یکی از مهم‌ترین اتهاماتی که رژیم ایران نسبت به سازمان مجاهدین خلق مطرح می‌کند، اتهام همکاری با عراق در طول جنگ هشت ساله است. با توجه به جریان داشتن یک جنگ طولانی میان دو کشور و حضور مجاهدین خلق در عراق، این سخن دارای باورپذیری بیشتری نسبت به اتهامات دیگر بوده است.

مضامین کلی اتهامات

اتهاماتی که رژیم ایران در این رابطه به سازمان مجاهدین خلق می‌زند گزاره‌های زیر یا مشابه آن است:

* مجاهدین در طول جنگ هشت‌ساله با ارتش عراق همکاری کردند.

*تصویر مسعود رجوی با صدام حسین و طارق عزیز نشانه‌ی همکاری این دو با یکدیگر است.

*مجاهدین به حکومت عراق اطلاعات می‌دادند و نقش ستون پنجم را ایفا می‌کردند.

* مجاهدین از حکومت عراق پول می‌گرفتند و تسلیح می‌شدند.

این اتهامات بخشی از شیطان سازی علیه مجاهدین حول موضوع جنگ ایران و عراق است. تنها پشتوانه‌ی منطقی و حقوقی گزاره‌های فوق، حضور مجاهدین در عراق است، در حالی که به لحاظ قانونی و حقوقی، از حضور مجاهدین در عراق نمی‌توان به چنین گزاره‌ها و نتیجه‌گیری‌هایی دست یافت. به عبارت دیگر گزاره‌ی شرطی «چون مجاهدین در عراق حضور داشتند، پس با صدام همکاری کردند» یک گزاره‌ی صحیح حقوقی نیست و مقدم آن (جمله اول) به تالی (جمله دوم) منجر نمی‌شود.

انعکاس تلویزیون ان بی سی آمریکا از عملیات مجاهدین خلق

از سویی هیچ سند دیگری که اتهامات بالا را اثبات کند، از طرف رژیم ایران ارائه نشده است.

پس از سقوط دولت عراق تمامی اسناد سری ارتش عراق مربوط به هشت سال جنگ، به دست حکومت جدید عراق افتاد که رابطه‌ی بسیار خوبی با رژیم ایران دارد، با این‌همه تا کنون سندی مبنی بر همکاری مجاهدین خلق با ارتش عراق منتشر نشده است.

علاوه بر آن گزارشگران و خبرنگاران بین‌المللی که از عملیات مجاهدین به تهیه ی گزارش می‌پرداختند، از استقلال عمل مجاهدین سخن گفته‌اند. در عملیات چلچراغ که توسط مجاهدین خلق انجام شد نزدیک به ۴۰ خبرنگار از سراسر جهان به تهیه‌ی گزارش پرداختند.

کما اینکه تصویر مشهور مسعود رجوی و صدام حسین رئیس جمهور سابق و تصویر او با طارق عزیز توسط خود مجاهدین منتشر شده‌است. این تصویر مربوط به یک ملاقات برای مذاکره در مورد صلح و پایان دادن به جنگ ایران و عراق است که توسط مجاهدین خلق دنبال می‌شد. تصاویر دیگری از این نوع، تصاویر ملاقات‌هایی است که به دلیل ضرورت حضور این سازمان به عنوان یک گروه مسلح در کشور عراق انجام شده است.

همچنین سازمان مجاهدین تمامی اسناد خرید سلاح و مهمات و کالاهای تدارکاتی خود را منتشر کرده است. این اسناد که مورد تأیید مراجع قضایی هستند نشان می‌دهد که سازمان مجاهدین برای خرید اقلامی چون ماشین، پوتین نظامی، لباس، سلاح و … پول پرداخت کرده است.

دادنِ اطلاعات به صدام

هیچ سندی مبنی بر این‌که مجاهدین خلق اطلاعاتی به دولت صدام داده باشند وجود ندارد. به گفته‌ی شاهدین مسعود رجوی پس از ورود به عراق در اولین ملاقات به صدام حسین اعلام کرد که ما در ابتدای جنگ با شما جنگیده‌ایم.

در مورد دادنِ اطلاعات به دولت عراق نیز این اتهام بنا به شواهدی که تا کنون به دست آمده مردود است. صدام حسین طی یک سخنرانی اذعان نمود که مجاهدین به رغم اصرار ما حاضر نشدند اطلاعاتی در مورد ایران به ما بدهند.

رادیو بغداد در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۶۷ سخنانی از صدام حسین در روز مراسم اعطای مدال به گروهی از فرماندهان خود پخش کرد که می‌گفت:

«از جمله دروغ خامنه ای در نماز جمعه دیروز این است که اپوزیسیون و دقیقاً مجاهدین خلق را که بر ضد آن‌هاست، مزدوران عراق نامید. ما مزدور نداریم، این‌ها مردمان مبارزی هستند و ما به آنها احترام می‌گذاریم. آنان خودشان داری تفکر خودشان هستند. من این را برای ثبت در تاریخ می‌گویم که پیش از این، ما از آنان برخی اطلاعات، از نوع اطلاعاتی که به اقتصادشان و یا به خلقشان زیان وارد می‌کند، خواستیم اما آنها رد کردند و ما نظرشان را هنگامی که رد می‌کردند به‌عنوان یک نیروی سیاسی محترم شمردیم

شرکت مجاهدین در جنگ علیه عراق

با شروع جنگ در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ سازمان مجاهدین خلق هنوز در ایران به صورت مسالمت‌آمیز فعالیت داشت. اعضاء سازمان مجاهدین نیز برای دفاع از خاک ایران به جبهه‌ها رفتند و حمله‌ی عراق را تجاوزکارانه توصیف کردند. همچنین تعدادی از مجاهدین در جنگ ایران و عراق جان‌باختند.

جان‌باختن ۹ تن از مجاهدین در دفاع از ایران در مقابل تجاوز نیروهای عراقی

جان‌باختن ۹ تن از مجاهدین در دفاع از ایران در مقابل تجاوز نیروهای عراقی – نشریه مجاهد فوق‌العاده- دهم آبان ماه ۱۳۵۹

گزارشات ارائه شده حاکی از این بود که برخی از هواداران مجاهدین از پشت توسط نیروهای سپاه مورد هدف قرار گرفتند و برخی دیگر دستگیر شدند.

مجاهدین و هواداران آن‌ها که برای دفاع در مقابل حمله عراق رفته بودند دستگیر شدند.

در یک گزارش درج شده در نشریه مجاهد مورخ ۲۵ آبان ۱۳۵۹ آمده است:

«دو تن از رزمندگان سنگر مجاهدین مستقر در انتهای پل معروف خرمشهر-آبادان به اسامی عبدالزهرا ولفی و محمود قبالی که با ایستادگی در برابر نیروهای مهاجم عراقی آماده‌ی دفع آن‌ها هستند.

نیروهای عراقی سعی می‌کنند با عبور ازاین پل به شهر آبادان نفوذ کنند. جالب توجه این‌که برادر مجاهد محمود قبالی (نفرسمت چپ) پس از روزها مقاومت قهرمانانه در سنگر مقدم جبهه، به دنبال تهاجم عناصر سپاه به سنگر مجاهدین به همراه عده‌ای دیگر از برادران خلع سلاح و دستگیر شده‌اند. این برادر هم‌اکنون در زندان آبادان در کنار سایر همرزمانش بسر می‌برد.»

در همین زمان مردم اهواز و آبادان به حمایت از هوداران مجاهدین که در جنگ علیه عراق شرکت کرده بودند پرداختند و بیانیه‌هایی امضا کردند که حمله پاسداران به رزمندگان مجاهدین در جنگ ایران و عراق را محکوم می‌کرد.

