من دکتر محمد ممَقانی (جراح -دندانپزشک) در سال ۱۳۶۰ به مدت ۱۰ ماه به‌خاطر هواداری از سازمان پرافتخار مجاهدین خلق در اوین زندانی بودم و شاهد بسیاری از فجایع بودم. تیربارانها و شکنجه‌های وصف‌ناپذیر از جمله در مورد مجاهد شهید معصومه عضدانلو را به چشم دیدم و در مصاحبه با سیمای آزادی قسمتهایی از مشاهداتم را گفتم. در یک نیمه‌شب مرا بطوری اضطراری برای بستن فک شهید معصومه بالای سر او بردند. پاهای او تا زانو باندپیچی شده بود. به‌محض باز کردن دهانش، فک بالا به سمت پایین حرکت کرد و… . مدتی بعد نیز او را همرا ه با دهها مجاهد دیگر تیرباران کردند.

اکنون در پشتیبانی از فیلم‌سازی وزارت اطلاعات در مورد کودکان اشرف، انجمن نجات وزارت بدنام از طریق سایتهایش (از جمله به نام ”فراق“) ادعا کرده است که مجاهدین از طریق ”بخش داخله“ دهها تن دیگر از جمله فرزند مرا هم فریب دادند و به کمپ اشرف بردند. من در مصاحبه‌یی در سال ۱۳۸۴ در سیمای آزادی به همراه فرزندانم نحوه پیوستن خود را به سازمان پرافتخار مجاهدین شرح دادیم.

لازم دیدم در مورد پیوستن به مجاهدین و رفتن به اشرف با تمام خانواده، پس از فروش بخشی از دارائی‌هایم در ایران، و تقدیم آنها به سازمان، دو نامه را که در آبان سال ۱۳۷۹ نوشتم به اطلاع عموم هموطنان برسانم.

دکتر محمد ممُقانی ۱۴۰۲/۱۱/۱۸

اسناد کمک مالی به مجاهدین - دکتر محمد ممقانی

اسناد کمک مالی به مجاهدین - دکتر محمد ممقانی

اعلام آمادگی صالح کهندل پس از ۱۲ سال زندان برای گواهی در دادگاه و هر مرجع بین‌المللی

من صالح کهندل به جرم هواداری از مجاهدین از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ و قبل از آن از ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۳ و قبل از آن ۶ ماه در سال ۱۳۸۰ (مجموعاً ۱۲ سال) در اوین و گوهردشت و تبریز به سر بردم و در مقابل شکنجه‌ها و تهدیدهای دشمن در مورد خانواده‌ام به‌خصوص دخترم و مادرش، با الهام از مجاهدین سر موضع سر فرود نیاوردم. بازجوها مرا تهدید کردند که تو را آن‌قدر در زندان نگه می‌داریم که اگر هم زمانی شانس آورده از زندان آزاد شدی باید در محلات کثیف ناجور دنبال آنها بگردی با این حال من استقامت کردم.

پس از آزادی از زندان رژیم به‌دلیل بیماریهای متعدد چند عمل سنگین داشتم که یکی از آنها ۷ ساعت طول کشید و با رسیدگی‌های همه‌جانبه سازمان نجات یافتم.

حالا وزارت منفور مدعی است که مجاهدین دخترم زهرا را گول زده و به اشرف برده‌اند یعنی (کودکان اشرف). وزارت شکنجه و اعدام و جاسوسی دست پیش گرفته تا بلکه مرا مخصوصاً در مورد تهدیدات در مورد خانواده‌ام به سکوت وادار کند. غافل از این‌که من بودم که پیشاپیش با تجاربی که از سال ۶۰ داشتم از دختر و مادرش در سال ۱۳۸۷ خواستم سریعاً و بدون تأخیر به اشرف نزد مجاهدین بروند تا زنده و سالم بمانند.

برای گواهی دادن با جزئیات در این امر در هر دادگاه و در برابر همه مراجع بین‌المللی و حقوق‌بشر آماده‌ام.
صالح کهندل ۱۴۰۲/۱۱/۱۸