آن میر دروغین بین، با اسپک و با زینک

شنگینک و منگینک، سربسته به زرینک

چون منکر مرگ است او، گوید که اجل کوکو

مرگ آیدش از شش‌سو، گوید که کنم اینک؟

گوید اجلش کای خر، کو آن همه کر و فر

وان سبلت و آن بینی، وان کبرک و آن کینک؟

(مولوی. دیوان شمس)

جراحی در سراشیب سقوط

علی خامنه‌ای در سراشیب سرنگونی، نیاز عاجل دارد تا نظامش را جراحی کرده و عناصر سرسپرده‌تر به خود را در این دوران خطیر بر سر کارها بگمارد؛ عناصری که مهمترین ویژگی آنها «التزام قلبی و عملی به ولایت‌فقیه» و به دایرهٔ بیت ولایت نزدیک‌تر باشند. فتنه [بخوانید براندازی و قیام] مرزسرخ ولی‌فقیه پابه‌گور است. از این‌رو مهره‌های نظامش را از این غربال عبور می‌دهد تا در شرایطی که جامعه دستخوش قیام و ناآرامی شد، بتواند برای سرکوب به آنها تکیه نماید.

خلیفهٔ هیمنه باخته، در این راستا با پذیرش فضاحت و رسوایی آن، مجلس ولایی را وامی‌دارد تا جزو شروط انتخاب رئیس‌جمهور مادهٔ زیر را نیز قید کنند:

«داشتن مواضع روشن و عملکرد شفاف راجع به جریانهای غربگرا و واگرا و طرفداران نظام سلطه در کشور و تهدیدات و فتنه‌های بعد از انقلاب اسلامی» (انتخاب. ۴دی۹۹).

 یک یادآوری لازم

اینک بیش‌از‌پیش اثبات می‌شود که دوران پشتک و وارو زدن و جست و خیز با «اسپک و با زینک و رنگینک و شنگینک» سپری شده و کسی نه در ایران و نه در جهان خریدار آن نیست. دیگر نمی‌توان با پوشیدن قبای شکلاتی و عبای سفید و آویختن لبخند چرکین استمالت بر صورت کریه یک آخوند، او را بزک کرد و با شنگینک و رنگینک «گفت‌و‌گوی تمدن‌ها» به بازار مکارهٔ سیاست فرستاد و برای یک دیکتاتوری خون‌ریز زمان و عمر خرید.

عصر مصرف کلمات شیک برای رنگ کردن افکار عمومی و پنهان کردن دشنه در زیر لبخند و سرخی خون قربانیان قتل‌های زنجیره‌یی در پسا پشت معاملهٔ نفت و دلار به پایان رسیده است.

روزگاری بود که این کلمات آراسته با شنگینک و رنگینک، وسوسه در دلها می‌انداخت و آب از لب‌ها و لوچه‌ها سرازیر می‌کرد. خوشا! مقاومت ایران که تنها جانبی بود فریفته نشد و گفت: «افعی هرگز کبوتر نمی‌زاید»

«تا وقتی زورمندان کم خرد این امکان و قدرت را داشته باشند که در لحظه‌یی کوتاه، گل و لبخند و امید درخت را با تیغ بلاهت و قساوت از چهره زمین پاک کنند، باید جشن پیروزی نهایی کلمه بر شمشیر را به تأخیر انداخت. قرن گذشته علاوه بر جلوه‌های خشونت و انسان آزاری استعمار قدیم و بیداد بی‌همانند میراث خواران جدید آن، قرن ظهور و سقوط حکومتهای توتالیتر نیز بود. امید است قرن آینده قرن نظام‌ها حکومتهایی باشد که زور و خشونت را تقدیس نکنند و باطن قدرت سیاسی، محبت و عدالت باشد به‌گونه‌یی که گفتگوی تمدنها مظهر و مجلای آن باطن باشد» (از انشای محمد خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل).

 پایان مانور با «جمهوریت نظام»!

اکنون «میر‌دروغین»! نظام برای جلوگیری از سقوط بالن چهل تیکه و سوراخ سوراخ حکومتش، باید «اضافی‌ها» را از طاس و بادیه و ابریق گرفته تا دیگر زلم زیمبوها را با دست خودش تصفیه کند و پایین بیندازد.

دیگر نمی‌توان مثل سابق پز «مردم‌سالاری دینی» را به خود گرفت و دم از جمهوریت نظام زد. بازار کساد انتخابات مجلس ارتجاع نشان داد که وضع خراب‌تر از آن است. باید مانند چنگ و دندان سرکوب را نشان داد و کهنه پاسداران و ژنرال‌های دست‌آموز را آورد و به‌عنوان رئیس‌جمهور در ویترین نظام نشاند.

 روند سلیمانیزه کردن نظام

اکنون باند مغلوب نظام است که زنگ‌های خطر حذف شدن از گردونهٔ قدرت را به صدا درآورده است:

«اقدامات اخیر مجلس شورای اسلامی از دید بسیاری زنگ خطری برای آینده است؛ آینده‌ای که دیر یا زود دستخوش تغییراتی خواهد شد» (آرمان‌ملی. ۴دی۹۹).

علی خامنه‌ای همان‌گونه که مهره‌هایش را در مجلس ولایی نفر به نفر چید، اکنون از طریق آنها به چیدمان رئیس‌جمهور نشسته است تا کل نظامش را سلیمانیزه کند.

«مجلس یازدهم با وضع قوانین کنونی‌اش برای ریاست‌جمهوری، انتخاب رئیس‌جمهور در دوره‌های بعد از ۱۴۰۰را نیز مدیریت کرده است. از همین رو باید گفت طرح قانون انتخابات ریاست‌جمهوری در مجلس یازدهم نه‌تنها راه‌حلی برای انتخاب بهتر مردم در آینده نیست، بلکه ایجاد محدودیت بیشتر برای انتخاب یا از کمرنگ شدن همان نوع برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در دوره‌های پیشین نیز هست» (همان منبع).

 تعیین اندازه کفش پا یا دور گردن کاندیداهای ریاست جمهوری!

عبرت‌آور این‌که رسانه‌ها و مهره‌های وابسته به باند روحانی که روزگاری دم از «برج بلند دموکراسی» و «دموکراسی نمونه» می‌زدند و «حقوق شهروندی» گز می‌کردند، اکنون می‌نویسند:

«با این قانون‌هایی که نمایندگان مجلس یازدهم مصوب می‌کنند، کم مانده که نمایندگان اندازه کفش پا یا دور گردن کاندیداهای ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰را جزء شروطی برای شرکت کردن در انتخابات قرار دهند… اگر به این شکل نمایندگان برای انتخابات سال آینده می‌خواهند در راستای قانون اصلاح انتخابات شروط تعیین کنند، خودتان را اذیت نکنید و یکدفعه یک نفر را رئیس‌جمهور کنید… با این فعالیت‌هایی که در مجلس یازدهم رخ می‌دهد، کاملاً مشهود است که قدرت به سمت یک طیف در حال انتقال است» (همان).

 روزگار فرو ریختن «کبرک و کینک»!

این نه علامت قدرت و اقتدار دیکتاتور، که نشان از روزهای پایانی عمر آن است. روزگار فرو ریختن «کبرک و کینک»! خلیفهٔ ارتجاع است.

«مرگ آیدش از شش‌سو، گوید که کنم اینک؟»

شورقلبی، نگرانی، بدگمانی و بی‌اعتمادی به اطرافیان و نوکران سابق و لاحق و حذف و تصفیهٔ آنها از ویژگیهای ثابت مستبدان و پادشاهان در اواخر عمر و سرنگونی سلطنت و هیمنهٔ آنهاست. علی خامنه‌ای نوبرش را نیاورده اس

جمعه ۵ دیماه ۱۳۹۹