پورمحمدی در صحن علنی مجلس: دست تقدیر الهی چنین رقم خورده تا بنده کوچک و حقیر در فراز و فرود این ایام و روزگاران در شرایط سخت و پر التهاب و مشقتها بارهای سنگینی رو به عهده بگیرم.
پورمحمدی: سال شصت و شش بهعنوان معاون ضدجاسوسی وزارت اطلاعات انتخاب شدم من در این دو سال پیوسته در استانهای غربی بودم… … . پیوسته با نظامیان در تبادل اطلاعات بودیم اما یک موضوع ویژهیی در این دوران من با ان روبهرو شدم و اون پرونده منافقین بود.
پورمحمدی: سال آخر جنگ یعنی سال۶۷ عملیات ممتدی که آخریش فروغ جاویدان هست بهعملیات مرصاد ما میگیم و اون حملهیی که به داخل ایران میخواستن تهران رو فتح بکنند و بهقول خودشون یک میلیون قرار بود قتلعام بکنند و مسلط بشوند توی طراحیهایشان اینو گفته بودند و خیلی از زندانیان به کمکشون بیان و افراد دیگری که شناسایی کرده بودند.
در اون سال به اعتراف خودشان ۲۳۰۰سرباز و افسر مارو و بسیجی ما رو در جبهه اسیر گرفتند و توی اردوگاه مستقل خودشون بردند. در جمعآوری آماری که اخیراً انجام دادیم به اعتراف خود این سازمان که تمام بیانیههای صادر شده اطلاعات ما کاملاً متقن و دقیقه نزدیک۷۸هزار، ۷۸هزار رزمنده، جوان، بسیجی، سپاهی، ارتشی، مردمی توسط این سازمان جنایتکار یا کشته شده یا زخمی شده… … . امروز چرا آمدم؟ یک حادثه ناگوار اتفاق افتاد و اون شهادت برادر عزیزم شهید رئیسی عزیز بود که ما با هم از قبل از انقلاب و ابتدای انقلاب آشنا بودیم… … … من با توجه به پیشینه خودم که بخشی از عمر کاریام رو در حوزههای امنیتی و اطلاعاتی و قضایی سپری کردم میتونم اطمینان بدم که به امنیت کشور امنیت داخلی امنیت خارجی و امنیت ملی بیفزایم
(تلویزیون شبکه خبر رژیم: ۲۷خرداد)
