهدید به‌پیگرد قانونی کرد. علاوه بر این چه بسا زندانیان از همکاری مأموران زندان نیز برخوردارند؛ کما این‌که ایادی رژیم خبر داده‌اند ۴نفر از مأموران زندان سقز را در این رابطه بازداشت کرده‌اند.
در یک واکنش هراس‌آلود دیگر،‌ سخنگوی قضاییهٔ رژیم سعی کرد با شیوهٔ چماق و حلوا زندانیان را تحت انقیاد درآورد؛ وی در این رابطه گفت: «شاخص اصلی برای مرخصی حسن رفتار زندانیان است». به‌این ترتیب، در حالی که زندانیان هر لحظه حضور خود در زندان را برابر با خطر مرگ می‌بینند این مزدور ابلهانه به‌آنها وعده می‌دهد که اگر مطیع و سربه‌زیر باشند و رضایت زندانبانهای خود را جلب کنند، ممکن است در آینده مرخصی بگیرند!
فرار جریان‌وار زندانیان، نشانهٔ‌ از هم‌پاشیدگی
ادامه و استمرار جریان شورش و فرار از زندانها با وجود آمادگی و بسیج حداکثری، پس از اولین و دومین مورد، گویای متزلزل شدن سیستم کنترل و ادارهٔ رژیم در زندانهاست. متزلزل شدن حاکمیت رژیم در زندانها نمود و نمادی از تزلزل و درماندگی دیکتاتوری حاکم از اعمال حاکمیت خود در زندان بزرگ یعنی جامعه در حال انفجار ایران است؛ چرا که مشابه همان عواملی که زندانیان را به‌خطر کردن و رویارویی با زندانبانان مسلح و فرار وامی‌دارد، با اندکی تفاوت در جامعه نیز حاکم است؛ ماکزیمم فشار اقتصادی و سرکوب و اختناق مطلق و افزون بر اینها، اکنون ویروس مرگبار کرونا که رژیم منحوس آخوندی آن را به‌جان آحاد مردم ایران انداخته… مجموعهٔ شرایطی را شکل می‌دهد که مبنای مادی تغییری است که بر ناصیهٔ جامعه در آستانهٔ انقلاب ایران نوشته شده است.

این وضعیت انقلابی از یک شرط نیرومند و تعیین‌کننده نیز برخوردار است و آن وجود یک آلترناتیو و بدیل سیاسی قدرتمند و رهبری هوشیار و بن‌بست شکنی است که با اشراف نسبت به‌شرایط موجود، حرکت انقلابی جامعه را در نقشه‌مسیر معینی هدایت می‌کند.
همین عامل است که رژیم را به‌شدت سرآسیمه و هراسان کرده است. در همین رابطه خلیفهٔ ارتجاع به‌بهانه مقابله با بیماری، رسماً ستاد کل نیروهای مسلح خود را مأمور برپایی یک قرارگاه امنیتی و نظامی کرد. این قرارگاه که بخشی از امور دولت درمانده و ناتوان آخوند روحانی را در دست گرفته، در واقع یک دولت نظامی است برای کنترل اوضاع و مقابله با قیام‌ مردم.
سردمداران و ایادی رژیم به‌وضوح درک کرده‌اند که سرنوشت نظامشان با کرونا گره خورده است و پایان کرونا، آغاز پایان حکومت آنها هم هست. کما‌ این‌که در بحبوحه‌ٔ فاجعهٔ کرونا و در حالی که جان و هستی مردم در سراسر کشور دارد در آتش کرونا می‌سوزد، روحانی در نهایت وقاحت گفت: «امنیت جامعه [یعنی حفظ نظام] برای ما اصل است. همه نیروهای مسلح ما مرزداران ما پلیس ما همه در صحنه هستند و اگر بنا باشد امنیت خدشه‌دار بشود که اصلاً مفهوم ندارد».
از سوی دیگر مردم ایران نیز به‌این واقعیت پی برده‌اند که با وجود این نظام که دشمن ایران و دشمن آزادی است، ادامهٔ حیات آنها نیز معنا ندارد.

 

 

 

 

 

 

 
دوشنبه ۱۱فروردین ۱۳۹۹
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah