در شرایطی که نظام ولایت در گرداب بحرانهای اقتصادی اجتماعی دست و پا می‌زند و بحران کرونا هم به‌آنها ضریب زده، حلقهٔ انزوای سیاسی رژیم در سطح منطقه‌یی و بین‌المللی نیز مدام بر گردن رژیم تنگ‌تر می‌شود. نگاهی به‌تحولات همین دو سه روز اخیر می‌تواند تصویری از این انزوای فزاینده و خفه‌کننده را به‌دست دهد:
تصویری از یک انزوای همه‌جانبه
سنای آمریکا از باز گذاشتن دست رئیس‌جمهور این کشور در اقدام نظامی علیه رژیم ایران حمایت کرد.
پیش از این هم کنگرهٔ آمریکا در یک اقدام دو حزبی از تصمیم رئیس‌جمهور مبنی بر تمدید تحریم تسلیحاتی رژیم آخوندی که در اکتبر آینده به‌پایان می‌رسد حمایت کرده بود. اقدامی که آخرین امیدهای رژیم به‌گشایشی در وضع موجود، اگر نامزد دموکراتها در انتخابات آینده آمریکا روی کار بیاید را بر باد داد.
امیدهای رژیم در رابطه با اروپا نیز تماماً به‌باد رفته است، نه اروپا چنان که رژیم آرزو می‌کرد، در برابر آمریکا و در کنار رژیم ایستاد و نه از سازوکار اینس‌تکس آبی برای رژیم گرم شد؛ به‌عکس سیاست اروپا، مستمراً بیش‌از‌پیش علیه رژیم سمت و سو یافته است. آخرین نمونهٔ آن، اقدام گستردهٔ دولت آلمان علیه حزب‌الشیطان لبنان و برچیدن تمام مراکز مرتبط با آن بود، اقدامی که هیچ‌کس تردید ندارد، رژیم ایران را تحت فشار می‌گذارد.
در رابطه با عراق، تحولات اخیر این کشور و تصویب نخست‌وزیری کاظمی توسط پارلمان، گفته می‌شود کاظمی بیشتر متمایل به‌آمریکاست و پیام حمایت‌آمیز پمپئو پس از انتخاب او، مؤید این موضوع است و به‌نظر می‌رسد رژیم به‌دلیل تعادل‌قوای موجود در عراق که برآیند سه مؤلفهٔ حضور پررنگ‌تر آمریکا در عراق، قیام مردم عراق و هلاکت قاسم سلیمانی می‌باشد به‌آن تن داده است. تحولی که علاوه بر محدود کردن میدان عمل رژیم و نیروهای دست‌نشانده‌اش در عراق و تضعیف شدید و روند فروپاشی حشدالشعبی، آثار و پیامدهای اقتصادی وخیمی نیز برای رژیم دارد، چرا که عراق نقش روزنه و نفس‌گاه مؤثری در شرایط خفه‌کنندهٔ تحریم‌ها برای رژیم داشت.
افغانستان هم به‌عنوان یکی از همسایگان ایران می‌توانست در شرایط تحریم، روزنه‌یی برای رژیم باشد، اما جنایت پاسداران در منطقهٔ مرزی و کشتار ۵۰تن از شهروندان افغان با انداختن آنها در رودخانه تبدیل به‌یک بحران سیاسی و اجتماعی در افغانستان شده و شکایت دولت افغانستان به‌مراجع بین‌المللی را به‌دنبال داشت، می‌رود که این روزنه را هم به‌روی رژیم ببندد.
راه نجات از جانب شرق؟
در قبال این شرایط و فشارهایی که از جوانب مختلف به‌رژیم وارد می‌شود، آخوندها نمی‌توانند چندان امیدی به‌روسیه و چین داشته باشند. صرف‌نظر از سوابق ممتدی که نشان می‌دهد این دو کشور در بزنگاهها، همواره در کنار آمریکا و غرب ایستاده و علیه رژیم موضع گرفته‌اند… روسیه پروژهٔ بیرون راندن تدریجی رژیم از سوریه را به‌عنوان یک خط دنبال می‌کند. به‌گفتهٔ برخی ناظران، روسیه پروژهٔ حذف بشار اسد را که پایه حضور و نفوذ رژیم در عراق می‌باشد را آغاز کرده است. به‌خصوص که حضور رژیم در سوریه با ضربات مستمر نظامی و هلاکت جریان‌وار پاسداران و نیروهای شبه‌نظامی دست نشاندهٔ رژیم در سوریه، روز به‌روز برای رژیم دشوارتر و پرهزینه‌تر می‌شود.
بن‌بست و دوراهی مرگ یا خودکشی
در این بن‌بست استراتژیک که قیام مردم ایران و جنبش مقاومت آزادیخواهانه اش برای نظام ولایت ایجاد کرده و در حالی که فشارها از هر جانب علیه آن شدیدتر شده و فضای سیاسی بسته‌تر می‌شود و به‌تبع آن، حلقهٔ محاصرهٔ اقتصادی تنگ‌تر می‌گردد، چه راهی برای برون‌رفت از این بن‌بست وجود دارد؟ کارشناسان سیاسی رژیم با صراحتی بیش‌از‌پیش تأکید می‌کنند که ایستادگی رژیم بر مواضع کنونی‌اش در شرایط انفجاری جامعه، جز خفگی اقتصادی و نابودی، نتیجه‌یی ندارد و تنها راه نجات رژیم کنار آمدن با آمریکاست.
اما حتی روزنامه‌های باند اصلاح‌طلب که این راه را پیش روی ولی‌فقیه ارتجاع می‌گذارند، خود اذعان می‌کنند: «واشنگتن تسلیم تهران را بدون قید و شرط نه‌تنها در حوزه‌های هسته‌یی و تسلیحاتی‌، قطع سرانگشتانش در منطقه خاورمیانه، بلکه تغییر در ماهیت ایدئولوژیک نظام سیاسی حاکم بر ایران می‌خواهد. این خواست به‌تمامی با کیان نظام سیاسی ایران در تعارض بوده و نمی‌تواند مورد پذیرش آن قرار گیرد» (روزنامهٔ حکومتی ابتکار ـ ۱۷اردیبهشت ۹۹).
این در واقع همان وضعیتی است که خامنه‌ای طی یک سخنرانی (۲۵خرداد ۹۵) آن را «تنرل بی‌پایان» توصیف نمود و تصریح کرد این مسیر تا نفی کامل نظام ولایت امتداد خواهد یافت.

 

 
شنبه ۲۰ اردیبهشت۱۳۹۹
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah