مادران پارک لاله، با انتشار بیانیه‌ای خواستار لغو احکام اعدام زندانیان سیاسی و عادی و همچنین آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی شدند. 

بخش‌هایی از این بیانیه :
«شاید بتوان گفت که این روزها، سرنوشت ساز ترین روزهای مبارزات تاریخی مردم ایران علیه حکومت فاسد و جابر و جنایت کار اسلامی ایران است. از سویی حکومت راه نفس را بر تمام شریان های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامعه بسته است و کمر مردم را زیر باز فقر، تبعیض و نابرابریهای اجتماعی، بیماری اپیدمیک و نبود امکانات حمایتی دولتی خم کرده و با گسترش فساد، اعتیاد و تبعیض در جامعه، مردم را به سمت خودکشی و زن کشی سوق داده است، از سویی دیگر سرکوب و قساوت را به حد نهایت رسانده تا شاید بتواند جلوی اعتراض ها، اعتصاب ها، ایجاد تشکل های مستقل و مردمی و اتحاد و مبارزه برای رهایی از بیدادگری حاکم را سد کند.
با این وجود، زنان و مردان شجاعی هستند که بدون ترس از عواقب مبارزات شان در برابر این حکومت جنایت کار و فاسد ایستاده‌اند و صدای اعتراض شان را هر روز بلند و بلندتر میکنند و میرود که چون سیلی جوشان و خروشان به راه افتند و تمامی بنیانهای این حکومت ستم کار را زیر و رو کنند. زنان و مردان مقاوم و شجاعی که در مبارزه با تبعیض و بیعدالتی و جنایت های این حکومت آرام و قرار ندارند و از جان مایه میگذارند تا حقوق انسانی خود و دیگران را طلب کنند. حکومت نیز آنها را به بند میکشد و به شرم آورترین شکل ممکن زیر ضرب قرار میدهد و انواع شکنجه های وحشیانه را بر روی آن ها و خانوادههای شان اعمال می کند تا مقاومت آنها را در هم شکند یا تسلیم خواسته های پلید نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و بازجو و قاضی شوند و در حقیقت علیه خود و آرمان های خود گواهی دروغ دهند.
حکومت سال هاست که با انواع و اقسام وسایل سرکوب و شکنجه سعی کرده است که مردم آگاه و مبارز را یا در خفا سر به نیست کند یا به سکوت بکشاند، یا با تطمیع برخی فعالان را علیه خود و دیگری به میدان بیاورد یا اگر موفق نشد برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه، آشکارا “گردنی را برای طناب دارشان بیابد”. همان کاری که در تازه ترین نمونه از جنایت های بی شمارشان مرتکب شدند و جوانی برومند و شجاع به نام نوید افکاری را با توجیه اعترافات اجباری که زیر شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی از او گرفتند، با عجله و بدون شفاف سازی و پاسخگویی به خانواده و مردم به دار آویختند و در خفا به خاک سپردند. با این خیال که این جنایت را نیز چون جنایت های دهه ی شصت میتوانند تا ابد انکار کنند و زیر پرده ی ابهام و بدون پاسخگویی بر آن سرپوش بگذارند و جامعه را به سکوت بکشانند. جنایت کاران غافل اند که همین خانوادههای زخم خورده و دادخواه، روزی نه چندان دور با هم متحد خواهند شد و با همراهی مردم مبارز و آزادی خواه، دادخواهی را به سرانجام خواهند رساند.
در این شرایط وحشتناک، حکومت از سویی با سرکوب شدید اعتراضات و اعتصاب های مداوم مردم جان به لب رسیده و صدور احکام اعدام و صدور احکام سنگین زندان و شکنجه های وحشیانه در زندان ها، میخواهد جلوی حرکت پیش رونده ی مردم را بگیرد و هماکنون حیدر قربانی و چهار زندانی عرب اهوازی و تعدادی دیگر در خطر اجرای احکام اعدام هستند، از سوی دیگر زندانیان را آنچنان زیر فشار طاقت فرسا قرار میدهند که گاه ناچار میشوند برای بدیهی ترین حق و خواسته، زندگیشان را به داو بگذارند و وارد اعتصاب غذا شوند. در طی این سالها نمونه‌های بسیاری از زندانیان سیاسی بوده‌اند که با اعتصاب غذا، جان یا سلامتی شان را از دست داده اند.
در این میانه کمترین وظیفه ما پی جویی و پیگیری وضع این زندانیان و پشتیبانی از آنها با انعکاس و انتشار خواسته‌ها و وضعیت شان است. تا به این وسیله هم به زندانیان و فعالان سیاسی روحیه دهیم که ما نیز در کنارشان ایستادهایم و هم به مردمی که به خاطر شقاوت و جنایت های هر روزه حکومت خسته شده و اعتماد به نفس خود را از دست دادهاند و فکر می کنند که این حکومت تا به ابد پابرجاست، نوید دهیم که به قدرت خود ایمان بیاوریم. آری برماست که مدام یادآوری کنیم که فعالان بسیاری هستند که به خاطر اعتقادشان به برقراری آزادی، برابری و عدالت اجتماعی محکم ایستاده اند و با وجود تمام دشواری ها حاضر به سکوت نیستند. امید که با پایداری و همبستگی بیشتر با زندانیان سیاسی و تمامی مردم شریف و آزاده ایران که در برابر جهل و جنایت این حکومت ایستاده اند، این قفس را بشکنیم و هم چنان ققنوس که می سوزد تا از خاکسترش ققنوسی دیگر برآید، آتشی بر این بساط بی عدالتی و تبعیض بزنیم تا از خاکستر آن ایرانی آزاد بر پایه عدالت اجتماعی بسازیم و اجازه ندهیم که به نام حقوق بشر اسلامی یا دیگر انواع حقوق بشر که دیکتاتوری و تبعیض و کشتن آزادی سر لوحه ی آن است، بر ما فرمانروایی کنند.مادران پارک لاله ایران
۲ مهر ۱۳۹۹

 

 

پنجشنبه    ۳ مهر ۱۳۹۹