بسیاری از هموطنان شریف و آزادهٔ ما وقتی از مرگ تراژیک «جواد روحی» در زندان باخبر شدند، برآشفتند. از اتهامات وارده به او این بود که او در ۳۰شهریور ۱۴۰۱ «لیدر اغتشاشات!» بوده و همشهریانش در نوشهر را به «اغتشاش!» فراخوانده است؛ اغتشاشی که حمله به ماشینها و کانکس پلیس را در پی داشته است. با این جرم خامنهای ساخته، رئیس دادگستری مازنداران حکم او را «سه بار اعدام» ذکر کرده بود.
سهبار اعدام بهجرم شرکت در قیام و برانگیختن دیگران برای پیوستن به آن
اما آیا میدانید که ۵۱سال پیش، حکم «سهبار اعدام» برای «مهدی رضایی»، جوانترین عضو «سازمان مجاهدین خلق ایران» صادر شد؛ آن هم در حکومتی که رسانههای استعماری تلاش میکنند آن را بهشت برین قلمداد کنند؟
بانی اینگونه احکام علیه جوانان انقلابی ایران، شاه و ساواک مخوف او بودند. شیخ این میراث ضدانقلابی و ضدانسانی را ربود و با روشهای قرونوسطایی دیگر درآمیخت تا بهزعم خود با شناور کردن تازیانه در شط خون و شکستن استخوان و آویختن سرها بر دار، اندیشهٔ قیام و انقلاب را در ذهن و قلب جوان ایرانی بخشکاند.
نتیجه چه شد؟! مقایسهٔ حماسهٔ شهادت دو جوان ایرانی «مهدی رضایی» و «جواد روحی» با فاصلهٔ نیمقرن از هم در دو صحنهٔ مشابه نشان میدهد که سنتی که مهدی رضایی با مقاومت شگرف خود در زیر شکنجه و در بیدادگاه شاه بنیان نهاد، در نهاد شورشی جوانان ایرانزمین ریشه دوانده و به برگ و بار نشسته است.
