کهکشان مقاومت ایران ۱۴۰۳
تظاهرات هموطنان در برلین و اجلاس جهانی سه روزهٔ ایران آزاد در پاریس
۹ تا ۱۱ تیر
سخنرانی مایک پمپئو – وزیر خارجهٔ آمریکا (۲۰۲۱)
لورا باکول- مدیر کنفرانسها و مجری برنامههای تلویزیونی ـ انگلستان
خانمها و آقایان، اکنون بسیار خوشحالم که به شما مردی بسیار محترم را معرفی کنم که نقش مهمی در شکلگیری دیپلماسی بینالمللی و امنیت ملی کشورش ایفا کرده است. او سالها در همبستگی با آرمانهای مردم ایران برای سرنگونی رژیم آخوندی ایستاده و حمایت بیدریغی از مقاومت ایران خانم مریم رجوی ارائه کرده است. مایک پمپئو هفتادمین وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا.
مایک پمپئو ـ وزیر خارجه قبلی ایالات متحده آمریکا
متشکرم. بسیار متشکرم. خیلی لطف دارید. از این استقبال بزرگوارانه بسیار سپاسگزارم. باید بگویم که وقتی قبل از سخنرانی این همه تشویق میشوم، بسیار هیجانزده میشوم. سعی میکنم به آن عادت کنم.
خانم رجوی، امروز بسیار خوشحالم که در پاریس با شما و سازمانتان و تیمتان و مردمتان هستم. این همه افراد متعهد به یک ایران آزاد. باید اینطور باشد که ما در آستانهٔ این موفقیت هستیم. این موضوعی است که امروز میخواهم دربارهاش صحبت کنم. چالشهای بسیاری وجود دارد، اما من خوشبین هستم که از زمانی که آخرینبار اینجا بودم، امروز به هدف نزدیکتر هستیم و حتی نزدیکتر از چند ماه پیش که در واشنگتن دیسی با شما بودم. میخواهم لحظهیی هم به دو دوست نزدیکم، معاون پیشین رئیسجمهور مایک پنس و دوست عزیزم، نخستوزیر هارپر، بگویم؛ خداوند هر دوی شما را بهخاطر حضورتان امروز و همه کارهایی که برای مردم ایران و جهان انجام دادهاید، حفظ کند.
میدانید، زمانی را بهیاد میآورم که برای اولین بار با موضوع ایران آشنا شدم. من در سال ۱۹۶۳ متولد شدم و در سال ۱۹۸۰، شاهد بودم که ایران با آمدن خمینی به چه وضعیتی دچار شد و سپس دیدم که رئیسجمهور (ریگان) گروگانهای ما را در سال ۱۹۸۰ بازگرداند، حتی قبل از اینکه سوگند یاد کند. آنها در راه بازگشت بودند و برای اولین بار، من که ۱۶ ساله بودم یاد گرفتم و در بخشی از ذهنم حک شد، آنچه مردم ایران بهتر میدانند، که سران (رژیم) ایران زبان قدرت و فشار را بهتر متوجه میشوند و نه مماشات.
دوباره در زمان تصدیام در دولت اینرا دیدم. دیدم که وقتی کسی فشار را کم میکند، وقتی کسی اجازه میدهد که بازدارندگی تضعیف شود، مردم ایران رنج میبرند و ما هرگز نمیتوانیم اینرا اجازه بدهیم. چه کسی در سال ۱۹۸۰ فکر میکرد که در سال ۲۰۲۴ من بهعنوان یک متهم در دادگاهی در تهران باشم؟
من که چنین فکری نمیکردم. باید بدانید که من هیچ مشاور حقوقی استخدام نکردهام، فقط آنها را نادیده میگیرم. همچنین باید بدانید مطمئن هستم مردم ایران همانند ما که امروز در این سالن هستیم درک میکنند که مقاومت اهمیت دارد و مقاومت موفق خواهد شد و آیندهیی روشن و مهم وجود دارد که ایران به کشورهای صلحآمیز جهان خواهد پیوست و به جمع کشورهایی باز خواهد گشت که به کرامت انسانی و حقوق اساسی احترام میگذارند و من منتظر آن روز هستم.
