۲۲شهر در ۱۷ استان کشور روز سه‌شنبه ۷بهمن‌ماه، شاهد تجمعات اعتراضی سراسری بازنشستگان بود. بازنشستگان ستمدیدهٔ تأمین اجتماعی در شهرهای تهران، اهواز، ایلام، تبریز، اصفهان، رشت، ساری، قزوین، کرج، کرمانشاه، اردبیل، نیشابور، خرم‌آباد، همدان، اراک، شوش، مشهد، شیراز، سنندج، بروجرد، کرمان و بجنورد به‌رغم کرونا و سوز و سرمای زمستان تجمع کردند و با خشم و نفرت از تبعیض، غارت و استثمار حکومتی شعار می‌دادند: «اندوخته‌مون کجا رفت، به جیب زالوها رفت»، «فقط کف خیابون، به‌دست میاد حقمون»، «مرگ بر این دولت مردم‌فریب»، «گرانی، تورم بلای جان مردم»، «تا حق خود نگیریم از پا نمی‌نشینیم» و «خط فقر ۱۰میلیون، حقوق ما ۲میلیون».

در تبریز مزدوران خامنه‌ای به‌قصد پراکنده کردن بازنشستگان معترض به آنها یورش بردند، اما مردم در مقابل آنها مقاومت کردند و با مزدوران درگیر شدند.

امواج خشم

اعتراض سراسری بازنشستگان، ادامهٔ حرکتهای اعتراضی پیاپی اقشار مختلف و محروم طی روزها و هفته‌های گذشته بود. آن هم در شرایطی که «خشم عمومی نسبت به‌وضعیت موجود نیاز به‌توضیح چندانی ندارد» (روزنامهٔ حکومتی وطن امروز-۷بهمن). این مردم هر روز دستان غارتگران حاکم را می‌بینند که با گرانی و تورم روزافزون، هر چه بیشتر ته‌ماندهٔ سرمایه‌شان را غارت می‌کنند. تا حدی که «تورم بیش از حد این روزها کمر مردم را خم کرده» و «سفره‌ها روز‌به‌روز کوچک‌تر می‌شود و گرانی در پی بی‌پولی مردم رقم می‌خورد» و کار به‌جایی رسیده که «گریه‌هایی از سر شرمندگی نسبت به‌اعضای خانواده» به خاطر فقر و نداری و این‌که «حتی برای بردن یک لقمه نان برای خانواده هم درمانده هستند» خیلی جاها دیده می‌شود (سایت حکومتی مملکت آنلاین-۷بهمن۹۹)؛ مردمی که وقتی برای خرید اندکی میوه برای فرزندانشان به «میادین شهرداری تهران» می‌روند، «با مبلغ ۱۰۰هزار تومان» -یعنی حقوق یک و نیم روز یک بازنشسته- به‌سختی می‌توانند ۳کیلو میوه بخرند، چرا که «در حال حاضر قیمت بیشتر میوه‌ها مثل سیب، پرتقال و نارنگی به ۳۰هزار تومان نزدیک شده است» (سایت حکومتی قطره-۷بهمن۹۹). مردمی که دستان مافیای غارت زیر نظر خامنه‌ای و سپاه، مجبورشان کرده «در شرایط اقتصادی کنونی برای تأمین گوشت به‌سوی حیوانات هجوم آورده» و شکار کنند (عیسی کلانتری- معاون آخوند روحانی-۶بهمن۹۹). چشم‌انداز این وضعیت غیرقابل تحمل، هراس کشتی‌نشستگان حاکمیت را برانگیخته است؛ «کوچک شدن روزافزون سفرهٔ مردم و افزایش شکافهای اقتصادی و اجتماعی، به‌افزایش خشم اجتماعی منتهی می‌شود» (وطن امروز-۷بهمن).

زنگ‌های خطر

اکنون زنگ‌های خطر در نظام ولایت به‌صدا در‌آمده است. چرا که «در وضعیتی که مردم شرایط سخت اقتصادی را از سر می‌گذرانند، مشاهده تبعیض (حکومتی) حکایت بنزین روی شعله‌های خشم مردم را دارد» (وطن امروز-۷بهمن) و «آنچه بنیان» نظام «را در خطر قرار می‌دهد، همین تبعیض» است (عباس عبدی-۶بهمن)؛ و «در چنین موقعیتی طبیعی است مردم تبدیل به‌بازیگران خشمگین در مواجهه با نظام شوند» (وطن امروز-۷بهمن)؛ و همین اعتراضات پی‌درپی طی هفته‌های گذشته، از جمله تجمعات اعتراضی سراسری امروز بازنشستگان نشان می‌دهد که استثمار و غارت آخوندی «حکایت بنزین روی شعله‌های خشم مردم را دارد» (همان منبع).

پس از قیام آتشین آبان۹۸ خامنه‌ای تلاش کرد با گرفتار کردن مردم در قربانگاه کرونا، از تجمعات و حرکات اعتراضی آنها جلوگیری کند؛ چرا که خوب می‌داند این حرکات اعتراضی، حتی اگر نقطهٔ شروع صنفی داشته باشند، به‌سرعت به مطالبهٔ سیاسی و نفی تمامیت نظام راه می‌برد و زمینه‌ساز قیامی سراسری می‌شود.

اکنون خامنه‌ای و رژیمش می‌بینند که بار دیگر خشم آتشین در حال زبانه کشیدن است و به‌تدریج از زیر پوست شهر، به سطح آمده و در خیابان‌ها جاری می‌شود.

اینجا سؤالی که مطرح می‌شود این است که خامنه‌ای و کارگزاران و ایادی سرکوبگرش تا کی می‌توانند جلو روند رشدیابندهٔ حرکات اعتراضی را بگیرند؟

پاسخ را سخنگوی قضاییهٔ جلادان در اظهارات سراسر وحشت خود داده است. آنجا که نسبت به آگاهی‌بخشی‌های دشمن در فضای مجازی ناله می‌کند و در حالی که مردم و جوانان عاصی را «تبهکار» می‌نامد، می‌گوید: «فضای مجازی باید برخوردار از امنیت باشد، نباید این فضا به جولانگاه تبهکاران مبدل شود» (اسماعیلی-۷بهمن). وی هم‌چنین نسبت به بلوغ خشم و نفرت عظیم اجتماعی و ورود آن به مرحله قهر‌آمیز هشدار می‌دهد: «ویروس‌هایی به‌مراتب بدتر از کرونا مانند خرید و فروش سلاح (میان) نسل جوان و نوجوان در فضای مجازی بیداد می‌کند که به‌هیچ عنوان قابل پذیرش نیست!» (همان منبع).

آری، اعتراضات اقشار محروم و استثمارشدهٔ ایران و تجمعات سراسری بازنشستگان عاصی و جان به‌لب رسیده از ظلم و غارت آخوندی، همگی نشانه است. نشانهٔ «انباشت» نفرت و «خشم اجتماعی» که «ممکن است بر اثر انباشت به یک خشونت کور ختم شود» (وطن امروز-۷بهمن)؛ همین «خشونت کور!» یا به‌عبارت دقیق «خشم انقلابی» است که زنگ‌های خطر را به‌صدا در آورده؛ آن‌چنان‌که خودشان هشدار می‌دهند: «بترسید از روزی که کاسهٔ صبر مردم لبریز شود و یک جا به حساب همهٔ شما برسند!» (آخوند مسیح مهاجری-گردانندهٔ روزنامهٔ جمهوری-۷بهمن).

چهارشنبه ۸ بهمن ماه ۱۳۹۹