روز شنبه سوم خرداد، در آستانهٔ عید فطر، گروهی از مردم غیزانیهٔ اهواز که به‌رغم گرمای هوا، از تداوم مشکل بی‌آبی به‌ستوه آمده بودند، دست به‌یک حرکت اعتراضی زدند و اقدام به‌بستن جاده اهواز- ماهشهر کردند. واکنش کارگزاران رژیم مثل همیشه اعزام نیروهای سرکوبگر انتظامی و پرتاب گاز اشک‌آور و شلیک گلوله‌های ساچمه‌یی به‌معترضان بود که شماری از آنان از جمله یک کودک را مجروح کردند.
حرکت اعتراضی روز شنبه مردم غیزانیه اولین اعتراض آنها نیست. غیزانیه با ۸۵روستا و ۳۰هزار جمعیت سالهاست که با مشکل حاد کم‌آبی مواجه است، بارها مردم اعتراض کرده‌اند و بارها به‌آنها وعده داده شده اما حکومت حتی به‌یک وعده هم عمل نکرده است.
غیزانیه، جهنم فقر و بی‌آبی در «بهشت نفت»
غیزانیه یکی از نقاط زرخیز خوزستان است. نزدیک به‌۶۰۰ حلقه چاه نفت در این منطقه وجود دارد و از این رو آن را بهشت نفت می‌نامند که تأمین کننده بخش قابل توجهی از درآمد نفت ایران است. اما سهم ساکنان غیزانیه به‌عنوان مالکان اصلی این ثروت عظیم، جز فقر و بیکاری و بی‌آبی نیست؛ از همین رو خشمی متراکم از حاکمان فاسد و غارتگر در این منطقه موج می‌زند. آن‌چنان که خبرگزاری رسمی رژیم (ایرنا) با اعتراف به‌خشم و نفرت مردم به‌ویژه جوانان نوشت: «عرصه که بر جوانان منطقه تنگ آمد راه را در اعتراض غیرمسالمت‌آمیز دیدند».
واکنش متفاوت رژیم، چرا؟
این بار واکنش مقامات و بالاترین سردمداران رژیم در برابر اعتراضات مردم غیزانیه متفاوت بود؛ البته نه به این معنا که اقدام عملی مؤثری در رفع نیاز مردم برداشته شده باشد؛ بلکه در هم‌چنان بر پاشنهٔ وعده‌های میان‌تهی می‌چرخد، اما واکنش‌ها نسبت به‌حرکت اعتراضی مردم از نوعی دیگر و حاکی از وحشت و سرآسیمگی حاکمان است.
خامنه‌ای امام جمعه خود در اهواز را به‌دیدار و دلجویی از کسانی که در تظاهرات با تیراندازی مأموران رژیم مجروح شده بودند، فرستاد. آخوند روحانی به‌وزیر نیرو و استاندار خود در خوزستان دستور داد تا «هر چه سریع‌تر اقدامات لازم برای رفع این معضل… تأمین آب آشامیدنی در فصل تابستان اقدامات لازم» صورت گیرد.
به‌دنبال این دستور، استاندار رژیم در خوزستان هم ضمن عذرخواهی از مردم مدعی شد که تا دو هفته دیگر مسأله آب غیزانیه حل خواهد شد. شرکت آب و فاضلاب خوزستان بابت مشکلات به‌وجود آمده در غیزانیه اهواز به‌دلیل فقدان آب شرب مردم عذرخواهی کرد.
این واکنش‌ها از جانب بالاترین سردمداران رژیم (خامنه‌ای و روحانی) و عذرخواهی استاندار و مقام‌های محلی کاملاً بی‌سابقه است، لذا این سؤال مطرح می‌شود که علت چیست؟ البته شوخی است اگر تصور شود مقام‌های رژیم از این همه ظلم و اجحاف در حق مردم محروم شرمسار شده و درصدد جبران برآمده باشند. روشن است که ساخت و بافت این رژیم با فساد و غارت تنیده شده و این رژیم نه می‌خواهد و نه می‌تواند، گام مؤثری در جهت پاسخ به‌مطالبات مردم بردارد؛ هر اقدامی هم که صورت بگیرد، برای ممانعت از اوجگیری و گسترش دامنهٔ اعتراضات به‌سایر مناطق استان از شادگان و ماهشهر تا شوش و هفت‌تپه و تا مناطق مختلف اهواز و حاشیه‌های فقر زدهٔ آن است که هر کدام بالقوه یک کانون ملتهب شورشی محسوب می‌شوند. شرایط چنان ملتهب است که روزنامهٔ رسالت ارگان یکی از باندهای فاشیستی حاکم هم ضمن اشاره به‌فقر فاحش مردم می‌نویسد: «باز هم کارد را به‌استخوان مردم خطه‌ای از خوزستان رساندیم و دادشان را از درد درآوردیم… مثل آب خوردن مردم را از حاکمیت، فاصله می‌دهیم… فقط یک بهانه لازم است، آنوقت مثل شعله کبریت که به‌انبار کاه می‌افتد همه چیز را در خود تمام کند».
جو به‌شدت ملتهبی که در سراسر کشور موج می‌زند، آخوندهای حاکم را به‌شدت هراسان کرده، چرا که در شرایط کنونی، امکان سرایت آتش اعتراض از یک نقطه به‌سایر نقاط کشور که در تب کرونا می‌سوزند، فراتر از یک احتمال است. یکی از مهره‌های رژیم با اشاره به‌این شرایط به‌ویژه اختلاف طبقاتی فاحش بین اکثریت تهیدست و محروم دهها میلیونی با اقلیتی که در کاخهای افسانه‌یی زندگی می‌کنند، هشدار داد: «این بغض از گلوی کارگر فرو نمی‌رود و منجر می‌شود به انقلابات کارگری، شاهد باشید من گفتم، روزی فقرا این خانه‌ها را آتش می‌زنند!».
سؤال این است که رژیم آخوندی تا کی می‌تواند با سرکوب یا با انواع شیوه‌های روانی و وعده‌های فریبکارانه از انفجار خشم و بغض متراکم مردم گرسنه و غارت‌شده و ستم‌زده ممانعت کند؟

 

 

 

چهارشنبه ۷ خرداد۱۳۹۹
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah