متن «زندگی در زندان» نوشته محمد نوریزاد محمد نوریزاد : منافقین واقعی همین جا در گرداگرد ما در بدنه نظام نفوذ کرده اند!
محمد نوریزاد روز ۱۱ تیر ماه۹۹، از زندان اقدام به انتشار مجموعه ای تحت عنوان «زندگی در زندان » با صدای خویش کرده است. در «قصه بیست و یکم» این مجموعه تحت عنوان «منافقین نفوذی در جمهوری اسلامی»، وی به افشای چهره حقیقی دار و دسته تشکیل دهنده بدنه اصلی حاکمیت فاسد نظام ولایت فقیه پرداخته و غارت و چپاول حکومتی در راس نظام، را افشا کرده است.
وی در این قسمت با توضیحات کامل، توضیح داده است که منافقین واقعی در همین نظام چه کسانی هستند.
نوریزاد در مجموعه افشاگریهایی که از درون زندان اوین منتشر کرده است بسیاری از فساد موجود در راس سپاه پاسداران را با ذکر اسامی فاش کرده است.
وی به صراحت به بازجوی خود میگوید: «مگر نه اینکه منافق کسی است که حرف دلش با زبانش یکی نیست؟ با این معنا، فکر نمی کنید که خود شما اطلاعاتی ها و سپاهی ها مصداق بارز نفاق هستید؟»
وی در ادامه پرده از حقیقت جماعتی تحت عنوان مجاهدین انقلاب اسلامی در درون نظام برمیدارد.
ادامه فایل – قسمت دوم
متن کامل پیاده شده صحبت‌های محمد نوریزاد بهمراه فایل صوتی او را برای اطلاع خوانندگان در اینجا می‌آوریم:
زندگی در زندان
به قلم محمد نوریزاد قصه بیست و یکم
این قصه منافقین نفوذی در جمهوری اسلامی
بازجوی نامرد و ۵۰ ساله اطلاعاتی من در زندان اطلاعات مشهد تلاش بسیاری کرد که از دایره ادب خارج نشود و اصرار به این داشت که همه بازجویان هم اینگونه اند.
صدای بازجویی از سلول مجاور می آمد که با قسم و آیه داشت یک متهم را فریب می داد. به بازجوی خود گفتم ببینید این همکار شما چطور به زمین و زمان قسم می خورد که اگر متهم بینوا همکاری کند همین فردا آزاد می شود؟
به او گفتم من فوران دروغ را از سخنان این همکاران شما می بینم و می شنوم. از بازجوی خود خواستم منافق را برای من تعریف کند. مستقیم از او پرسیدم می شود شما منافق را برای من تعریف کنید؟
سکوت کرد. گفتم مگر نه اینکه منافق کسی است که حرف دلش با زبانش یکی نیست؟ سر تکان داد که بله!
گفتم که با این معنا فکر نمی کنید که خود شما اطلاعاتی ها و سپاهی ها مصداق بارز نفاق هستید؟ چرا که در مواجهه با یک متهم هرگز با او صادق نیستید. و در حالی که در دلتان برای فریب او نقشه می کشید بر زبان چیز دیگری می رانید.
گفت: من کاری با همکارانم ندارم. اما به خودم که نگاه می کنم می بینم من ۹۰درصد صادقم
گفتم: من ۱۸ سالی از شما بزرگترم میتوانم نصیحتی به شما بکنم؟ استقبال کرد که بفرمایید.
گفتم: پیشنهاد می کنم این حقوقی را که از اطلاعات می گیرید برای زن و بچه هایتان نبرید. این پول گرچه به زعم شما پولی است که از دست مبارک حضرت بقیه الله الاعظم به شما سربازان گمنام امام زمان پرداخت می شود، اما نه که آلوده به نفاق و آدمکشی و زندانها و دادگاههای سراسر فریب و ناجوانمردانه است، حتما از یک جای خانواده تان بیرون می زند. یک جوری بعد از ساعت کار بروید مسافرکشی کنید و خرج خودتان را از مسافرکشی دربیاورید اما این پول بازجویی را به خانه نبرید. و گفتم که اعضای سازمان مجاهدین خلق مثل مسعود رجوی و طرفدارانش از نظر شما منافقند. در حالی که آنها آشکارا می گویند ما سر به تن جمهوری اسلامی نمی خواهیم. چه نفاقی؟!
پس اگر مشتاق دیدن چهره منافقین هستید آن را در جمال همکاران خود و در چهره سرداران سپاه چه اطلاعاتی و چه عملیاتی، در بیت رهبری، در چهره مجتبی خامنه ای، در بیوت آیت الله ها، در ملاهایی که مفت می خورند و بر منبرهایشان جز فریب و پوچگویی و مدیحه سرایی نیست، ببینید. در این میان مردم کجایند؟
به او گفتم من بسیار ناجوانمرد باشم که زحمت شما را در ایجاد امنیت در جامعه نادیده بگیرم. اما این امنیت نه برای مردم بلکه برای گنده خواهی گنده های این نظام است.
گفتم میخواهید پرده از چهره یک جماعت منافق بردارم که همین اکنون در بدنه نظام مقدس نفوذ کرده اند و از بی لیاقتی و بیعرضگی ملاهای صاحب امضا استفاده می کنند و بار خود را می بندند، هم کیسه های خود را پر می کنند هم برای اجانب جاسوسی می کنند؟
پرسش من از بازجو طوری بود که نه نمیتوانست بگوید لاجرم سری تکان داد که بگو.
گفتم از نگاه من یکی از منافق ترین جماعت نفوذ کرده در زیر و بالای نظام، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اند با چهره های شاخصی چون بهزاد نبوی و سیدمصطفی تاجزاده و باقر ذوالقدر و از این جور افراد. و دیگرانی که خواهم گفت.

چند ماه بعد همین منوچهر قربانی فر نفر سوم کودتای مربوط به نوژه می شود. یکی از افراد تحت امر باقر ذوالقدر در قرارگاه رمضان فردی است به نام ثامری که عراقی الاصل است و در شناسنامه اسمش را تغییر داده به نام محمدرضا نقدی که الان به سردار نقدی معروف است.
برادر سردار نقدی عضو مرکزیت سازمان مجاهدین خلق بود که در ایتالیا بدست برادران ترور میشه.
سردار نقدی و طاها طاهری یا صدرالاسلام، تحت آمریت محمد باقر ذوالقدر یا همان قاضیانی از مجاهدین انقلاب اسلامی در خوشرقصی برای شیخ رمضانی امروزه مافیای مالبرو رو در اختیار دارند.
مافیای سیگار را بسپاریم به شیخ غلامحسین بدریخت سیه چرده کوسه بی ریش رمضانی، اطلاعاتی سپاه و وزارت اطلاعات همه جا و همراهان مجاهدین انقلاب اسلامیش، مافیای فوتبال را بسپاریم به سردارانی مثل حاج غفور رییس حراست سابق صدا و سیما، و سرپرست تیم سایپا که به اسم حاج مصطفی مدبر علی دایی رو از فوتبال کنار گذاشت،
مافیای دارو را بسپاریم به سرداران سپاه، مافیای قاچاق کالا و ارز رو بسپاریم به سرداران سپاه، مافیای زمین خواری را بسپاریم به سرداران سپاه، مافیای لبنان و سوریه و اینها را هم بسپاریم به سردار قاسم سلیمانی سپاه
خلاصه نفوذی ها و منافقین اینهایند، به بازجوی اطلاعات مشهد خود گفتم: می بینید اوضاع چقدر قمر در عقرب است؟ و منافقین واقعی همین جا در گرداگرد ما در بدنه نظام نفوذ کرده اند؟
بازجوی مشهدی من بهت زده به من می نگریست و من به او لبخند می زدم.

