مجاری تنفسیِ یک پروپاگاند

کر هماهنگ دروغ‌گویی رسانه‌یی و تحریف کارگزاران نظام آخوندی در باب حوادث سراوان، بار دیگر افتضاحات یک دستگاه پروپاگاند ۴۲ساله را نمایش داد.

بارها گفته‌ایم و مردم ایران سالیان سال است تجریه کرده‌اند که اگر دستگاه تبلیغاتی و مقامات رژیم آخوندی یک روز دروغ نگویند، نفس نظام‌شان بند می‌آید. حافظهٔ تاریخیِ مردم ایران شاهد است که راه نفس این رژیم از مجاریِ تنفسیِ دروغ، فرافکنی، بهتان، شارلاتانیسم خبری و شیطان‌سازی می‌گذرد. ویژگی‌ها و صفاتی که با ذات‌پنداریِ پدیده‌یی به‌نام آخوند حکومتی و کارگزار حکومتی در حاکمیت ولایت فقیه عجین است.

در حالی که صورت مسألهٔ جاری و موضوع تأمین معیشت در استان سیستان و بلوچستان، پدیدهٔ سوخت‌بری شده است، دستگاه تبلیغاتی آخوندی تلاش دارد همه‌چیز پیرامون آن را امنیتی جلوه دهد و در ضمن، آمر و عامل و فاعل مرگ سوخت‌بران را خودشان معرفی کرده و آنها را شروع‌کنندهٔ شلیک و درگیری نشان دهد.

نگاهی به دو سر طیف یک خبر

از آنجا که واقعیتها بر روی زمین فقط یک‌طرف ندارند، از آنجا که صورت مسألهٔ سوخت‌بری یک زخم و پدیدهٔ چند ساله است و از آنجا که دم خروس دروغ و دجالیت حتی در جیب گشاد لبادهٔ آخوند حکومتی هم پنهان کردنی نیست، نگاهی داریم به چند نقل‌قول و گزارش از یک واقعیت در سه روز گذشته؛ واقعیتی که مهم‌ترین رخداد ایران است: اخبار کشتار سوخت‌بران توسط حکومتیان و شورش و اعتراض شهروندان استان سیستان و بلوچستان.

نگاهی داریم به خبررسانی در دو سر طیف یک واقعیت. روزنامه حکومتی شرق در شماره ۶ اسفند۹۹ که روز دوم درگیریها در سیستان و بلوچستان بود، از قول مرعشی معاون امنیتی استانداری سیستان‌و‌بلوچستان نوشته است:

«قاچاقچیان سوخت در نقطه صفر مرزی سراوان به پاسگاه شمسر حمله کردند».

خوانندهٔ خبر نخست متوجه «قاچاقچیان سوخت» می‌شود و نه سوخت‌برانی که پدیده‌یی جاافتاده در زندگی روزانهٔ اهالی استان هستند و حکومت هم به این واقعیت اذعان کرده است. در قسمت دوم گفتهٔ معاون امنیتی استانداری، از مهاجمانی خبر داده می‌شود که هم قاچاقچی هستند و هم حمله کننده به پاسگاه. یعنی بدون هیچ اتفاقی و بدون هیچ کار و فعالیت و دخالتی از جانب نیروهای حکومتی، یک هو و به‌طور خودبه‌خودی «قاچاقچیان» دیده شدند و حمله کردند. در ادامه، معاون امنیتی استان، نیروهای رژیم را غسل تعمید هم می‌دهد و خبر را این‌طوری تکمیل می‌کند:

«در تیراندازی از خاک پاکستان، یک نفر کشته و یک نفر زخمی شدند».

یعنی مرعشی معاون امنیتی استان حواسش نیست که با این خبر، پای وزارت‌خارجه جمهوری اسلامی آخوندی را هم وسط کشیده که باید دنبال کند چرا نیروهای پاکستانی به ایرانی‌های این‌ور مرز شلیک کرده‌اند؟!

این یک نمونه از خبررسانی روزنامهٔ حکومتی و گزارش‌دهی و اطلاع‌رسانیِ معاون امنیتی استان سیستان و بلوچستان.

وقتی یأجوج و مأجوج گزارش می‌دهند!

در نمونهٔ دیگر شاهد خبررسانی به‌اصطلاح نماینده مردم سراوان در مجلس ارتجاع هستیم. طبق اظهارات این نماینده، انگار نه انگار درگیری صورت گرفته، عده‌یی کشته شده‌اند و خشم مردم متوجه نیروهای حکومتی و فرمانداری شده است. روزنامه شرق به‌نقل از ایلنا، از قول ملک فاضلی نماینده مردم سراوان می‌نویسد:

«مردم به‌خاطر موضوعی به فرماندهی رفته بودند اما نه به آن شکلی که در بعضی از خبرها گفته شد»!

چون دروغ‌گو نمی‌تواند گواهی دروغ را با واقعیت منطبق کند، نماینده سراوان هم نمی‌تواند «موضوع رفتن مردم به فرمانداری» را بگوید و آن را عمداً بی‌شکل و مبهم و بی‌هدف جلوه می‌دهد.

روزنامه شرق هم که از اول تا آخر این گزارش، هیچ تصویر روشن و واقعی را کف دست خواننده نگذاشته، به خبررسانیِ یأجوج و مأجوج تبدیل می‌شود و ضمن هم‌زدن دروغ و سانسور در یک دیگ، انتهای گزارش این‌طوری ارائه می‌دهد:

«گفته شده شماری از معترضان در اعتراض به کشته‌شدن چند نفر در حوادث دوشنبه، در سراوان تجمع کردند»!

دم خروس یک کوک ناهماهنگ

افتضاح یک دستگاه پروپاگاند این است که تمام اطلاعات و داده‌های یک واقعه را اول تراز و پرو منافع خودش می‌کند، سپس برای آن شاخ و برگ دلخواهش را می‌چیند. در این میان کافی‌ست یک یا چند خبر و گزارش از دست در برود. از این اتفاقات در رسانه‌های رژیم آخوندی و در جنگهای باندی زیاد روی می‌دهد.

در همین رابطه، جنبهٔ دیگر از خبررسانی پیرامون واقعهٔ سراوان، گزارش روزنامهٔ حکومتی همدلی در شماره ۶ اسفند۹۹ است. این گزارش گواهیِ سیطرهٔ سیستمی دروغ‌پرداز و دروغ‌پراکن در دستگاه تبلیغاتی نظام آخوندی است. نمونه‌های روزنامهٔ شرق را به‌یاد داشته باشید و اکنون به وجهی دیگر از یک واقعه در روزنامه همدلی توجه کنید:

«منابع محلی گزارش دادند که بعد از درگیری در مرز، مردم معترض به خیابان آمدند. عده‌یی به فرمانداری این شهر حمله‌ور شدند. در عین‌حال روز گذشته اینترنت این شهر قطع شد».

مشاهده می‌شود که تصویری کاملاً متفاوت از روزنامهٔ شرق و اظهارات معاون امنیتی استان می‌دهد. باید توجه داشت که درگیری علیه پایگاههای محلی دولت و سپاه پاسداران چقدر وسیع بوده که دولت اینترنت را قطع کرده است.

هویت‌زدایی از مردم

یکی از ویژگی‌های دیکتاتوریها به‌طور عام و فاشیسم مذهبی آخوندی به‌طور خاص این است که هویت ملی و نقش آن درخواسته و ارادهٔ مردم را از آنها سلب می‌کنند و سپس خبر و گزارش تنظیم می‌نمایند. مردمان ایران ۴۲سال است که از رسانه‌های این حکومتها بسیار شنیده‌اند که مسبب هر رخداد علیه دیکتاتوری آخوندی، نه مردم ایران یا جوانان قیام‌آفرین و شورشگر، بلکه عوامل بیگانه و گروهک‌های موهوم و افراد سودجو بوده‌اند! این ابتذال اخلاقی و خبررسانی بار دیگر در ارائهٔ اطلاعات پیرامون واقعهٔ سراوان از جانب معاون امنیتی استان سیستان و بلوچستان تکرار شد. گویا دیگرانی غیر از مردم شهر و جوانان و سوخت‌بران علیه نیروهای سرکوب‌گر و قاتلان حکومتی برخاسته و شوریده‌اند. چنین ادبیات مبتذلی بسیار تکرار شده و جز مستمعان قسم‌خوردهٔ ولایی، خریدار ندارد. به‌یاد بیاورید که روزنامه شرق نوشته بود از پاکستان به داخل ایران شلیک شد و قاچاقچیان به پاسگاه حمله کردند. اکنون ۱۸۰ درجه خلاف آن را از روزنامه حکومتی همدلی بخوانید که خبر از حضور «جمعیت» و «خودروهای نظامی» می‌دهد:

«محمدهادی مرعشی معاون امنیتی- انتظامی استاندار سیستان و بلوچستان گفت: در بین جمعیت افرادی از فرصت استفاده کرده و به سمت پاسگاه شمسر ایران حمله می‌کنند و به سمت خودروهای نظامی نیز سنگ پرتاب کرده و اقدام به ورود به پاسگاه می‌کنند. دشمن برای ناامنی مرزها برنامه دارد که باید مرزنشینان کمک کنند و آب به آسیاب دشمن نریزند» (روزنامه همدلی، ۶ اسفن ۹۹).

یک ترجیع‌بند مبتذل

این هم ترجیع‌بند ۴۲سالهٔ رادیو، تلویزیون، نمایش‌های جمعه، مساجد، مطبوعات، مقامات و کارگزاران نظام آخوندی در بیان منشأ مخالفتها و قیام‌ها و درگیریها علیه نظام آخوندی:

«گروهک‌های ضد انقلاب و معاند از قبل با ترسیم نقشه و ترغیب افراد سودجو دست به این اقدام خرابکارانه زده‌اند» (همان منبع).

ذات‌پنداریِ یک نحله شارلاتان

آخرین یادآوری را از قول حافظهٔ تاریخی مردم ایران نسبت به آخوند حکومتی و حاکمیت ولایت فقیه تأکید می‌کنیم:

اگر دستگاه تبلیغاتی و مقامات رژیم آخوندی یک روز دروغ نگویند، نفس نظام‌شان بند می‌آید. راه نفس این رژیم از مجاریِ تنفسیِ دروغ، فرافکنی، بهتان، شارلاتانیسم خبری و شیطان‌سازی می‌گذرد. این ویژگی و صفت با ذات‌پنداریِ پدیده‌یی به‌نام آخوند حکومتی و کارگزار حکومتی در حاکمیت ولایت فقیه عجین است.

شنبه ۹ اسفند۱۳۹۹