اگر حرف‌های روز ۲۱اسفند خامنه‌ای و صحبت‌های دیروز روحانی را کنار هم بگذاریم، دو واقعیت در رژیم که تلاش می‌کنند آنها را بپوشانند، آشکار می‌شود:

۱-ضعف، خفگی، ناامیدی در بدنه نظام و بحران ریزش؛ در یک‌کلام خوردن کفگیر نظام آخوندی به ته دیگ

۲-بن‌بست، بی‌راه‌حلی؛ و یکی به نعل و یکی به‌میخ زدن ناشی از آن

آخوند روحانی روز ۲۰اسفند به درگاه شیطان بزرگ التماس کرد که «ما به کاخ‌سفید به صراحت اعلام کردیم که برگردید به قانون و خجالت نکشید و بدانید با بازگشت شما ما هم بلافاصله به تعهداتمان بر می‌گردیم و تا آخر پای پیمان خواهیم ایستاد» و آمریکا «بداند که ما هم آماده‌ایم برای پیمان! کل با کل آماده‌ایم، جزء با جزء هم آماده‌ایم. همهٔ تعهد در برابر همهٔ تعهد ما آماده‌ایم، بخشی از تعهد در برابر بخشی از تعهد هم آماده‌ایم!». آنگاه تأکید کرد: «خامنه‌ای گفت اگر آنها (آمریکا) برگردند به پیمان، ما هم بر می‌گردیم به پیمان!».

وقتی روحانی به‌زبان آخوندی به آمریکا می‌گوید «خجالت نکشید» و به‌برجام بازگردید، به زبان واقعی یعنی خواهش و التماس که تو را به‌خدا از سیاست فشار حداکثری دست بردارید، تحریم‌ها را مقداری هم که شده شل کنید و بگذارید نظام در این وضعیت خفگی، کمی نفس بکشد.

از آن سو خامنه‌ای روز پنجشنبه ۲۱اسفند به‌بهانهٔ عید مبعث سخنرانی کرد. لابد انتظار دلواپسان نظام این بود که او در صحبت‌هایش، روحانی را به‌خاطر التماس و درخواست ذلیلانهٔ روز قبل به آمریکا، شماتت کند. اما خامنه‌ای نه‌تنها این کار را نکرد، بلکه با شیوهٔ یکی به نعل و یکی به میخ چهرهٔ آشتی‌جویانه‌یی نشان داد و گفت: «گفتند جمهوری اسلامی با همهٔ دنیا سر ستیزگی دارد، این درست نیست!»؛ و بعد به‌طور متناقضی «ایستادگی در برابر دشمن و اعتماد نکردن به این دشمن» را توصیه کرد.

چرا سیاست نعل و میخ؟!

پناه بردن به دوگانه‌گویی از آن روست که نظام از هر سو در بن‌بست است. به‌شدت زیر سهمگین‌ترین فشارهاست. آن چنان که روحانی اعتراف می‌کند: «سال ۹۹ بسیار بر ما سخت گذشت» (۱۹ اسفند) و «شرایط بسیار سخت و پیچیده‌ای داریم» (۶ اسفند)؛ دژپسند، وزیر اقتصاد رژیم هم به ورشکستگی نظام اذعان می‌کند که: «تا (سال ۹۶) میانگین فروش نفت ما بیشتر از ۲میلیون و ۲۰۰هزار بشکه در روز بود. اما طی ۱۱ماه سال۹۹ روزانه تنها فقط ۱۸۰هزار بشکه نفت فروختیم» (۱۹ اسفند)؛ و ربیعی هم پیش از آن نالیده بود: «ما ۷۰میلیارد دلار درآمد داشتیم در یک سال مجموع درآمد بانکی ما ۳میلیارد دلار شد» (ربیعی سخنگوی دولت روحانی-تلویزیون ایران پرس رژیم- ۱۹اسفند ۹۹).