میخواهم سه موضوع را مطرح کنم. اول، پس از مرگ رئیسی، درباره کسی که دفعه قبل بهطور مفصل صحبت کردم، باید بدانید که من معتقدم رژیم ایران امروز پس از مرگ او بسیار آسیبپذیرتر است. نگاه کنید، همه ما میدانیم که او فقط یک خدمتکار نظام بود. همهچیز در دست خامنهای است. او جلاد تهران بود. او شخصاً زندگیهای بسیاری را نابود کرد. هیچکس نمیتواند پشت کسی پنهان شود. هیچکس نمیتواند تظاهر کند که چنین نیست. این کار رئیسی بود، این مرد که اکنون نابود شده است، بسیاری از جانها را بهطرز ناشایستی گرفت. او جلاد اصلی قتلعامی بود که بسیاری از اعضای خانواده کسانی را که امروز اینجا با ما هستند تحت تأثیر قرار داد. کار او ساده بود. کار او این بود که به مردم درد و رنج اعمال کند، در حالی که (ولیفقیه) بهطور شیطانی به غارت و چپاول آنها ادامه میداد. تمام جهان شاهد این بیرحمی بود و متأسفانه بسیاری اینرا بدیهی فرض کردند و فکر کردند که شاید این وضعیت بگذرد و اگر فقط به آنها پول کافی بدهیم یا تجارت کافی با آنها انجام بدهیم، شاید رژیم تغییر کند. میراث او این فرض را نادرست ثابت میکند و یاد او باید به تاریکترین فصلهای تاریخ بشری سپرده شود.
اما روی دیگر سکه این است. شما میتوانید ناراحتی را ببینید. شما میتوانید ناآرامیها را ببینید. شما میتوانید اعتراضات را ببینید. شما میتوانید تحریم گسترده انتخابات در مارس را ببینید و همچنین، آنچه فقط در چند روز گذشته اتفاق افتاد. ما میدانیم که تغییر الزامی است، اما چون فقط آرزویش را داریم محقق نخواهد شد. محقق نمیشود چون ما فکر میکنیم، «خدایا، اگر نفر بعدی، کسی که پشت سر ما است یا فردی که پس از ما میآید کار سخت را انجام دهد، این شرایط تغییر خواهد کرد». خیر، چنین نخواهد شد. این تغییر توسط مقاومت سازمانیافتهٔ مردم ایران محقق خواهد شد و من روی آن حساب میکنم. خطاب به آنهایی که امروز (این برنامه را) تماشا میکنند یا بعداً آنرا خواهند دید: من روی شما حساب میکنم.
ما این را هم میدانیم که این، هزینه زیادی بههمراه خواهد داشت. همه شما، خانم رجوی، همه شما بسیار رنج کشیدهاید. همه شما همچنان مورد آزار و اذیت و پیگرد قرار میگیرید و صادقانه بگویم، کشورهای غربی بهاندازه کافی تلاشی برای حمایت از شما انجام نمیدهند. اما من روی مردان و زنان شجاع حساب میکنم. مردان و زنان شجاعی که با برخی از آنها دیدار کردهام و برای رژیم تبدیل به کابوس شدهاند. آنها تغییر را تحمیل خواهند کرد. آنها تغییر را بهدست خواهند آورد. آنها برای مردم ایران آیندهیی روشن ارائه میدهند. مردم ایران شایستهٔ تعیین سرنوشت خود هستند و آنها به حمایت همه افراد در این سالن نیاز دارند و به کسانی که در این سالن هستند و راه دیگری را انتخاب کردهاند. هرگز دیر نیست که در تلاش برای کمک به مردم ایران بهمنظور سرنگونی این رژیم نامشروع، همراه شوید.