حمایت مردم از مجاهدین شرکت کننده در جنگ علیه عراق

موضع مجاهدین در جنگ ایران و عراق

موضع مجاهدین در مورد جنگ ایران و عراق این بود که این جنگ با حمله عراق اما به تحریک خمینی آغاز شده است و قابل پیشگیری بود. با این همه مجاهدین در جنگ ایران و عراق به دفاع از خاک ایران پرداختند و به جبهه رفتند اما پس از آزادی خرمشهر و درخواست عراق برای آتش بس، این جنگ را نامشروع و در خدمت منافع خمینی می‌دانستند.

در نشریه مجاهد فوق العاده به تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۵۹ آمده است:

بیانیه مجاهدین خلق در مورد جنگ ایران و عراق

بیانیه مجاهدین خلق در مورد جنگ ایران و عراق

اینک یک ماه از جنگ تمام عیار ایران و عراق می‌گذرد. جنگی که بر اساس پاره‌ای اختلاف‌ها و تضادها و در ادامه‌ی یک سری تحریکات و برخوردهای موضعی و مقطعی اینک ابعاد گسترده و پی‌آمدهای خطرناک به خود گرفته است. نفس جنگ و ارزیابی این مساله که این جنگ تا چه حد اجتناب ناپذیر یا قابل اجتناب بود فعلا مساله‌ی مبرم ما نیست و از آن می‌گذریم. اگرچه این سوال خود باقی است که ایا اختلافات ایران و عراق نمی‌تواست در مسیر برخوردهای دیگری از سوی طرفین و با پرهیز از تحریکات متقابل و رعایت اصول مسلم عرف و قوانین بین‌المللی به سرانجامی جز جنگ منتهی شود؟ و به خصوص جدا باید سوال نمود که آیا ایران نمی‌توانست از همان ابتدا با اتخاذ سیاستی انقلابی و هوشیارانه و با اعلام این که تحت هیچ‌عنوان (از جمله صدور مکانیکی انقلاب) قصد تحریک و دخالت در امور دیگران را ندارد، بهانه به دست عراق ندهد؟

خمینی شش ماه پیش از آغاز جنگ، ارتش عراق را دعوت به جنگ و کودتا علیه صدام حسین کرده بود.

سال‌ها بعد آیت‌الله منتظری در مورد جنگ گفت:

«واقعیت مسأله جنگ این است که آن اول که انقلاب شد، ما شعارهای تند هم دادیم… من گفتم ما که نمی‌توانیم دور کشور مان دیوار بکشیم؛ بالاخره می‌خواهیم با کشورهای همسایه روابط داشته باشیم. ایشان (خمینی) فرمودند نخیر، ما می‌خواهیم دور کشور مان دیوار بکشیم».[۱۸]

دعایی سفیر ایران در عراق در مورد تحریکات علیه این دولت می‌گوید:

خمینی استمرار دهنده‌ی جنگ ایران و عراق

خمینی استمرار دهنده‌ی جنگ ایران و عراق

«من به دلیل موضعی که وزارت خارجه ایران گرفت قبل از عید نوروز در سال ۱۳۵۸به ایران فراخوانده شدم. روزی یکی از مقامات بالای وزارت امور خارجه قبل از حمله عراق به ایران می‌گفت: من در وزارت امورخارجه اطلاع پیدا کردم به یکی از اطاق‌ها کارتن‌های بسته بندی وارد و خارج می‌شود… از سر کنجکاوی و با توجه به مسؤولیتی که به عهده داشتم روزی به این اطاق رفتم و یکی از کارتن‌ها را باز کردم متوجه شدم پر از اسلحه و اسلحه خفه کن و فشنگ است. اینها را به عراق می‌فرستادند تا در اختیار شیعیان و مخالفین صدام قرار گیرد. متأسفانه بعد از پیروزی انقلاب عده ای بخصوص در مورد عراق دست به اعمالی می‌زدند که تحریک کننده بود و همین اعمال بهانه شد به دست صدام تا به ایران حمله کند».[۱۹]

نامشروع بودن جنگ پس از عقب نشینی عراق

آزادی خرمشهر نقطه‌ی نامشروع شدن استمرار جنگ

آزادی خرمشهر نقطه‌ی نامشروع شدن استمرار جنگ

سازمان مجاهدین معتقد است خمینی خود خواهان ادامه جنگ بود. به ویژه پس از فتح خرمشهر عراق رسما خواهان پایان دادن به جنگ میان دو کشور شد. در نتیجه دیگر هیچ دلیلی برای ادامه جنگ وجود نداشت و شرکت در آن نه دفاع از خاک بلکه بازی کردن در میز خمینی بود. مجاهدین از این پس جنگ ایران و عراق را یک جنگ ضدمیهنی نامیدند.

جنگ با عراق؛ منشاء قدرت و سرپوش اختناق

سازمان مجاهدین خلق معتقد است خمینی برای حفظ بقای خود به جنگ ایران و عراق ادامه داد. مجاهدین خلق معتقدند رژیم ایران بر دو پایه‌ی سرکوب داخلی و صدور بحران استوار است. در ادبیات درونی رژیم ایران از صدور بحران با نام صدور انقلاب نام می‌برند. خمینی از ابتدای انقلاب با شعار تشکیل هلال شیعی و صدور انقلاب بر سرکار آمد. این شعارها نه شعارهایی اعتقادی بلکه تنها راه بقای رژیم ایران و سرپوشی بر اختناق داخلی بودند. ماهیت قدرت سیاسی در رژیم ایران متشکل از نیروی برآمده از جنگ است.

در اساس هر حاکمیتی نیاز به قدرت سیاسی دارد، در غیر این صورت فرو می‌ریزد. در حکومت‌های توتالیتر، سرکوبگر، با تکیه به قدرت سیاسی سرکوب می‌کند و پول انگیزه‌ی ثانویه است. قدرت سیاسی در حاکمیت‌های مردمی ناشی از پایگاه اجتماعی است اما در حاکمیت‌های غیرمردمی باید از جای دیگری تأمین شود. بسیاری از دیکتاتورها این قدرت را با وابستگی به دولت‌های بیگانه تأمین می‌کنند. رژیم خمینی که اساسا در زمره‌ی حکومت‌های وابسته به شمار نمی‌رود، این قدرت را از طریق جنگ‌افروزی و پرورش ایده‌های آپوکالپتیکی تحت عنوان جبهه‌ی مقاومت شیعه، تشکیل هلال شیعی و… به دست می‌آورد. جنگ خارجی تحت عنوان جنگ حق علیه باطل (اسلام علیه کفر) تضمین کننده بقای رژیم خمینی است. از نظر مجاهدین خلق، خمینی با یک پتانسیل عظیم آزادی شده در انقلاب ۵۷ روبرو بود که در صورت برآورده نشدن خواسته‌هایشان برای او مشکل‌آفرین می‌شدند. جنگ ایران و عراق امکان سرکوب را برای این رژیم فراهم کرد و این پتانسیل را در مسیر انحرافی کانالیزه نمود.

جواد منصوری فرمانده سابق سپاه پاسداران پر مصاحبه‌ای در تلویزیون ایران می‌گوید:

«اگر جنگ نشده بود من فکر می‌کنم انقلاب اسلامی از بین رفته بود، من اعتقادمه و جنگ بود که انقلاب اسلامی رو سازمان داد، …، خیلی ما نتایج جنگ برامون عالی بود، عالی بود، با جنگ بود که توانستیم ضد انقلاب داخل رو سرکوب کنیم، گروهکها رو سرکوب کنیم. / خلخالی بمن گفت دوستان شما رفتن آنجا[گنبد] اینها رو سرکوب کردن، ۴تا از رهبران شون رو گرفتن، اینها باید اعدام بشن… پاشد رفت، همانجا رفت گنبد، ساعت ۱۲ شب تو گنبد آنها رو محکمه کرد و همان شب اعدامش کرد وفردا صبح آمد.»[۲۰]

علت حضور مجاهدین در عراق

۹ ماه پس از آغاز جنگ ایران و عراق، در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ هنگامی که تظاهرات مسالمت‌آمیز مجاهدین به رگبار بسته شد، آن‌ها وارد فاز مسلحانه شدند. کشتارهای دهه‌ی ۶۰ از همین تاریخ آغاز شدند. بسیاری از هواداران مجاهدین که پیش از این به جرم فروش نشریه یا تبلیغ برای مجاهدین دستگیر شده بودند، به جوخه‌های اعدام سپرده شدند. مجاهدین از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به عملیات چریک شهری روی آوردند. در سال ۱۳۶۱ بخشی از نیروهای آن‌ها به کردستان رفتند و در کوه‌های کردستان در مرز ایران و عراق مستقر شدند. آن‌ها تا سال ۱۳۶۵ در مناطق کردی بودند. این مناطق، جزو مناطقی بود که جنگ ایران و عراق در آن‌ها جریان نداشت و کنترل آن به طور نسبی در دست نیروهای کردی بود.

به این ترتیب همکاری مجاهدین با ارتش عراق درطول جنگ ایران و عراق دستکم تا سال ۱۳۶۵ نمی‌تواند درست باشد زیرا مجاهدین در مناطق مرزی کردستان حضور داشتند که جنگ در آن‌ها وجود نداشت.

سیاست مجاهدین: پایان دادن به جنگ

همان‌طور که گفته شد رژیم ایران با سیاست صدور بحران (صدور انقلاب) قدرت خود را تأمین می‌کرد. تشکیل هلال شیعی و فتح قدس از طریق کربلا شعارهایی بودند که رژیم ملاها را توانمند می‌کرد و به آن امکان بقا می‌داد. از سویی این جنگ با بیش از دو میلیون کشته و مجروح و یک میلیارد دلار خسارت تا سال ۱۳۶۵، تمامی زندگی مردم ایران را تحت تأثیر خود قرار داده بود و خمینی نیز به گفته‌ی خود تا آخرین خشت خانه‌های تهران حاضر به پذیرش آتش بس نبود. مجاهدین خلق در این شرایط اعلام کردند که وظیفه‌ی ملی هر ایرانی آزادی‌خواه تلاش برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق است.

امضای قرارداد صلح با عراق

آن‌ها فعالیت‌های گسترده‌ای را، هم در سراسر جهان و هم در داخل ایران علیه جنگ آغاز کردند تا رژیم ایران را وادار به پذیرش آتش بس کنند. اولین گام مجاهدین این بود که با وزیر خارجه دولت عراق در مورد شرایط صلح و پایان دادن به جنگ به مذاکره پرداختند. مسعود رجوی در سال ۱۳۶۱ به امضای قرارداد صلح با دولت عراق پرداخت. دولت عراق با امضای این قرار داد نشان داد که حاضر به صلح است. مجاهدین خلق توانستند حمایت هزاران تن از شخصیت‌های جهانی از این طرح صلح را به دست بیاورند.

مفاد طرح صلح چنین بود:

  1. اعلان فوری آتش‌بس بین کلیهٔ نیروهای دو کشور در زمین، هوا و دریا.
  2. تشکیل کمیسیون نظارت بر آتش‌بس وعقب‌نشینی تحت نظر یک مرجع مرضی‌الطرفین یا دبیرکل ملل متحد.
  3. عقب‌نشینی نیروهای دو کشور تا پشت مرزهای مشخص‌شده در پروتکلهای راجع به علامت‌گذاری مجدد مرز زمینی ایران وعراق و پروتکل راجع به تعیین مرز رودخانه‌ای بین ایران و عراق و صورتجلسات نقشه‌ها و عکس‌برداریهای هوایی ضمیمهٔ آن دو که به امضای دو طرف رسیده‌است. زمان لازم برای عقب‌نشینی به مرزهای بین‌المللی مذکور به تشخیص کمیسیون نظارت بر آتش‌بس، قبل از اعلان آتش‌بس تعیین می‌شود.
  4. مبادلهٔ کلیهٔ اسرای جنگی، حداکثر ظرف سه ماه پس از اعلان آتش‌بس با رعایت مقررات بین‌المللی، تحت نظر صلیب سرخ بین‌المللی.
  5. ارجاع مسألهٔ تعیین خسارتهای ناشی از جنگ به دیوان بین‌المللی لاهه جهت تعیین خسارتهای ناشی از جنگ و نحوهٔ تأدیهٔ حقوق ایران. رأی دیوان در این مورد لازم‌الاجرا خواهد بود.
  6. تعهد طرفین به فراهم‌نمودن موجبات بازگشت پناهندگان و رانده‌شدگان دو کشور به یکدیگر، با اعلام عفو عمومی و تضمین امنیت مالی و جانی آنها.
  7. تنظیم قرارداد قطعی صلح بین دو کشور، بر مبنای احترام کامل به حاکمیت و استقلال ملی، تمامیت ارضی، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، حسن همجواری و مصونیت مرزها از تجاوز.

توقف بمباران شهرهای ایران با فعالیت مجاهدین

با آغاز بمباران غیرنظامیان توسط ایران و عراق، مسعود رجوی از دولت عراق خواهان قطع بمباران غیرنظامیان شد. پس از آن شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران فعالیت‌های گسترده‌ای را برای متوقف کردن این بمباران‌ها آغاز کردند. دولت عراق سرانجام با درخواست مسعود رجوی موافقت نمود و بمباران‌ها را به صورت موقت قطع کرد. با قطع بمباران غیرنظامیان، رژیم ایران نیز بطور موقت بمباران‌ها را زیر فشارهای بین‌المللی قطع کرد.

مسعود رجوی در حال گرفتن جایزه صلح هندوستان بخاطر تلاش‌هایش در راستای توقف بمباران غیرنظامیان در جنگ ایران و عراق

مسعود رجوی در حال گرفتن جایزه صلح هندوستان بخاطر تلاش‌هایش در راستای توقف بمباران غیرنظامیان در جنگ ایران و عراق

مسعود رجوی در ادامه طی بیانیه‌ها و تلگراف‌های متعدد از رؤسای بسیاری از کشورهای جهان چون ایندیرا گاندی نخست وزیر وقت هندوستان و همچنین از رؤسای سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد و جنبش غیرمتعدها خواستار دخالت برای قطع دائمی بمباران‌ها در راستای صلح در جنگ ایران و عراق گردید. سرانجام با فعال شدن این موضوع و وارد شدن دبیرکل ملل متحد، دولت عراق و ایران متعهد شدند که بمباران غیرنظامیان را بطور دائمی قطع نمایند.

در فروردین ۱۳۶۴ توسط مجمع ائتلاف ملی هندوستان و جامعه جهانی، جایزه خدمات بشر دوستانه بین‌المللی هند به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران بخاطر تلاش‌هایش در جهت متوقف کردن بمباران غیرنظامیان در جنگ ایران و عراق اهدا گردید.

در هم شکستن ماشین جنگی خمینی

در گام بعدی مجاهدین تصمیم گرفتند عملا برای پایان دادن به جنگ اقدام کنند. با گذشت ۵ سال از کارزار دعوت به صلح، مجاهدین خلق گامی عملی را با پرداخت بها از جانب خود، برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق ضروری می‌دیدند. به این منظور در سال ۱۳۶۵ مسعود رجوی با وجود این‌که می‌دانست سفر و استقرار او در عراق اتهامات زیادی را متوجه او می‌کند، به عراق آمد و ارتش آزادی‌بخش را تشکیل داد.

مسعود رجوی در این شرایط بود که استراتژی ارتش آزادی‌بخش نوین را تدوین و دنبال کرد. این استراتژی بر تشکیل یک ارتش منظم در خارج از خاک میهن، درست در معبر سیاست صدور بحران رژیم ایران، یعنی عراق تکیه داشت.

