نظام ولایت فقیه یعنی سلطنت مطلقهٔ فقیه. سلطنت مطلقهٔ فقیه یعنی استبداد در زیر پردهٔ دین. وقتی نظامی استبدادی است و در آن یک فرد به نام ولی‌فقیه به جای همهٔ مردم تصمیم می‌گیرد و تصمیم او قانون تلقی می‌شود، هر نوع صحبت از انتخابات و گزینش مردم یک شیادی بیش نیست.

به سلسله نمایش‌های انجام شده در این حکومت تحت نام «انتخابات» دقت کنیم، کدام یک از آنها «آزاد» به‌معنای واقعی کلمه بوده است؟

هدف از هر نمایش جز این نبوده است که حکومت از آن بهره‌برداری تبلیغاتی نماید و بگوید مشروعیت دارد و مورد قبول مردم است تا بتواند با دست بازتری به سرکوب و ایران‌فروشی بپردازد.

سراب تغییر حکومت از درون

امروز اغلب ایرانیان می‌دانند هیچ تغییری از درون حاکمیت فقیه‌سالار امکان‌پذیر نیست. این تجربه خونین محصول بیش از ۴دهه آزمودن این حکومت از نزدیک است.

 قیام آبان۹۸ این دستاورد را مهر کرد که به جز گزینهٔ براندازی، هر گزینهٔ دیگری راه به سراب می‌برد و در خدمت تحکیم استبداد دینی است.

در قیام آبان، خامنه‌ای پاسخ قیام‌کنندگان را با صدور حکم تیر داد و تفنگ‌به‌دستان او به اعتراف مشاور وزیر کشور مستقیم به شقیقهٔ مردم شلیک کردند. آن روز جوانانی که در خون خود غلتیدند و نیز مردمی که این صحنه‌ها را دیدند به‌وضوح دریافتند از این به‌بعد جز با زبان آتشین نمی‌توان با این رژیم گفتگو کرد. به تعبیر گویاتر از آنجا که نظام ولایت فقیه پاسخ هر اعتراض ساده را با گلوله می‌دهد؛ بنابراین باید برای دفاع از خود به پاسخ متقابل بپردازند. هشتگ‌های «آتش جواب آتش» یا «قیام تنها جواب» از دل این نیاز برآمد. مجاهدین در روز ۳۰خرداد ۶۰ با خون عزیزترینهای خویش به این واقعیت راه برده بودند. خمینی در آن روز به پاسدارانش دستور تیر داد و آنها تظاهرات مسالمت‌آمیز مجاهدین را به گلوله بستند. از فردای ۳۰خرداد قانون مبارزه تغییر کرده بود. هر نوع سخنی از اصلاح و مسالمت با این رژیم علیه منافع مردم ایران و آرمان آزادی آنها بود.

 انتخابات آزاد در زیر عبای خامنه‌ای!

امروز راهی که مجاهدین در ۳۰خرداد۶۰ آغاز کرده بودند با پیشتازی کانون‌های شورشی و قیام آبان به مسیر روشنی فرا راه مردم ایران تبدیل شده است.

بر این اساس صف‌بندی بین جبهه خلق و ضدخلق با دریایی از خون در بین آنها، هر روز تیز تیزتر می‌شود. تکامل مبارزه جایی برای بندبازی در بین دو طرف این صف‌بندی باقی نگذاشته است. یعنی نمی‌توان هم اسم خود را مخالف و اپوزیسیون گذاشت و هم به صندوق انتخابات تقلبی چشم دوخت و به آن دخیل بست. نمی‌شود «انتخابات آزاد» را تبلیغ کرد و در نهایت آدرس بیت خامنه‌ای و زیر عبای او را داد.

در این زمینه اصلاح‌طلبان قلابی چند فاز از واقعیت‌های سرسخت ایران عقب هستند. آنها در وانفسای خیز خامنه‌ای برای یک‌دست کردن نظام، مرگ استبداد دینی را به چشم می‌بینند و به همین خاطر جیغ بنفش آنها به هوا بلند است.

سینه چاک کردن برای «صندوق رأی» در زیر عبای ولایت فقیه، آن روی سکهٔ هراس از هشتگ «رأی من سرنگونی» و تحریم قاطع انتخابات قلابی است.

«بزرگترین انتقاد من به رهبری این هست که این صندوق رأی را دارید تضعیف می‌کنید و تضعیف شدن این خطر دارد برای جمهوری اسلامی نه فقط به‌دلیل این‌که چون یک نظامی هست ما در تأسیسش نقش داشتیم و مثل فرزند خودمان بوده بلکه متأسفانه چون پیوند خورده با سرنوشت ایران به هم خوردن آن می‌تواند منجر بشود بهم خوردن وضعیت کل کشور و حوادثی که در این منطقه دیدیم نمونه‌های آن را که چه بلاهایی سر ملت و سر کشور آمد» (کلاب هاوس. مصطفی تاجزاده. ۲اردیبهشت ۱۴۰۰).

منظورش این است که اگر ما را حذف کنی خودت نیز لاجرم حذف خواهی شد و دودمان حکومت بر باد خواهد رفت. نمی‌گوید «سرنوشت ولایت فقیه»، می‌گوید «سرنوشت ایران»!

 بلاهت قورباغهٔ ابوعطا خوان

بیچارهٔ فلک‌زدهٔ نگون‌بخت نمی‌داند که بلوغ قیام و آگاهی سیاسی مردم ایران، برای خامنه‌ای گزینه‌یی جز جراحی و انقباض هر چه بیشتر نظامش باقی نگذاشته است. خامنه‌ای بر لبهٔ پرتگاه سرنگونی چاره‌ای جز شلیک به پای خود و حذف فرزندخوانده‌هایش را ندارد. خود نیز در جریان همین حذف باید حذف شود.

بلاهت قورباغهٔ ابوعطاخوان در اینجاست که نمی‌تواند واقعیت‌های مسلم ایران عبور کرده از قیامهای ۹۶ و ۹۸ را ببیند. البته حواسش نیست که ناخواسته اعتراف می‌کند سلطنت‌طلب‌ها نیز در پازل حکومت قرار دارند و می‌توانند در زیر عبای ولایت فقیه کاندید معرفی کنند!

کبوتر با کبوتر باز با باز

کند هم‌جنس با هم‌جنس پرواز

«من به عکس آن کاری که الآن در جمهوری اسلامی دارد اتفاق می‌افتد روزبه‌روز دایره را دارند تنگ‌تر می‌کنند معتقدم به میزانی که مشکلات جامعه افزایش پیدا می‌کند و به میزانی که مردم ناراضی‌تر می‌شوند باید دایره را بازتر کرد امروز وقت این هست که حتی به سلطنت طلب‌ها بگوییم بیاید نامزد معرفی کنید در چارچوب نظام جمهوری فعالیت بکنید کار بکنید ایران مال همه ایرانیان هست مال یک عده خاص نیست تمام شد آن دوره‌ای که به‌خاطر انقلاب برخی از محدودیتها ایجاد شد به‌دلیل این‌که نظام تثبیت شده و عرض به حضور شما اون کسی هم که اون زمان بودند همه تمام شده کارشان امروز یک دوره جدیدی را باید آغاز کنیم اونوقت درست در این دوره‌ای که باید فضا را باز بکنیم یک عده دارند فضا را می‌بندند تلاش ما این است که این فضا را نگذاریم این را ببندند و داریم کار می‌کنیم که این صندوق هم‌چنان رقابتی باقی بماند تا چرخش مسالمت‌آمیز قدرت صورت بگیرد خط قرمز هم از نظر من این است که در جامعه ما به خشونت کشیده نشویم».

منظورش این است که باید هر کاری بکنیم تا جامعه به سوی براندازی و قیام که لاجرم هم سویی با مجاهدین و مقاومت ایران است کشیده نشود.

خوشا مقاومت و قیام و انقلاب که با تعمیق خود ماهیتها را برملا می‌کند و باعث می‌شود کف‌های روی آب به کناری رفته و آنچه با منافع مردم منطبق است بر جای بماند.

این هنوز از نتایج سحر است باش تا…

یکشنبه ۵ اردیبهشت۱۴۰۰