نخستوزیر هارپر همین چند دقیقه پیش از من به این موضوع پرداخت. فکر میکنم گاهی، حتی کسانی از ما که بهسختی روی این موضوع کار کردهاند، کمی دلسرد میشوند. میگوییم امروز هیچ اتفاقی نیفتاد، هیچچیز قابل اندازهگیری نبود. به پیشرفتی که امیدوار بودیم دست نیافتیم. من چند ایده دارم. اول، فکر میکنم بسیار مهم است که ما درک کنیم که یک آلترناتیو واضح وجود دارد. اما آخوندهای حاکم به ما چیز دیگری میگویند، درست است؟ آنها به ما میگویند که هیچ جایگزینی برای رژیم موجود وجود ندارد. اما هر هفته در صدها شهر و شهرک در سراسر ایران، میتوانیم ببینیم که یک آلترناتیو وجود دارد. سازمان مجاهدین خلق راهحلی برای بسیاری از مشکلات ارائه میدهد، نه تنها برای ایران، بلکه همچنین برای خاورمیانه در سطحی وسیعتر، بله یک آلترناتیو وجود دارد.
خانم رجوی، برنامه ۱۰ مادهیی که شما ارائه دادهاید، راهحل است. این جواب است. آن روز فرا میرسد که این برنامه حکومت مذهبی را در هم خواهد شکست. آنها را بهطور عمیق درهم خواهد شکست و سران رژیم حاکم که اینقدر به مردم ایران درد و رنج وارد میکنند، بهخاطر تمام کارهایی که انجام دادهاند، مورد حسابرسی قرار خواهند گرفت. این پلتفرم ده مادهیی بر اساس حقیقت بدیهی استوار است که دموکراسی آمریکا بر آن بنا شده است. شما باید تشویق شوید که بهرغم ناکارآمدی دولت ما در اعمال تحریمها، بهرغم عدم تمایل دولت فعلی به مخالفت با رژیم و کمک به مردم ایران، بهرغم اینکه میلیاردها دلار برای بازگرداندن شش گروگان آمریکایی پرداخت شد و قبل از اینکه ۶ میلیارد دلار به رژیم پرداخت شود گروگانهای بیشتری توسط رژیم ایران در غزه نگه داشته میشوند، بهرغم همهٔ اینها، شما باید بدانید که مردم آمریکا و اکثریت بزرگی از رهبران منتخب در آمریکا درک میکنند که این رژیم در ایران باید سقوط کند و آماده هستند که به این امر کمک کنند.
یکی از چیزهایی که من بیش از همه از خدمت بههمراه معاون رئیسجمهور پنس برای چهار سال لذت بردم، این بود که معاون رئیسجمهور و من درک میکردیم که نمیتوان در یک دنیای خیالی زندگی کرد و امید به امنیت و صلح داشت. ما باید سختگیر باشیم. ما باید واقعگرا باشیم. ما باید ریسکپذیر باشیم. اینها ویژگیهای مردم ایران است؛ تحت رهبری شما، آنچه امروز در داخل ایران سازماندهی میکنید، آنها خطر واقعی را برای خودشان بهجان میخرند و در نهایت نتایج فوقالعادهیی خواهند داشت. من بسیار افتخار میکردم وقتی که رئیسجمهور ترامپ برای حذف سلیمانی چراغ سبز نشان داد.
باید بگویم این تصمیم آسانی نبود. من حمایت وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک ارتش را داشتم. حمایت معاون رئیسجمهور پنس را داشتم. بهرغم این، رؤسای جمهور در آمریکا موقعیت منحصر بهفردی دارند. آنها هستند که اگر مأموریت شکست میخورد یا اشتباه میشد، سرزنش میشدند، یا بهخاطر آنچه وزارتخارجه من به من گفته بود که «احتمالاً منجر به شروع جنگ جهانی سوم میشود!» سرزنش میشد. با این حال رئیسجمهور ترامپ آماده بود از قدرت آمریکا برای بازگرداندن بازدارندگی استفاده کند و شروع به دادن اطمینان به جهان کند که جدیت در مقابله با (رژیم) ایران مهم است و کارساز خواهد بود. سیاستی که نخستوزیر هارپر در مورد آن صحبت کرد، سیاست مماشات، متأسفانه پس از آن بهزودی بازگشت. ما میتوانیم نتایج را ببینیم. جهانی خطرناکتر، منطقهیی خطرناکتر و مردم ایران که دیگر احساس نمیکنند از حمایت ایالاتمتحده آمریکا برخوردارند. اما خبر خوب این است که همهٔ این اشتباهات قابل اصلاح هستند. ما میدانیم که مجموعه سیاستهایی که به مردم ایران کمک خواهد کرد و آنها را توانمند خواهد کرد، چیست. کافی نیست که فقط تحریمها را اعمال کنیم. البته این کار مهم است. این به اقتصاد (رژیم) ایران آسیب میرساند، آنها را مجبور به اتخاذ تصمیمات دشوار میکند، و آنها را مجبور میکند تصمیمات سختی برای اقتصادشان بگیرند. اما این خوب است. لازم است، اما کافی نیست. درست این است که غرب بهوضوح بگوید قیامهایی که در حال رخدادن است، جنبش مقاومت در داخل ایران، حمایت کامل ما را در همه ابعاد دارد.
