بار دیگر شهرهایی در سراسر میهن، عرصهٔ تجمع اعتراضی بازنشستگان ستمدیده و محروم بود و بار دیگر داربست متزلزل نظام ولایت با خروش بازنشستگان لرزید. این هشتمین دور این اعتراضات است که برای هشتمین هفته بی‌وقفه ادامه داشته است.

بازنشستگان خشمگین فریاد می‌زدند: «دولت ورشکسته دشمن باز نشسته»، «بازنشسته بیدار است از تبعیض بیزار است»، «نه‌تهدید نه‌سرکوب دیگر اثر ندارد»، «ظلم و ستم کافیه سفره ما خالیه»، «کشور ما روگنجه بازنشسته تو رنجه»، «ما همه با هم هستیم»، «فقط کف خیابون به‌دست میاد حقمون».

 پیوستگی این اعتراضات و روند رو به گسترش آن در شرایطی است که رژیم با تمام توان تلاش کرد با ایجاد ارعاب و تماس‌های تهدیدآمیز و ارسال پیامک‌های هشداری و غیره… بازنشستگان را از شرکت در این تجمع سراسری منصرف کند. اما ارعاب دیگر کارآیی خود را به‌میزان زیادی از دست داده و این اعتراضات زنجیره‌یی و سراسری برگزار شد. بازنشستگان تنها یک قشر از اقشار به جان‌آمدهٔ مردم ایران هستند و «جمعیتی حدود ۷۰میلیون نفر ناراضی‌اند» (روزنامهٔ حکومتی مستقل-۲۴ اسفند) و پیوستگی اعتراضات بازنشستگان و محتوای شعارهای آنها بیانگر گسترش خشم و نفرت اجتماعی است و نشان می‌دهد «نظام دچار ابر بحرانهاست و ممکن است مورد تهدید قرار بگیرد» (همان منبع).

ریشهٔ خشم و نفرت جامعه‌یی عاصی

ایران سرزمینی سراسر ثروت و سرشار از منابع طبیعی است و «پنجمین کشور ثروتمند جهان از نظر ذخایر منابع طبیعی مانند نفت، گاز، زغال‌سنگ، چوب، طلا، نقره، مس، اورانیوم، آهن خام و فسفات است که با داشتن یک درصد جمعیت جهان، و خاکی معادل یک درصد وسعت خاک کرهٔ زمین، بیش از ۷درصد منابع معدنی دنیا را در اختیار دارد» (سایت مجلس ارتجاع-۱۸ بهمن۱۳۹۷)؛ یعنی ۷برابر بیش از میانگین ثروت دنیا، ثروتمند است. اما وضعیت معیشت مردم این سرزمین به‌خاطر حاکمیت رژیمی دزدسالار و جانی به جایی رسیده که حتی در آستانهٔ نوروز «اگر به میوه‌فروشی‌ها سر بزنید اشکتان در می‌آید؛ وقتی می‌بینید شهروندان تهرانی میوه را دانه‌ای می‌خرند» (سایت حکومتی تجارت نیوز-۲۴ اسفند۹۹) و این در حالی است که «۵هزار تن میوه روی دست بارفروشان مانده و مردم میوهٔ عید نمی‌خرند» (همان منبع).

وجود صف‌های طولانی برای خرید مرغ و تخم‌مرغ و روغن و پایه‌ای‌ترین کالاهای مصرفی در این سرزمین غنی، کشوری قحطی‌زده را به تصویر می‌کشد؛ چرا که مافیای حکومتی برای به دست آوردن پول جهت مصارف سرکوبگرانه و صدور تروریسم خود بخش عمدهٔ مواد غذایی و قوت لایموت آنها را به خارج کشور صادر می‌کند. نتیجه این‌که با وجود این‌که «نیاز روزانهٔ مرغ در تهران هزار تن است، اما تنها ۲۰۰تن توزیع» می‌کند (سایت حکومتی آرمان اقتصادی-۲۴ اسفند).

همین اژدهای هفت‌سر حکومتی است که خط فقر را به ۱۰میلیون رسانده و وقتی به حقوق مردم و اقشار مختلف، از جمله بازنشستگان می‌رسد، تنها حقوقی معادل ۵بار پایین‌تر از خط فقر به آنها می‌دهد؛ . در حالی که مبلغی بالغ بر ۳۰۰هزار میلیارد تومان موجودی صندوق بازنشستگان تأمین اجتماعی که با دهها سال کسری حقوق آنها به‌عنوان حق بازنشستگی شکل گرفته بود، توسط این رژیم و دزدان حاکم سرقت شده است. همانها که «مثل قبل از انقلاب… هزار فامیل» اشرافی (روزنامهٔ حکومتی جمهوری-۲۴ اسفند۹۹) را در لایه‌های بالای حکومتی تشکیل می‌دهند.

افزایش حداقل دستمزد، غارت مضاعف

در همین حال روز ۲۴اسفند شورای عالی کار رژیم حداقل دستمزد کارگران و سایر اقشار حقوق بگیر در سال۱۴۰۰ را با ۳۹درصد افزایش نسبت به سال گذشته، ۲میلیون و ۶۵۵هزار تومان تعیین کرد. برای سایر سطوح دستمزدی هم ۲۶درصد افزایش حقوق به علاوهٔ رقم ثابت ۲۴۱هزار تومان در نظر گرفته شده است.

افزایش رقم ناچیز ۳۹درصدی و ۲۶درصدی حقوق در حالی است که بنا به اعلام منابع حکومتی که البته بسیار کمتر از واقعیت است «نرخ تورم بالای ۵۰درصد بر اقتصاد چنبره زده» و «خط فقر به بالای ۱۰میلیون تومان رسیده است» (کیهان خامنه‌ای-۱۴ اسفند)؛ و «تورم نقطه به نقطه بیش از ۵۰درصدی، رشد ۶۵۰درصدی قیمت مسکن، رکوردشکنی بی‌سابقه قیمت دلار و میانگین رشد اقتصادی صفر درصدی» (روزنامهٔ حکومتی وطن امروز-۱۴ اسفند) «قدرت خرید مردم» را «در حال حاضر به یک ششم سال۹۲» رسانده «و مردم این را در کف بازار و کف جیب خود احساس می‌کنند» (روزنامهٔ حکومتی رسالت-۱۷ اسفند).

بنابراین واژهٔ «افزایش» برای حداقل حقوق ناچیز اقشار مختلف، از بازنشستگان تا کارگران و… فریبی بیش نیست و بر اساس آمارهای چندبار کوچک‌شدهٔ حکومتی، و با مقایسه حداقل دستمزد با میزان افزایش تورم، در واقع حداقل حقوق کارگران بیش از ۱۱درصد و بازنشستگان و سایر اقشار بیش از ۲۴درصد کاهش یافته است. آن هم بدون در نظر گرفتن افزایش تورم در سال۱۴۰۰، چرا که حاکمان دزدسالار «لایحه بودجه ۱۴۰۰ را نیز انبساطی و تورم‌زا تنظیم کرده‌اند» (روزنامهٔ حکومتی جهان صنعت-۱۷ اسفند).

 شراره‌های خشم، پیش‌درآمد آتشفشان

همین وضعیت است که کاسهٔ صبر مردم را لبریز کرده و اکنون که سپر «فرصت» و «نعمت» کرونا برای خامنه‌ای کارآیی خود را از دست می‌دهد، اعتراضات سراسری گسترش می‌یابد و طی کمتر از دو هفته شاهد شکل‌گیری قیام بزرگ مردم سیستان و بلوچستان و پس از آن شعله کشیدن قیام در کوهستک هرمزگان و به آتش کشیدن قایق‌های سپاه پاسداران هستیم.

وقتی بازنشستگان و اقشار محروم با خشم در شهرهای میهن فریاد می‌زنند «ظلم و ستم کافیه» و تنها راه رهایی از وضعیت سیاه کنونی و به‌دست آوردن حق و حقوق، کرامت و معیشت را در آمدن به «کف خیابان» می‌بینند، نشان می‌دهد اعتراضات ادامه‌دار روند تعمیق و رادیکالیسم را طی می‌کند و زنگ‌های خطر را برای خامنه‌ای و نظام پلیدش به صدا در می‌آورد؛ وضعیتی که موجب شده روزنامه‌های حکومتی پیاپی هشدار بدهند: «نارضایتی‌های گسترده بیش از هر زمان دیگری موجب شده تا افق پیش‌روی» نظام «چشم‌انداز اطمینان‌بخشی را به نمایش نگذارد» (شرق-۲۴ اسفند)؛ و «احتمال دیگر این است که شما (مجموعهٔ حاکمیت) شورشهای شهری را نتوانید کنترل کنید» (مستقل-۲۴ اسفند).

آری، پیوستگی، گسترش و تعمیق اعتراضات سراسری بازنشستگان و سایر اقشار محروم خبر از آتشفشانی می‌دهد که به‌زودی فوران خواهد کرد و بساط حاکمیت فاسد و چپاولگر خامنه‌ای را نابود و خاکستر می‌کند.

دوشنبه ۲۵ اسفند ۹۹