آنتوان بسبوس Antoine Basbous- سایت فیگارو FIGAROVOX
«ایران با محاسباتی سنجیده از طریق حزب الله عمدا چشم انداز ورود خود به یک جنگ بزرگ در منطقه را برجسته می کند تا بخشی از ارتش اسرائیل را در منطقه جلیله زمین گیر و از جبهه غزه دور نگاه دارد»
آنتوان بسبوس، بنیانگذار و مدیر «رصد خانه کشورهای عرب» (l’Observatoire des pays arabes) در پاریس، معتقد است که تهران تلاش می کند نهایتا با اسرائیل و ایالات متحده در خصوص سرنوشت و آینده خاور میانه وارد مذاکره شود و از اهدافی که دنبال می کند، لغو کلیه تحریم هائی است که بر آن اعمال شده است.
«درست در لحظاتی که اکثر کشورهای جهان عرب در حال حرکت به سوی عادی سازی روابط خود با اسرائیل – از جمله با کنار گذاردن پرونده فلسطین و راه حل موسوم به «دو کشور» – بودند، ایران این چشم انداز را نابود، رژیم های عرب را از «آرمان تاریخی» آنان [آزادی فلسطین] محروم و افکارعمومی این کشورها را چنان علیه دولت هایشان برانگیخت که همگی ناگزیر از عقب نشینی شدند.
در واقع در پی موافقتنامه صلح مصر و اسرائیل امضا شده در سال 1978 در کمپ دیوید، موافقتنامه های صلح اسلو با دولت خودگردان فلسطین در سال 1994 و کمی بعد با اردن در «وادی عربه» [یک منطقه مرزی بین اردن و اسرائیل] به امضا رسیده بود. در سال 2020، توافق نامه های موسوم به «ابراهیمی» روابط اسرائیل با چهار کشور دیگر عرب را عادی کرد. اخیرا نیز در ماه اوت، لیبی وارد مذاکراتی سری با اسرائیل گردید که پیش از به نتیجه رسیدن فاش و متوقف شد. از همه مهم تر اینکه محمد بن سلمان، مرد نیرومند عربستان سعودی، کشوری که مقدس ترین اماکن اسلام را در خود جای داده، یک ماه پیش در کانال تلویزیونی فاکس نیوز تأیید کرد که مذاکرات کشورش با اسرائیل در حال پیشرفت است. پس از آن چندین هیئت نمایندگی از اسرائیل وارد ریاض شدند.
در این نقطه تهران به خشم آمد و پس از حملات شدید لفظی به کشورهائی که با اسرائیل پیمان عادی سازی ببندند، به حماس – که جنگجویان آن توسط سپاه پاسداران آموزش دیده و تأمین مالی شده اند – دستور داد به تقریبا نیم قرن تلاش برای صلح بین اعراب و اسرائیل که نهایتا حقوق فلسطینیان را نادیده می گرفت، پایان دهد. سرزمینی که قرار بود به فلسطینیان تعلق گیرد، مرتبا طی یک پروسه شهرک سازی یهودی نشین جویده شده بود تا آنجا که امید به تأسیس یک کشور مستقل فلسطین بر باد رفت.
روز شنبه 7 اکتبر، برای نخستین بار از زمان جنگ کیپور [جنگ رمضان برای اعراب] که درست پنجاه سال پیش روی داد، اسرائیل با مجموعه ای از حملات سنگین حماس به اشکال مختلف مواجه شد. نیروهای حماس از یک غافلگیری حداکثر اسرائیلی ها که نارسائی های سرویس های اطلاعاتی آنان را نیز برملا کرد، بهره برداری کردند. نگاهبان آمریکائی دولت یهود نیز که شوکه شده و از عواقب این درگیری بشدت نگران شده بود، به فاصله کوتاهی دو ناو هواپیمابر به شرق مدیترانه اعزام کرد.