میدانید، آخوندها میتوانند چیزهای زیادی را نابود کنند و در واقع این کار را کردهاند، اما آنها نمیتوانند روحیهٔ مردم ایران را نابود کنند. من اینرا زمانی که از اشرف۳ بازدید کردم دیدم و برایم یک یادآوری مجدد بود و باعث انگیزشم شد. هرگز فراموش نمیکنم که کتاب قرمز رنگی را به من نشان دادند. صفحات آن دربرگیرندهٔ اسامی دهها هزار نفری بود که توسط این رژیم کشته شدهاند. بهطور واقعی، آخوندها خسارت بسیاری بهبار آوردهاند. اما یک آرمان والا نابودشدنی نیست. من میدانم که هیچکدام از شما اجازه نخواهید داد این اتفاق بیفتد و آرمان شما، آرمان شما بهواقع باشکوه است.
احساس من، وقتی این محاکمههای مضحک را میبینم و بیانیههای مطبوعاتی و حسابهای توئیتر سران (رژیم) ایران را میبینم و صادقانه بگویم، وقتی دولت اجازه میدهد که آنها به شهر نیویورک برای سخنرانی در سازمان ملل متحد بیایند و مقامات ارشد ایالاتمتحده را تهدید کنند، من به شما نگاه میکنم. من کار این سازمان و مقاومت در داخل ایران را دنبال میکنم و فکر میکنم شما آنها را ترساندهاید. من فکر میکنم آنها وحشتزده هستند. فکر میکنم آنها بیشتر روزها با این فکر بیدار میشوند که قدرتشان کمتر از آن چیزی است که میخواهند و بنابراین انتخابات نمایشی برگزار میکنند. آنها بیانیههایی صادر میکنند دربارهٔ چیزهایی که صادقانه بگویم، قدرت انجام آنرا ندارند. فکر میکنم آنها این کار را میکنند چون فکر میکنند میتوانند بگویند ما بلوف میزنیم. آنها ممکن است بگویند رهبران اروپا بلوف میزنند. ممکن است بگویند رهبران جهان در جاهای دیگر بلوف میزنند. ممکن است بگویند رهبران آمریکا هم بلوف میزنند. اما من مطمئن هستم که آنها هرگز نمیتوانند مدعی شوند که مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنها بلوف میزنند.
فهرست سرانی که روزی شکستناپذیر مینمودند، طولانی است. بیایید دعا کنیم که همه ما با سختکوشی در کنار یکدیگر کار کنیم تا مطمئن شویم که روزهای سران بهاصطلاح شکستناپذیر رژیم ایران نیز بهپایان برسد. قدرت او (خامنهای) کمتر از آن چیزی است که فکر میکند و آزادی، افتخار، جمهوری و یک دموکراسی در ایران برقرار خواهد شد، در حالی که ما سختکوشی شما برای تحقق آنرا ارج مینهیم. از فرصت حضور امروز تشکر میکنم. بدانید که این اتفاق خواهد افتاد و من مطمئن هستم که با کمک شما، میتوانیم فرا رسیدن آن روز را سرعت ببخشیم. با تشکر و خدا شما را حفظ کند.
کهکشان مقاومت ایران ۱۴۰۳
تظاهرات هموطنان در برلین
و اجلاس جهانی سه روزهٔ ایران آزاد در پاریس
۹ تا ۱۱ تیر
سخنرانی میشل آلیو ماری – وزیر ارشد دولت فرانسه (۲۰۱۱)
لورا باکول- مدیر کنفرانسها و مجری برنامههای تلویزیونی ـ انگلستان
مهمانان گرامی، اکنون بسیار خوشحالم که مقام بعدی را معرفی کنم. با یک سابقه برجسته حرفهیی در سیاست فرانسه. او مسئولیتهای متعددی بهعنوان وزیر ارشد برعهده داشته است، از جمله وزیر دفاع و وزیر امور خارجه، و زمینههای جدیدی برای حضور زنان در دولت ایجاد کرده است. مشارکتهای او در سیاست ملی و بینالمللی قابل توجه و فراگیر بوده است. حمایت مستمر او از خانم مریم رجوی و جنبش مقاومت ایران نشاندهنده بینش هدایت کننده و گسترده اوست. میشل آلیو ماری
میشل آلیو ماری
ما هرگز نباید فراموش کنیم از کسانی باید حمایت کنیم که میجنگند
تا سرانجام آنچه را که همه ما در اینجا داریم بهدست آورند
تروریسم و سیاست گروگانگیری نشانه ضعف این رژیم است
خانم مریم رجوی شما با برنامه ده مادهای راهی را باز کردید که امید آفرین است
برنامه ۱۰ مادهیی شما نه تنها ارزشهای جهان غرب
بلکه ارزشهای لازم برای صلح و رفاه در جهان را با خود دارد
میشل آلیوماری ـ وزیر ارشد دولت فرانسه (۲۰۱۱)
خانم رئیسجمهور، مریم رجوی عزیز، نخستوزیران، وزرا، نمایندگان مجلس، میهمانان محترم و مهمتر از همه دوستان ایرانی عزیز، خوشحالم که دوباره با شما دیدار میکنم و خوشحالم که امروز دوباره در کنار مریم رجوی هستیم، تا به او نسبت به دوستیمان اطمینان بدهیم، برای اطمینان دادن به او نسبت به حمایت ما و تحسین ما. مریم رجوی امسال دو شهر نمادین را انتخاب کرده است، پاریس و برلین. دو شهر نمادین مقاومت در طول جنگ جهانی دوم. بنابراین، امسال که دوباره همدیگر را میبینیم، مریم رجوی عزیز، متأسفانه وضعیت بینالمللی مانند وضعیت داخلی ایران بهتر نشده است. اما آنچه مهم است این است که به خودتان بگویید وقتی یک زمینه منفی است، وقتی مشکلاتی وجود دارد، زمانی که عدم قطعیت وجود دارد، دقیقاً همان لحظهیی است که شما باید در اعتقادات خود قوی باشید، این همان لحظهیی است که ما باید استوار باشیم، لحظهای است که باید متحد باشیم، زیرا اینگونه بر مشکلات غلبه میکنیم و اینگونه است که در نهایت پیروز میشویم و باعث میشویم ایدههایمان پیروز شوند.
و شما مریم رجوی، از روزی که من با شما آشنا شدم، میدانم که چقدر بر سر ایدههایی قاطع هستید که هم اعتقادات شما هستند و هم آن چیزی که ضروری است. ما بهخوبی میدانیم، برای آزادی مردم، این چیزی است که لازم است. برای اینکه ایران دوباره به کشوری بزرگ تبدیل شود، کشوری که نقش خود را دارد، نقش خود را در تعادل خاورمیانه ایفا میکند، اما فراتر از آن، نقش خود را برای صلح ایفا میکند. پس این درست است، درست است که امروز باید با خود بگوییم بهواقع امسال در ایران اوضاع رو بهوخامت است. اما در عینحال ما بهوضوح میبینیم که وقتی وضعیت از نظر آزادیها یا حقوقبشر بدتر میشود، این خود رژیم است که شکنندگیاش را نشان میدهد، این رژیم است که در حال فروپاشی است، زیرا در مقابل خود، نه تنها کسانی را که مقاومت میکنند متحد میکند، بلکه در نهایت، بیشتر و بیشتر کسانی را دچار تردید میکند که تا بهحال میگفتند این رژیم بهنحوی آرامش و ثبات به ارمغان میآورد. اینطور نیست، ما آنرا میبینیم و بیشتر و بیشتر آنرا میبینیم. اعدامها در ایران از سال گذشته تا امسال ۴۸درصد افزایش یافته است. این چیزی است که باید بهخاطر بسپارید. مردم نمیتوانند آنچه را که فکر میکنند بیان کنند، اگر دقیقاً با آنچه آخوندها میخواهند مطابقت نداشته باشد. ما تظاهراتهایی را میبینیم که بهطور خونین سرکوب میشوند، تظاهراتهایی که در آن پیر یا جوان و زنان و کودکان کشته میشوند، زیرا این رژیمی است که نمیتواند مخالفت را تحمل کند. بنابراین بله، در عینحال، میبینیم که این مانع از آن نمیشود که تعداد هر چه بیشتری از مردان و زنان ایرانی، با بهخطر انداختن جان خود، بایستند و بگویند که اعتقادات ما قویتر از خواست ما برای زندگی است، مهم نیست که چگونه. در واقع، اینها مردان و زنان و کودکانی هستند که باید تحسین کنیم و باید از آنها حمایت کنیم.
ما بهوضوح میبینیم که روزنامهنگاران، میبینیم که حتی نوازندگان، بهدلیل اینکه (با رژیم) همراه نمیشوند، تحت تعقیب قرار میگیرند. زندانی میشوند یا حتی ناپدید میشوند. ما میبینیم که زنان، حتی فارغالتحصیلان دانشگاه، از این منع میشوند که بتوانند افکار خودشان را ابراز کنند یا برخی از حرفهها را انجام بدهند و اصلاً بتوانند آنطور که میخواهند زندگی کنند، آنطور که میخواهند ورزش کنند و بیرون بروند.
ما هرگز نباید فراموش کنیم که از کسانی حمایت کنیم که میجنگند تا سرانجام آنچه را که همه ما در اینجا داریم بهدست آورند.
و فراموش نمیکنم، وقتی این آزادی را داریم که برای ما خانمها فرصت بزرگی است، برای ما یک وظیفه ایجاد میکند، وظیفه عملکردن، تا دیگران هم از همین کار الهام ببرند. اینگونه است که ما دنیای عادلانهیی خواهیم ساخت، ما در همهجا به زنان نیاز داریم، ایران به زنان خود نیاز دارد. آنچه امروزه سازمانها و تعدادی از کشورهای بزرگ بهشدت آنرا محکوم میکنند، ایرانیان هر روز آنرا تجربه میکنند.
آنها هر روز بیشتر اعتراض میکنند، رژیم روز بهروز ضعیفتر میشود و این چیزی است که امروز باید بر آن پافشاری کنیم و این چیزی است که باید آنرا تقویت کنیم. این امر بیش از پیش ضروری است، زیرا اقدامات منفی (رژیم) ایران در همهجا وجود دارد. در خاورمیانه هست و برخی قبلاً در مورد آن صحبت کردند، در یمن است، در سوریه است، در غزه است، همهجا هست. این امر مانع از آن میشود که این منطقه که در حال حاضر بسیار انفجاری است، بتواند ثبات مشخصی را بهدست آورد. این به این واقعیت کمک میکند که جهان هر روز کمی خطرناکتر میشود. با ژنرال جونز، ده سال پیش دیدیم که وضعیت مانند امروز نبود. واقعاً در تعدادی از نقاط جنگ کمتر