یک شعبده‌باز چه می‌کند؟ با تردستی، چیزی در آستین یا زیر کلاهش می‌گذارد، با تکنیکی که بیننده را دچار ابهام می‌کند، این دست و آن دست کرده و وقتی آن شیئ را رو کرد، بینندهٔ سردرگم نمی‌تواند بفهمد که چه شد؟!

این حال و هوای شعبدهٔ انتخابات نظام ولایت است. سومین روز ثبت نام کاندیداها هم در حالی به پایان رسید که هم‌چنان حضور یا عدم حضور مهره‌های اصلی و مطرح مانند رئیسی و لاریجانی، تعیین‌تکلیف نشده و اطرافیان و نزدیکان آنها هر روز از جانب آنها یک حرف متناقض با حرف روز قبل می‌زنند.

از طرفی بحران درونی رژیم هر روز اوج بیشتری می‌گیرد. دعوا و کشاکش و جنگ گرگ‌ها میان شورای نگهبان و دولت روحانی نیز ادامه دارد. روز پنجشنبه وزیر کشور روحانی با لگدی به شورای نگهبان گفت: «قانون انتخابات نه لغو و نه اصلاح شده» (رحمانی فضلی-۲۳ اردیبهشت)؛ همزمان خود روحانی طی بیانیه‌یی از طرف دولتش، برای حذف نشدن باند مغلوب التماس کرد که «دولت عمیقاً باور دارد که وحدت در حضور معنا می‌یابد و نه در حذف» (۲۳ اردیبهشت)، روحانی در عین‌حال باند رقیب را مورد طعن و حمله قرار داد که: «تهمت زدن و دروغ گفتن برای گدایی رأی بدترین کار است!» (۲۳ اردیبهشت).

در این میان خامنه‌ای هم تمام تلاشش را می‌کند تا آخوند جلاد ابراهیم رئیسی را از صندوق بیرون بکشد تا بتواند با تک پایه کردن نظام به خیال خودش، بحرانها را مهار کند. در همین مسیر خامنه‌ای می‌خواهد سایر مدعیان را پیش از رسیدن به مرحله شورای نگهبان، از صحنه حذف کند. به‌ویژه که در دو دورهٔ پیشین نمایش انتخابات هم نتوانست مهرهٔ مطلوب خودش را به کرسی ریاست‌جمهوری بنشاند و در تعادل درونی رژیم شکست خورد. در چنین شرایطی یکی دیگر از کسانی که با شعبده بازی، آمدن یا نیامدنش را در ابهام گذاشته، علی لاریجانی است. اگر لاریجانی وارد صحنه بشود، کار برای خامنه‌ای بسیار دشوار می‌شود. از این رو یا باید با تیغ شورای نگهبان کسی را که دو دوره رئیس مجلس و رئیس یکی از سه قوه نظامش بوده و در حال حاض هم عنوان مشاور عالی خامنه‌ای را یدک می‌کشد، رد صلاحیت و حذف کند، که برایش بهای بسیار سنگین سیاسی و داخلی دارد، آن هم در وضعیتی که چفت و بست‌های نظامش در جنگ شدید گرگ‌ها در حال باز شدن است. اگر هم لاریجانی را حذف نکند، باید پیه احتمال قوی شکست دوبارهٔ رئیسی و ادامهٔ تشدید شقه و شکاف در رأس نظام را به تن بمالد. اگر هم بگذارد لاریجانی در این نمایش حضور پیدا کند؛ کاری بسیار خطرناک است. خامنه‌ای یک بار این را در سال۸۸ تجربه کرد و دید که از شکاف حاصله در رژیم، قیام بزرگ۸۸ فوران کرد و ۸ماه نظامش را در هم پیچید و آن را تا لبهٔ پرتگاه سرنگونی پیش راند. به‌خصوص که این بار وزارت کشور و اتاق تجمیع هم در دستش نیست و رقم‌سازی به نفع فرد مورد نظرش کاری اگر نه محال، لااقل بسیار دشوار و پر خطر است.

به این ترتیب با کاندیدا شدن لاریجانی، خامنه‌ای بر سر این دوراهی مرگبار قرار می‌گیرد که یا هم‌چنان بر تک قطبی اصرار کند و خطر خون‌ریزی شدید داخلی ناشی از این جراحی بزرگ را به جان بخرد؛ یا به دوقطبی تن دهد که معنی‌اش تشدید شقه و شکاف درونی و ادامهٔ وضعیت دوپایگی رژیمش می‌باشد. هر کدام از این دو وضعیت، بیش‌از‌پیش رژیم را تضعیف و شکننده می‌کند. بنابراین نتیجه هر چه باشد رژیم از این نمایش انتخابات بسا ضعیفتر، از هم گسیخته‌تر و پر شکافتر بیرون می‌آید؛ چرا که کشاکش و جنگ میان دو باند نه در خلأ و در یک فضای باز و نامحدود، بلکه در بستر جامعهٔی به‌شدت ملتهب و در آستانهٔ انقلاب جریان دارد؛ در شرایطی که مقاومت سازمان‌یافته و نیروی برانداز نیز در اوج آمادگی و انسجام و مترصد آن لحظهٔ نادر تاریخی است.

جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