در واقع جمهوری اسلامی طی سالیان با صبر و حوصله نیروهای نیابتی خود را پیرامون اسرائیل در نوار غزه، لبنان، سوریه، عراق و یمن مستقر کرد تا به این وسیله ابتکار عمل را در دست داشته و از خود در برابر یک حمله احتمالی اسرائیل حفاظت کند. تهران دکترین «وحدت جبهات» پیرامون اسرائیل را ابداع کرد تا عملیات اقمار خود را هماهنگ کند و حتی تأسیس یک ستاد فرماندهی مشترک این جبهه ها را اعلام کرد. و اما اسرائیل به نوبه خود تلاش کرده بود واشینگتن را به شرکت در حمله ای جهت کاستن از دامنه برنامه اتمی و موشکی ایران متقاعد کند، اما نتیجه ای نگرفته بود.
اسرائیل در همین راستا برنامه ای برای همکاری به اشکال مختلف در کشورهای همسایه ایران مانند برخی کشورهای عرب خلیج [فارس] یا عراق یا حتی از پایگاه های سری خود در جمهوری آذربایجان طرح و به اجرا در آورد. در مسابقه برای محاصره استراتژیک حریف که به این ترتیب آغاز شد، نهایتا ایران بود که ضربه نخست را وارد آورد و با گیج و سردرگم کردن اسرائیل توان بازدارندگی صوری آن را نیز نابود کرد. تهران از اقمار عرب خود بدون اینکه حتی یک قطره خون ایرانی ریخته شده یا قلمرو ملی ایران مورد تهدید قرار گیرد، استفاده کرد. حال این شبح یک جنگ فرسایشی و نگرانی از گشوده شدن جبهه های جدید بویژه در مرز شمالی کشور یهود است که بر اسرائیل سنگینی می کند (در لبنان، حزب الله توانی نظامی شاید بیش از بیست برابر ظرفیت نظامی حماس در اختیار دارد، همراه با عمقی استراتژیک که غزه و حتی اسرائیل فاقد آن هستند).
از همین رو ایران با محاسباتی بدقت سنجیده از طریق حزب الله عمدا چشم انداز ورود خود به یک جنگ بزرگ در منطقه را برجسته می کند تا بخشی از ارتش اسرائیل را در منطقه جلیله زمین گیر و از جبهه غزه دور نگاه دارد. البته تردیدی نیست که چنانچه حزب الله قواعد درگیری نانوشته ای را که از جنگ سال 2006 با اسرائیل مراعات می کند، زیرپا گذارد، لبنان که مدتهاست به یک مستعمره ایران مبدل شده، کاملا ویران و در محراب منافع ایران شیعه مهدوی گرا(messianique) قربانی خواهد شد.
داو نبردی که آغاز شده بسیار بزرگ و اساسی است : ایران از طریق مانوورهای مختلف می خواهد در مذاکرات احتمالی در خصوص سرنوشت و آینده خاور میانه با اسرائیل و ایالات متحده شرکت داده شود که از نتایج آن می تواند لغو کامل تحریم های غرب بویژه آمریکا باشد. چنانچه این چشم انداز تحقق یابد، رژیم های میانه روی عرب کاملا از سوی یک اتحاد تاکتیکی بین دو گونه رادیکالیسم اسلامی، شیعه-ایرانی جمهوری اسلامی و مکتب سنی-عربی اخوان المسلمین، جارو خواهند شد.
با این همه، تمام محاسبات فرشباف ماهر و با صبر و حوصله ایرانی ممکن است از کنترل خارج شده و زیر آتش هماهنگ اسرائیل و آمریکا قرار گیرد. این در حالی است که واشینگتن تصمیم گرفته بود دفتر «جنگ های پایان ناپذیر در خاور میانه» را برای همیشه ببندد. اما مسأله بقاء اسرائیل یک موضوع حساس سیاست داخلی آمریکا است که هیچ دولتی در واشینگتن نمی تواند نادیده بگیرد.
در عین حال نباید دچار اشتباه شد : صلح در این منطقه بدون تأسیس یک کشور-دولت فلسطین مستقل و رها شدن پروژه مهدوی گرایی راست های افراطی برتری جوی شریک در دولت کنونی اسرائیل که هدفشان انضمام قطعی «یهودیه- سامریه» [Judée-Samarie نام باستانی و توراتی کرانه باختری رود اردن] و بیرون راندن فلسطینیان به سوی اردن و مصر است، امکان پذیر نخواهد شد.»