بازجوی بینوا چیزی برای گفتن نداشت بویژه اینکه پیش تر به او گفته بودم اگر جرأت دارید به همکاران خود در سمنان زنگ بزنید و از آنها بخواهید مدیر کارخانه سیگار کنت را بازداشت کنند بخاطر اینکه در سیگارهای کنت نصف توتون می ریزند و نصف کارتون و مقوا! و به او گفته بودم هرگز جرأت نخواهید کرد. چرا؟ چون پای گنده هایی به میان می آید که از تراز دستگاه شما بسیار برترند و شما را به روز سیاه می نشانند. درست مثل ۴ تا بسیجی و طلبه که جلوی چشم شما دو سفارت انگلیس و عربستان را تخریب کردند و به آتش کشیدند و شماها نوتوق نکشیدید.
به او گفتم دوست دارید گوشه ای از پرده این منافقین نظام مقدس را پس بزنم تا ببینید ما و شما بازیچه چه هیولاهای ویرانگر و جاسوس، اما مقبول و محترمیم؟
سری تکان داد که بگو. گفتم یکی از بزرگترین منافقان صاحب نام جمهوری اسلامی شخص جناب خمینی است که در پاریس وعده ها داد و به هیچیک از وعده هایش عمل نکرد. و گفتم که در سالهای جوانی خمینی وی کتابی نوشت با عنوان «اسرار هزار ساله»
در سالهای جوانی خمینی فردی به نام حکمی زاده کتابی نوشت با عنوان «اسرار هزار ساله» که پنبه تشیع و خرافات شیعی را در آن کتاب زده بود.
آقای خمینی جوان جوابیه ای به آن کتاب نوشت با عنوان «کشف الاسرار» اگر هر کتاب آقای خمینی پس از انقلاب در میلیون میلیون جلد، چاپ و تجدید چاپ شد، آن کتاب کشف الاسرارش هرگز چاپ نشد. و اگر کسی آن را چاپ می کرد پوست از سرش می کندند. می دانید چرا کتاب کشف الاسرار آقای خمینی به دستور خود وی پس از انقلاب هرگز چاپ نشد؟
بازجو سر بالا انداخت که نه نمی دانم. گفتم در جایی از آن کتاب، آقای خمینی جوان به این حدیث موثق امام صادق استناد می کند که «کل رایت فخرج من قبل قیام قائم المهدی ……»
یعنی هر پرچمی که پیش از قیام امام مهدی برافراشته شود و ادعای حکومت کند پرچم ضلالت و گمراهی است و صاحبش طاغوت است.
در کتاب کشف الاسرار، آقای خمینی در سه جا نوشته بود که ما ملاها هرگز نخواسته و نمی خواهیم و نباید ادعای حکومت امام زمانی کنیم. اما خود جناب خمینی هم پرچم برافراشت هم حکومت اسلامی دایر کرد و هم خودش را ولی مطلقه نایب رسول الله و نایب امام زمان دانست و هم اختیارات خود را مطلق اندر مطلق. و با کمال وقاحت فرمود هر کس با جمهوری اسلامی درافتد خونش باید ریخته شود هر چند آن یک نفر امام زمان باشد.
به بازجو گفتم نفاق از این بالاتر؟ پس بدانید که ریشه این نظام از نفاق آب می خورد. و گفتم باز پرده بالا بزنم؟ سر تکان داد که بگو. گفتم یک ملای سیه چرده‌ی زشت روی در بیت رهبری است که کوسه است و ریشی به صورت ندارد. مقام او به گمان من محمد نوریزاد از شخص سید علی خامنه‌ای بالاتر است. این ملا شیخ غلامحسین رمضانی ۶۵ ساله است. مسئولیتش بالاتر از همه شیوخ و همه آیت الله‌ها است. حتی از شیخ آدمکشی چون طائب معاون اطلاعات سپاه که بسیاری را کشته و زندانی کرده و تازه‌ترین حکم اعدامش را برای رضا گلپور تجویز کرده که پیش از تشکیل هر دادگاهی با خط خودش نوشته رضا گلپور باید اعدام شود.