از امروز بود. امروز ما باید آنرا محکوم کنیم و (رژیم) ایران سهم کامل خود را در این موضوع دارد. بهطور گستردهتر، میبینیم که (رژیم) ایران در پروژههای تروریستی روزبهروز خطرناکتر میشود، چه پاریس، چه آلمان، چه بروکسل و چه در مادرید. ما شاهد اقداماتی هستیم و مأموران بیشتر و بیشتری در واقع آنها را کشف میکنند و این (رژیم) ایران است که پشت این قضایا است. همچنین شاهد سیاست گروگانگیری عمومی، گروگانگیری حکومتی هستیم که راهی برای اعمال فشار بر کشورهای غربی است. اما همه اینها در حقیقت نشانهٔ رژیمی است که هر چه بیشتر احساس ضعف میکند، بیشتر و بیشتر مورد تهدید است و در نهایت میتواند فرو بپاشد. چگونه به کسانی کمک کنیم که امروزه تمام خطرات را برای رسیدن به این هدف میپذیرند و بالأخره، امروز خیلی کم در مورد آن صحبت کردیم، بالأخره مشکل اتمی یک نگرانی واقعی است، یک نگرانی برای ایالاتمتحده است، اما یک نگرانی برای تمام دنیا است. درست است که جمهوری اسلامی در زمینه اتمی بهتدریج تمام تعهداتی را که پذیرفته بود زیر پا گذاشت و در سطح حقوقی خود را بر مسند جامعه جهانی قرار داد. در این سال، رژیم حتی اقدامات افزوده انجام داد، گویی با منحرفکردن تنش، تلاش میکرد افراد، شکنندگی آنرا در درون فراموش کنند. با افزایش ظرفیت تولید اورانیوم غنیشده، امروز در شرایطی قرار گرفته است که بهگفته آژانس بینالمللی انرژی اتمی میتواند چندین بمب اتمی تولید کند. شاید وقت آن رسیده است که اینرا مورد تأکید قرار بدهیم (حکومت). تهران برنامه خود را بهمیزان قابل توجهی تسریع کرده و اکنون مواد غنیشده کافی برای ساخت بمب اتمی دارد. این چه خطری دارد؟ مطمئناً خطر این است که (رژیم) ایران از آن استفاده میکند، اما فراتر از آن، این است که کشورهای همسایه که با آنها بهخوبی آشنا هستم، از ترس (رژیم) ایران همین کار را بکنند. خطر این است که گسترشی که ۵۰ سال برای حفظ آن تلاش کردهایم، احتمالاً یکشبه رعب و وحشت را در سراسر کشور ما گسترش بدهد، زیرا کشورهای همسایه ایران نمیپذیرند که در معرض تهدید اتمی این حکومت قرار بگیرند. پس، این وضعیت کنونی است. اما همانطور که میدانید، در هر شرایطی، وقتی مقاومت میکنید، باید خوبیها و آنچه پشت آن است را ببینید. پس بله، همه میگوییم، راه دیگری هم هست، این مسیری که شما باز کردید مریم رجوی، با برنامه ۱۰ مادهییتان، ۱۰ مادهیی که بیانگر ارزشها هستند، نه تنها ارزشهای جهان غرب، بلکه ارزشهای لازم برای صلح و رفاه در جهان.
این امید از طریق برنامه شما وجود دارد. این امید برای جامعه بینالمللی نیز وجود دارد. این امید کمی آغاز شده، در اروپا و کشورهای دیگر داریم میبینیم که سرانجام صداهای رسمیتر آنچه را که در ایران میگذرد، چه اعدامها، چه جلوگیری از کار برای زنان، یا جلوگیری از هر گونه آزادی بیان و یا تلاش برای دستیابی به بمب اتمی یا اقدام تروریستی را محکوم میکنند. همه اینها باید بیشتر و بیشتر شود. یقیناً این ایرانیان هستند که در داخل کشور تنها کسانی هستند که میتوانند سرنوشت این کشور را در دست بگیرند. برای آنها مهم است و حتی بیشتر از آن زمانی که در مقاومت و در معرض مشکلات هستند، بدانند که ما پشت آنها هستیم، میتوانیم و به آنها کمک میکنیم، حق با آنهاست و در واقع، بهمحض اینکه آنها در قدرت باشند، همه ما در آنجا خواهیم بود
تا به آنها کمک کنیم تا ایران را به کشور بزرگی تبدیل کنند که شایسته آن است؛ تا ایران را به کشوری تبدیل کنند که نامش با آزادی، با دموکراسی، با جدایی دین و دولت، با برابری زن و مرد، با رفاه همخوانی داشته باشد و بیش از همه با صلح.
