هادی یزدانی سه روز پیش ناپدید و روز یازدهم اردیبهشت، در سد چراغ ویس سقز جسم بی جانش پیدا شد!
یکی از شعرهای وی با نام «یلدای زودرس»
خونِ «آبان» که پاشید بر صورتِ کوچه
پرشورتر از همیشه خواند مهرِ وقیحِ صبح،
سد، رودخانه و جاده
دیدههای سرخشان را دوخته
— دریدهتر از همیشه —
به موهای هریک سر از جایی درآوردهی تاریکت..
«آذر» که شهید شد
بالهای دلار، لبخندتر از همیشه
رقم میزد اوجِ حقیرِ شهر را
و رقصِ مازراتی پر عشوهتر از کپسولِ زمان، ماغ میکشید
و خیابان بود در آغوشِ ازدحامِ بنزین و لوکس و پیتزا
چه بیخبر از پرستو بودی، خدا!
بی نرگسِ لوسِ بهار
سرختر از طلای یادِ پاییز
خالی میشود هر صبح، جامِ زندگی
چه میکنی با آینه
در شبِ چلّهی تنهایی؟
ارومیه، ۹۸/۹/۲۶
چهار شنبه ۱۷ اردیبهشت۱۳۹۹
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah
