هر حکومت دیکتاتوری تلاش می‌کند تا آنجا که امکان دارد، ارتباط اپوزیسیون و نیروی مقاومت را با جامعه و مردم قطع کند، زندان، تبعید و اعدام به‌همین منظور است. در میان رژیمهای دیکتاتوری و فاشیستی، وضعیت و عملکرد فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان، به‌این لحاظ هم، ویژه و استثنایی است.

رژیم آخوندی که برخلاف اصل پایهٔ حقوقی «فردی بودن جرم» هر هوادار مجاهدین را، اگر فقط یک اعلامیه مجاهدین را خوانده یا یک بار نشریه یا اعلامیهٔ آنها را توزیع کرده باشد، به‌اعدام محکوم کرد و آن را به‌صورت یک قانون نانوشته درآورد! بر همین مبنا بود که خمینی فرمان قتل‌عام همهٔ مجاهدین زندانی را صرفاً به‌جرم سر موضع بودن و پایداری بر اعتقادشان صادر کرد.

دجالگری بی‌نهایت برای شیطان‌سازی از مجاهدین

همین شیوه و رویکرد را، رژیم در تبلیغات خود علیه مجاهدین به‌کار گرفت. رژیم با منتهای ظرفیت تبلیغات دجالگرانهٔ خود تلاش کرد با فرافکنی، تمام خبائث و پلیدیها و جنایات خودش به‌مجاهدین، تصویری شیطانی از مجاهدین در اذهان بسازد؛ چرا که رژیم می‌دانست که اگر پرتوی از واقعیت مجاهدین بر نسل جوان که مجاهدین را از نزدیک ندیده بودند، می‌تابید، موجب حرکت «سیل‌آسا» ی آنها به‌سمت مجاهدین می‌شد.

اما اکنون پس از ۴دهه سرکوب و اختناق و کشتار، پس از ۴دهه سانسور و شیطان‌سازی، هم حربهٔ سرکوب کند شده و هم دیوار سانسور شکاف برداشته و از لابلای این شکاف، پرتوهای احیاگر پیام و آرمان مجاهدین به‌جامعه اختناق زدهٔ ایران و به‌جوانان تشنهٔ آزادی تابیده است. در نتیجه شاهد ریشه گرفتن گسترش جنبش نوینی در سراسر ایران و در جامعهٔ ایرانیان در سراسر جهان هستیم و از همین رو زنگهای پایان فاشیسم دینی حاکم به‌صدا درآمده است.

کند شدن حربهٔ سرکوب و بی‌اثر شدن تبلیغات دجالگرانهٔ رژیم از اشرف و لیبرتی آغاز شد. رژیم به‌مدت ۱۵سال به‌عنوان اشغالگر اصلی در عراق، تمام شیوه‌ها و ابزارهای سرکوب و همهٔ شیوه‌های جنگ روانی را، به‌منظور متلاشی کردن سازمان مجاهدین آزمود، اما در همهٔ زمینه‌ها سرش به‌صخرهٔ سترگ مقاومت و پایداری مجاهدین خورد و زبونانه شکست خورد. با انتقال پیام پایداری پرشکوه اشرفیان به‌مردم و جوانان ایران، اکنون شاهد پیدایش همین پدیده در داخل کشور هستیم، در اینجا نیز رژیم با نهایت سبعیت و سرکوب نتوانسته جلو رشد و گسترش مداوم و شتابان کانون‌های شورشی را بگیرد.

هزاران و هزاران کانون شورشی در سراسر میهن. کانون‌ها و جوانان شورشگری که دیگر نه سرکوب و زندان و شکنجه، و نه تبلیغات دجالگرانه و شیطان‌سازی نه تنها بر آن کارگر نیست. بالعکس اکنون این مهره‌ها و رسانه‌های رژیم هستند که مأیوس و سرخورده از مهار موج عظیم اجتماعی که به‌جانب مجاهدین روان است؛ اعتراف می‌کنند «معلوم نیست با هزار و یک اقدام هم بتوان جلوی حرکت سیلاب‌وار آن را گرفت» (خبرگزاری حکومتی بسیج دانشجویی ـ ۲۲خرداد ۱۴۰۰). و بر سر یکدیگر فریاد وحشت می‌کشند: «چرا نمی‌بینند که (مجاهدین) به‌عنوان دشمن تیغ بر‌کف علیه نظام و انقلاب که سودایی جز براندازی ندارند، هر روز برای توطئه و اغتشاش فراخوان می‌دهند؟» (روزنامهٔ حکومتی مستقل ـ ۲۰اردیبهشت ۱۴۰۰).

کهکشان۱۴۰۰، آیینه‌دار پدیدهٔ نوین

اکنون کهکشان۱۴۰۰، گردهمایی بزرگ سالانهٔ مقاومت ایران که از روز ۱۹تیر به‌مدت ۳روز آغاز می‌شود، آیینه‌دار این پدیده نوین است. پدیده‌یی که هم‌چون زنجیری پولادین، اشرف۳ و مؤسسان پنجم ارتش آزادیبخش را به‌۵۰هزار نقطه در بیش از یکصد شهر جهان، به‌هزاران ایرانی آزاده که در بیش از ۳۰۰ انجمن متشکل شده‌اند و به‌هزاران تن از برجسته‌ترین شخصیتهای سیاسی و اجتماعی دهها کشور جهان پیوند می‌زند. این زنجیر از سوی دیگر آن را به‌ریشه‌هایش در ایران، هزاران و هزاران کانون شورشی رویین‌تن و جوانان شورشگر وصل می‌کند.

این کهکشان که «به سوی پیروی» نام گرفته، تصویری است از نقشه‌مسیر مقاومت ایران پس از نیم‌قرن رزم و تلاش و خون و فدا، جهشی است رو به‌سوی پیروزی محتوم!

شنبه ۱۹ تیرماه ۱۴۰۰