شیخ غلامحسین رمضانی کوسه و بی ریش و سیه چرده، مقامش و نفاقش و دوستی ها و باج گیری‌هایش از همه سرداران و شیوخ بالاتر است. شیخ رمضانی اکنون مسئول هماهنگی حفاظت‌های اطلاعات و دستگاههای تحت امر رهبری است. یک چیزی شبیه ستاد کل اطلاعات. این شیخ کوسه در جایگاهی فراتر از همه سرداران سپاه و اطلاعاتی‌ها و آیات الله‌ها قرار دارد. به بازجویی ساده اطلاعات مشهد گفتم شنود اشباح رضا گلپور را بخوان تا بدانی در ساواک شاه اداره سومی بود ریاست پرویز ثابتی که معتقد بود که باید مجاهدین و گروه های مارکسیستی را گرفت و زد و کشت، رئیس اداره هشتم ساواک تیمسار منوچهر هاشمی معتقد بود که ما باید افراد خودمان را به داخل این گروه‌ها نفوذ بدهیم همین منوچهر هاشمی رئیس اداره هشتم ساواک دو نفر را به درون گروه‌های مبارز مثل گروه فصل اسلام که علیه شاه فعالیت می‌کردند نفوذ داد به نام‌های محسن کنگرلو و منوچهر قربانی‌فر، عجبا که پس از انقلاب همین محسن کنگرلو می‌شود عضو اطلاعات سپاه و بعد مشاور شهید بهشتی در دیوان عالی کشور و نفوذی دیگر منوچهر قربانی‌فر می‌شود عضو دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری در زمان میرحسین موسوی به ریاست خسرو ….تهرانی. خود تیمسار منوچهر هاشمی رئیس اداره هشتم ساواک مثل تیمسار قره باغی رئیس ستاد ارتش شاه هر دو تا سال ۶۱ در خدمت نظام بودند و سال ۶۱ از ایران خارج میشوند و عوامل داخلی آنها در سال ۶۵ مک‌فارلین و الیورنوث و آمیرام نیر اسراییلی را به ایران می آورند .

به بازجو گفتم من محمد نوریزاد به شما گفتم سازمان مجاهدین انقلاب با افرادی چون بهزاد نبوی و تاجزاده و ذوالقدر و محسن رضایی و نجات و فدایی که از بدنه سازمان مجاهدین خلق جدا شده بودند و هم گروه مبارزهی چون منصورون و.. فجر تشکیل داده بودند پس از انقلاب با هم ائتلاف کردند و با هم در برابر این دستور آقای خمینی قرار گرفتند که یا بروید حزب تشکیل بدهید یا بروید داخل سپاه، اما این منافق های حزب اللهی بی توجه به دستور آقای خمینی همگی رفتن داخل سپاه و داخل دستگاه‌های اطلاعاتی اما با همان تابلوی مجاهدینی خودشان!
به بازجو گفتم در میان اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یکی داریم به اسم طاهری که اسم خودش را تغییر می دهد به صدرالاسلام این طاهری صدرالاسلام شده یک دفتری در ناجا داشت به نام سردار زاهدیان که این سردار زاهدیان در سال ۷۸ اینا همشون عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هستند مثل تاجزاده این سردار زاهدیان در سال ۷۸ لباس شخصی های طاهری صدرالاسلام را به داخل کوی دانشگاه می‌ریزد و کوی را ویران می‌کنند می‌زنند و دانشجویان لت و پار می کنند.
در آن وقت، معاون سیاسی وزارت کشور یکی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب و به نام سید مصطفی تاجزاده خودمان که این آقا به جای دست نهادن روی دوستان مجاهد خودش چون طاهری صدر اسلام و رئیس دفتر آن سردار زاهدیان دست می‌گذارد روی هجوم ۳ ساعت بعد سردار فرهاد نظری که در آن موقع فرمانده عملیات نیروی انتظامی تهران بود و او را به دادگاه می‌کشاند جالب اینکه همین سردار زاهدیان مسئول لباس شخصی های کوی دانشگاه و رفیق قدیم جناب تاج‌زاده همین اکنون مسئول ستاد مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی است.