کشور عراق به دلیل وجود مراقد ائمه، به دلیل بافت ۶۰ درصدی شیعه و به دلیل ۱۲۰۰ کیلومتر مرز مشترک، برای رژیم ایران بهترین انتخاب برای پیشبرد سیاست صدور بحران بود. خمینی درست به همین دلیل بود که از سال ۱۳۶۰ به رغم ده‌ها میانجی‌گری بین‌المللی و موافقت دولت عراق با تمامی پیشنهادات آتش بس، حاضر به توقف جنگ نبود.

به عبارتی جنگ راه تنها عامل استحکام و توانایی رژیم به شمار می‌رفت.

تاکتیک نظامی تدوین شده برای استراتژی ارتش آزادی‌بخش نوین، تاکتیک «شهاب» بود. این تاکتیک نیازمند تهوری بالاست و تنها یک نیروی انقلابی یا نیرویی با پتانسیل انگیزشی بالا می‌تواند آن‌را عملی کند. این تاکتیک برخلاف تمامی جنگ‌های منظم بر این قانون استوار است که وقتی موضع نظامی دشمن تسخیر می‌شود نیازی به توقف برای پاکسازی پشت سر و مناطق هم‌ارز و سپس تجدید قوا و حمله مجدد نیست. در این تاکتیک نیروی حمله کننده بصورت شهاب بدون پاکسازی پشت سر خود به صورت خطی و پیکانی به عمق مناطق حریف حرکت می‌کنند و قلب جبهه‌ی حریف، یعنی فرماندهی آن‌را از کار می‌اندازند.

ارتش آزادی‌بخش پس از آمادگی طی دو عملیات گسترده با استفاده از تاکتیک شهاب چندین لشکر و تیپ نیروهای نظامی ایران را از کار انداخت. در عملیات دوم با نام چلچراغ این ارتش توانست شهر مهران را تسخیر و نزدیک به دومیلیارد دلار غنیمت بگیرد. ارتش آزادی‌بخش در این عملیات با استفاده از تاکتیک شهاب در حالی به مرکز لشکر سپاه پاسداران رسید که فرمانده سپاه پاسداران در حال تماس با تهران برای کسب تکلیف بود. با تسخیر فرماندهی تمامی جبهه فرو ریخت. یک هفته پس از تخلیه‌ی شهر مهران توسط مجاهدین، هنوز رژیم ایران نتوانسته بود به مناطق مزبور بازگردد. مجاهدین در این عملیات شعار «امروز مهران، فردا تهران» سردادند. خمینی ۲۹ روز بعد آتش بس را که به گفته‌ی خود او جام زهر بود پذیرفت و به جنگ خاتمه داد. او دلیل نوشیدن جام زهر را ذکر نکرد اما فرماندهان سپاه بعدها آن‌را نتیجه‌ی عملیات مجاهدین دانستند.

محمد اسماعیل کوثری از فرمانده‌هان بالای سپاه پاسداران سال‌ها بعد راز قبول آتش‌بس این‌چنین فاش می‌کند:

دشمنان، توطئه‌های واقعاً گستردهای را طرح‌ریزی کرده بودند، چون منافقین قبل از عملیات فروغ جاویدان. در مهران، عملیاتی به زعمِ خود موفقیت آمیز انجام داده بودند؛ و شعارِ ” امروز مهران فردا تهران “ را هم یکی دو ماه قبل، مطرح کرده بودند؛ بنابراین با در اختیارگرفتنِ انواع سلاح‌های سنگین و نیمه سنگین همچون نفر بر و غیره، خود را سازماندهی کرده بودند. پذیرش قطعنامه از سوی حضرت امام، تمام این توطئه‌ها را خنثی کرد.[۲۱]

پایان یافتن جنگ ایران و عراق تضعیف حکومت، تشکیل جناح‌ها و بارز شدن شکاف‌ها و افزایش مطالبات اجتماعی و سیاسی را در برداشت و رژیم ایران را وارد فاز جدیدی از حیات خود کرد.

جمعه ۳۱ اردیبهشت۱۴۰۰