خامنه‌ای به‌منظور یکدست کردن رژیم، در آستانهٔ نمایش انتخاباتی‌اش، باند مغلوب را تماماً توسط شورای نگهبان جراحی و قلع و قمع کرد. خلیفهٔ ارتجاع تنها به‌حذف باند موسوم به‌اصلاح‌طلب اکتفا نکرد، بلکه حتی علی لاریجانی، مهرهٔ ۳۰سالهٔ خود را که پیوسته عهده‌دار مهمترین مناصب بود و از جمله سه دوره در رأس مجلس دست‌نشانده‌اش قرار داشت، از گردونهٔ انتخابات بیرون انداخت؛ امری که حتی برای بالاترین سطوح رژیم هم غیرمنتظره و شوکه‌کننده بود؛ چرا که حذف لاریجانی به‌عنوان حلقهٔ اتصال دو باند اصلی حاکم، به‌منزلهٔ جراحی و حذف بخشی از نظام و حتی بخشی از باند خود خامنه‌ای است و به‌این ترتیب خامنه‌ای بخشی از پیکرهٔ خودش را جراحی کرده است

یکدست کردن حاکمیت به‌چه بهایی؟

خامنه‌ای از بهای سنگین اقدام خود غافل و بی‌خبر نبوده است، اما برای مهار امواج در تقدیر قیام، در شرایطی که سد بازدارندهٔ کرونا هم دارد به‌تدریج فرو می‌ریزد، تنها چاره را در خط انقباض و سرکوب و اختناق حداکثر یافته و مصمم است که آن را از طریق جلاد روسیاه۶۷ پیش ببرد.

اما آیا خلیفهٔ ارتجاع با این جراحی موفق خواهد شد به‌این دو هدف، یکدست و عاری از شکاف کردن رژیمش و مهار جامعه دست پیدا کند؟ تجارب متعدد گذشته و رویدادهای همین ۳، ۴روز به‌این پرسش، پاسخ منفی می‌دهند.

خامنه‌ای در گذشته نیز بارها برای یکدست کردن نظامش خیز برداشته، اما هر بار نتیجهٔ معکوس گرفته است. برجسته‌ترین نمونهٔ آن احمدی‌نژاد است، پاسداری ناشناخته‌ای که خامنه‌ای او را از زیر قبای خود درآورد و با آن رفسنجانی را حذف کرد، اما همو به‌دردناکترین شقاقلوسش تبدیل شد.

در خیز انقباضی اخیر نیز حذف لاریجانی که برای ورود به‌صحنه، حمایت علنی برخی از مراجع قم را به‌دست آورده بود، اعتراض بخشی از حوزه را برانگیخته است.

از جمله مجمع مدرسین حوزه قم طی بیانیه‌یی با لحنی تند و بی‌سابقه، اقدام شورای نگهبان و در واقع اقدام خامنه‌ای را محکوم کرد و نوشت: «همه می‌دانند این انتخابات فرمایشی، بی‌رونق و فاقد رقابت و با مشارکت حداقلی خواهد بود و مسئولیت آن با شورای نگهبان است که با تلاش برای تضعیف جمهوریت نظام، وجاهت قانونی خود را از دست داده است» (سایت جماران وابسته به‌حسن خمینی ـ ۵خرداد ۱۴۰۰).

در بعد اجتماعی نیز در نتیجهٔ فشارهای خردکننده اقتصادی، شرایط بیش از آن حاد است که این‌گونه مانورهای ولی‌فقیه ارتجاع و آوردن رئیسی جلاد بتواند بر آن تأثیر کاهنده بگذارد، شاهد این مدعا ادامه و گسترش حرکتهای اعتراضی سراسری اقشار به‌جان آمده و به‌میدان آمدن نفتگران است.

 خامنه‌ای و رژیم کیفاً ضعیف‌تر و ضربه‌پذیرتر

به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که خامنه‌ای و نظام ولایت از این جراحی، نه قویتر و سالمتر، بلکه به‌طور کیفی ضعیف‌تر، از هم گسیخته‌تر و آسیب‌پذیرتر بیرون خواهد آمد.

یکم. در درون رژیم، بحران وارد مدار جدیدی خواهد شد. تمکین ذلت‌بار کنونی کاندیداهای محذوف را نمی‌توان نشانی از آرامش در درون رژیم تلقی کرد؛ این بحران به‌زودی فوران خواهد کرد و گرگهای باند مغلوب برای حفظ اهرمهای قدرت و غارت، با چنگ و دندان و با استفاده از همهٔ ابزارهای افشاگری به‌میدان خواهند آمد و جای آبادی برای خامنه‌ای و گماشته‌اش رئیسی باقی نخواهند گذاشت.

دوم: موقعیت شخص خامنه‌ای (که شاخصی از تمامیت رژیم است) در این کشاکش بیش‌از‌پیش تضعیف شده است، اولاً به‌خاطر آن‌که در معادلات درونی رژیم، او از جایگاه فراجناحی خود پایین آمده و عملاً به‌صورت سر باند غالب ظاهر شده و خواه ناخواه در معرض مستقیم و بلاواسطهٔ تهاجمات و شلیکهای باند مقابل قرار خواهد گرفت. ثانیاً به‌لحاظ اجتماعی هم خامنه‌ای به‌دست خود خاکریزهای میان خود و مردم به‌جان آمده را برداشته و خود را در آماج مستقیم خشم و خروش توده‌های بپا خاسته قرار داده است.

سوم: ملازم خط انقباض، خلیفهٔ ارتجاع بیش‌از‌پیش به‌سیاست‌های جنگ‌افروزانه (همچون جنگ غره و جنگ یمن) و صدور تروریسم در منطقه روی خواهد آورد و تلاش خواهد کرد هزینه‌های کمرشکن آن را با تشدید غارت و چپاول باز هم بیشتر مردم و مکیدن آخرین رمقهای آنها تأمین کند.

چهارم: تشدید غارت و چپاول، همواره یک روی سکه‌یی است که روی دیگرش تشدید سرکوب و اختناق است؛ کما‌این‌که اولین پیام روی کار آوردن رئیسی جلاد برای مردم غارت‌شده، تشدید سرکوب و اختناق است؛ آثار آن از هم‌اکنون به‌صورت افزایش اعدامهای جنایتکارانهٔ زندانیان بی‌پناه ظاهر شده و روز ۴خرداد، ۶زندانی در زندان بیرجند اعدام شدند که بیشترین تعداد اعدام جمعی طی ماههای اخیر است.

اما خامنه‌ای تا کجا و تا کی می‌تواند غارت وحشیانه و مرگبار خود و سرکوب و اختناق علیه مردم به‌ستوه آمده را ادامه دهد؟ اگر او با شیوه‌های سابق و با ساختار قبلی نظامش، می‌توانست مهار جامعهٔ متلاطم ایران را حفظ کند، هرگز به‌حذف و جراحی رژیمش مبادرت نمی‌کرد، اما طنز تاریخ که همهٔ دیکتاتوریهای رو به‌سقوط ناگزیر از تکرار آن هستند این است که در فرار از سرنوشت محتومشان، اقدام به‌خودزنی می‌کنند و به‌دست خود عوامل سقوطشان را فعال می‌کنند و شتاب می‌دهند.

شنبه ۸ خردادماه ۱۴۰۰