بارها از سوی افراد و جریانات مختلف با این رویکرد مواجه شده‌ایم که خشونت انقلابی، خشونت دولتی را افزایش می‌دهد! این افراد استدلال می‌کنند که توگویی رژیم حاکم برای سرکوب، اعدام، شکنجه و کشتار نیاز به بهانه و توجیه دارد و به شکلی وارونه و البته فرصت‌طلبانه تقصیر را در نهایت گردن انقلابیونی می‌اندازند که در صحنه‌ی عمل درحال جنگ با دیکتاتوری هستند!

اگر از غرض و مرض‌های خوابیده در پشت این نوع استدلال‌ها که نهایتا به مشی تسلیم‌طلبانه و خائنانه «خشونت پرهیزی می‌انجامد، بگذریم و اگر مفروض بگیریم که طرف مقابل بدون این که ریگی به کفش داشته باشد، دچار چنین رویکردی شده است، در پاسخ به این استدلال به قسمتی از کتاب «ضرورت مبارزه‌ی مسلحانه و رد تئوری بقا» از چریک فدایی، امیرپرویز پویان استناد می‌کنیم.

«اعمال قدرت انقلابی سلطه‌ی نیروی سرکوبگر (سپاه، بسیج، گشت ارشاد و…) را خشونت‌بارتر می‌کند، اما افزایش نمی‌دهد. این سلطه از آنچه اکنون هست، بیشتر نمی‌شود، چرا که امروز نیز دشمن ما همه‌ی نیروی خود را به خدمت کشف و سرکوب مبارزان گرفته است، تنها ماهیت آن عریان می‌شود؛ به عبارتی نقاب خود را به تمامی از چهره برمی‌دارد و درنده‌خویی خود را که اکنون به سب فقدان یک حرکت تند انقلابی، عوام فریبانه بزک کرده است، به همه‌ی خلق نشان می‌دهد. تحت این شرایط است که نیرو‌های انقلابی برای بقاء خویش، برای اینکه بتوانند ضربه‌ها را تحمل کنند و از هم نپاشند، به همدیگر نزدیک می‌شوند…»

نویسنده- آریا