متن نامه حسین ریحانی:
“با سلام خدمت کسانی که صدای من را می شنوید. من حسین ریحانی فرزند یدالله، متولد ۱ مرداد ۱۳۶۶ و متاهل هستم. از وقتی که پدرم فوت شد، در این شرایط سخت اقتصادی کشور من خرج خانواده ام را درمی آوردم. من از سواد کافی برای نوشتن و حرف زدن برخوردار نیستم یعنی اصلا نه از قانون و نه از مملکت و نه از سیاست چیزی نمی دانم. شاید خنده دار باشد که جرم من تنها یک پیامک است که برای دوستم فرستادم. پیامی با این مضمون که «فلانی ها بانک را آتش زدند.» پس از ۱۸ روز یعنی در تاریخ ۱۷ آذر ۹۸ ماموران اطلاعات سپاه به طور وحشیانه ای مرا بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند.
ابتدا بسیار وحشت زده بودم و نمی دانستم چرا من را بازداشت کرده اند و عاقب چه خواهد شد. در زندان اوین بارها و بارها شکنجه روحی و روانی شدم. بارها با شلنگ به کمر، دست ها و پاهایم زدند. ۱۷ روز در اتاق سفید و ۱۳ روز در انفرادی بودم. نهایتا بعد از یک ماه مرا به زندان تهران بزرگ منتقل کردند. خودم هم نمی دانم چرا و چگونه به دلیل ارسال یک پیامک اتهام محاربه را به من نسبت دادند. تا به امروز تنها به خاطر مادرم و اینکه از حکم من باخبر نشود ساکت ماندم. چند روز پیش نیز نامه طلاق همسرم به دستم رسید. اکنون به معنای واقعی احساس می کنم دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم.
هشت ماه بلاتکلیفی خسته ام کرده و حبس کشیدن فقط برای یک پیامک دیگر برایم غیرقابل تحمل شده است. تا به حال نه اجازه داده اند که وکیلی داشته باشم و نه از وضعیت پرونده ام باخبرم. تنها چیزی که می دانم آن است که پرونده ام در دیوان عالی کشور است. فقط میدانم که بی گناه هستم و هیچ جرم و خطایی مرتکب نشده ام. از شما کسانی این نامه را می خوانید می خواهم که با قلمتان به من کمک کنید. به من کمک کنید تا از این سرنوشت ناگوار نجات پیدا کنم.
حسین ریحانی/ تیرماه ۱۳۹۹ / زندان تهران بزرگ”

چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹

http://t.me/begoonah1
http://instagram.com/begoonah