به این وضعیت اقتصادی و اجتماعی که کارد را به‌استخوان مردم رسانده است؛ باید سرخوردگی و نومیدی رژیم و ریزش نیروهایش و و آشکار شدن پوچی سراب «فرصت‌ها» را هم اضافه کرد که سران نظام که از نتایج انتخابات آمریکا به‌شدت ذوق‌زده بودند؛ اکنون ناگزیر اذعان می‌کنند که «تا امروز هیچ تغییری در عمل و در سیاست آمریکا (علیه نظام) و تحریم‌های حداکثری اتفاق نیفتاده است» (خطیب‌زاده-سخنگوی وزارت‌خارجهٔ رژیم-۱۱ اسفند) و «استراتژی ایالات متحده (در رابطه با نظام) در مقایسه با دولت پیشین هیچ تغییری نکرده است. راهبرد همان راهبرد همیشگی یعنی اعمال فشار حداکثری است» (روزنامهٔ حکومتی وطن امروز-۱۱ اسفند).

بلینکن، وزیر خارجهٔ آمریکا به‌مجلس نمایندگان گفت: «انتظار سیاست قاطع و محکمی در قبال رژیم ایران داشته باشند» (رول کال نشریه خاص اخبار کنگره-۲۰ اسفند). او تأکید کرد: «ما با اقدامات رژیم ایران در مجموعه‌یی از مسائل از جمله حمایت از تروریسم و برنامه موشک بالستیک مشکلات اساسی داریم» (همان منبع).

از سوی دیگر مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم گفت: «این‌طور نیست که بگویید یک‌شبه به‌توافق سال۲۰۱۵ برمی‌گردیم. از آن زمان تاکنون اتفاقهای بسیاری روی داده است. ما دیدیم که رژیم ایران موادی ساخته و محصولاتی از اورانیوم غنی شده، تولید کرده است» (مصاحبهٔ گروسی با یورونیوز-۲۱ اسفند). این موضع دبیرکل آژانس بسیار باعث نگرانی رژیم شد، چرا که می‌داند نشان از پیامدهای بعدی بسیار خطرناک دارد. از این رو حتی به التماس افتادند که «آژانس عجله کرده… به آژانس توصیه می‌شود روال منطقی بررسیها را در نظر داشته باشد!» (عراقچی-۲۱ اسفند).

بنا بر این اکنون آخوندها در بعد بین‌الملل از ۴طرف زیر ضرب شدید هستند:

۱-مواضع آمریکا

۲-مواضع اروپا (که همسویی کامل با آمریکا در برابر رژیم است)

۳-موضع آژانس بین‌المللی انرژی اتمی

۴-مواضع، اقدامات و خودزنی‌های خود رژیم (توقف پروتکل الحاقی، عملیات تروریستی علیه نیروهای آمریکایی در عراق و…) که باعث تشدید ۳محور قبلی می‌شود

دو مسیر منتهی به پرتگاه

خفگی اقتصادی رژیم از یک‌سو و پیشرفت این ۴محور از سوی دیگر، باعث شده خامنه‌ای و روحانی این‌چنین به خود بپیچند.

خامنه‌ای می‌داند اگر زهر بخورد و پای دست کشیدن از برنامهٔ موشکی و دخالت منطقه‌یی بیاید، طلسم ولایت فقیه می‌شکند و نظامش از درون دچار از هم گسیختگی مضاعف می‌شود و راه برای قیام مردم به جان آمده هموار می‌شود. اگر هم به رویارویی با جامعه جهانی ادامه دهد، باید منتظر سفت و سخت‌تر شدن تحریم‌ها، فشارهای سنگین‌تر، ارجاع پرونده‌اش به شورای امنیت، قرار گرفتن ذیل فصل ۷منشور ملل متحد و انفجار دیگ بخار جامعه ایران باشد

دو مسیر پیش روی نظام هر دو به پرتگاه منتهی می‌شود. سرگردانی خامنه‌ای و به‌نعل و میخ زدنش، ناشی از همین بن‌بست و گرفتار شدن در این تنگناست.

جمعه ۲۲ اسفند ماه ۱۳۹۹