برگردیم سراغ نفوذی های ساواک در گروه های اسلامی مجاهدین
سالهای سال دکتر علی لاریجانی مسئول دفتری داشت به نام محمد جعفری صحرارودی که این هم از مجاهدین انقلاب اسلامی است که وی در ترور قاسملو در اتریش دست داشت واقعیتش این است که در اصل این دکتر علی لاریجانی بود که مسئول دفتر این محمد جعفری صحرارودی آدمکش بود و این آدمکش عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی.
برای شما مردم خوب بگویم که همین اکنون که من دارم با شما صحبت می‌کنم قالیباف تلاش می کند با گماردن سردار حمید اصلانی، صحرارودی سازمان مجاهدین را بردارد اما زورش نمی رسد. خواهم گفت چرا؟ اما همین حمید اصلانی بعضی از اعضای خانواده اش همین الان در کالیفرنیای آمریکا زندگی می کنند با دریا دریا پول مردم ایران و خودش ور دست قالیباف دزد شده تا مگر بتواند سردار جعفری صحرارودی قاتل قاسملو را از رئیس دفتری رئیس مجلس بردارند که نمی توانند.
در مشهد به بازجوی اطلاعات خود گفتم یکی از منافقین سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سرداری است به نام سردار محمدباقر ذوالقدر که اسم اصلیش قاضیانی است این سردار نفوذی سه شوهر خواهر دارد به نامهای ۱ صادق ذوالقدرنیا با اسم اصلی گل و سنبل ۲ محمد جعفری صحرارودی قاسملو کش و ۳ایرج مسجدی رئیس ستاد سپاه قدس و سفیر فعلی ایران در عراق اینها دوتا فدایی هم دارن به اسم حسین زیبایی نژاد معروف به سردار نجات و شیخ حیدر مصلحی که در زمان احمدی نژاد شد وزیر اطلاعات.
کار اینها پرونده سازی برای چهره های سیاسی و زد و بند برای قاچاق و پولشویی است. شیخ غلامحسین رمضانی شخصیت نخست حفاظت اطلاعات کشور با همکاری سردار صدرالاسلام یا طاهری مستقیماً قاچاق سیگار مارلبرو در کشور را ساماندهی می‌کند و سالانه چند صد میلیون دلار به جیب می‌زنند. شیخ غلام حسین رمضانی سیه‌چرده کوسه بی ریش به سفارش سردار ذوالقدر یا همان قاضیانی سرداری به نام طاها طاهری با اسم مستعار و امروزی مسعود صدر الاسلام را می گذارند مدیر دخانیات کشور یعنی همین الان یکی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی الان مدیر دخانیات هست اینها از طریق شرکتی به اسم بسیجیان سیگارهای قاچاق مالبرو و وینستون را از لبنان به داخل کشور می‌آورند و پولش را در اختیار شیخ غلامحسین رمضانی قرار می دهند. سرداران سپاه به خود میگن وقتی رئیس آخوند مان شیخ غلامحسین رمضانی در حال قاچاق هست خود ما چرا از طریق بنیاد تعاون خودمان به قاچاق کالا و ارز و برج سازی و به اسم تامین پول برای سپاه قدس دست به کارهای خلاف نزنیم؟ این است راز نفوذی های مجاهدین انقلاب اسلامی منافق در بدنه نظام!
و اما برگردیم به سال ۵۹
عجبا که در عملیات طبس با نام دلتا در سال ۵۹ نفوذی ساواک در مجاهدین انقلاب اسلامی یعنی همان منوچهر قربانی فر همان کسی بود که مسئولیت انتقال سربازان آمریکایی رو از کویر پشت بادام طبس به تهران برعهده داشته که یعنی سربازان آمریکایی رو از اونجا برداره و برای رهایی گروگانها بیاره در امجدیه بنشاند.

چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹
http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah