کانال حکومتی تحلیل زمانه متعلق به باند اصلاحگران رژیم در مطلبی با عنوان «اصلاحات مستأصل یا یا اوروبروسوار» با اشاره به چشمانداز سرنگونی حکومت آخوندی نوشت:
این لطیفه را احتمالا شنیدهاید که از یکی پرسیدند اگر کشتیات وسط اقیانوس غرق شد چه میکنی؟ گفت میروم بالای درخت! خندیدند که درخت آن هم وسط اقیانوس؟! گفت: خب مجبوورم، میفهمی مجبووورم!
آیا ارادهٔ حکمرانان جمهوری اسلامی دربارهٔ برخی اصلاحات اخیر هم از این سنخ است و از سر استیصال به چنین راه گریزی دل خوش کردهاند؟
وقتی هیاهوی به قلهرسیدن، با هلیکوپتری که به کوه خورد، دود شد و به هوا رفت؛
وقتی شعار شکستن شاخ غول از جانب قدرت نظامی منطقه، با مهمانی که در خانه، مرموز و بیدردسر کشته شد، چونان خیالی، راه گم کرد و چشمها را در چشمخانه گرداند؛
وقتی سیاستهای جهانستیزانه، کفگیر اقتصاد را به ته دیگ چسباند؛
وقتی دلهای مردم سرد شد و دیگر حاضر نشدند در دو دورهٔ انتخابات، صندوقها را مشایعت کنند و بیوزنی آراء، سبکسری و توهم چهلساله را مثل پتکی بر سر فرود آورد
وقتی همهٔ این ماجراها تا احساس خطر از واپسین لحظههای سقوط، تجربه شد،
ناگاه غریزهٔ بقاء از خواب جست و به صرافت افتاد که تا شیرازهٔ امور از هم نپاشیده،
چارهای بیندیشد و دستکم چند مطالبهٔ عام را (نصفه و نیمه هم شده) عملی سازد،
تا اندکی امید به دلها بازگردد و چند صباحی مجالی فراهم آید
خب، میخواهید «فیلترینگ» را بردارید یا دستکم ضابطهمند کنید،
با خوی انحصارگرایی و اشتهای سیریناپذیر کنترلگری و باور به ضرورت سانسور و سرپوش نهادن بر آگاهیها که به یکباره از دست خواهد رفت و به طرفهالعینی دودمان فساد سیستمی در نهانخانههای سیاست و اقتصاد را بر باد خواهد داد، چه خواهید کرد؟
میخواهید «استادان و دانشجویان اخراجی» را به دانشگاهها بازگردانید و با چند خبر بازگشت، جو تبلیغاتی به راه انداخته و آزادی بیان و استقلال دانشگاه فضیلتمند را به نمایش بگذارید،
با بیباوری عمیق به «انسان» و «دانش و خرد» و «فضیلت» ابزار شده و مقدسسازی حکومت چه خواهید کرد؟
با مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و قوانین ستادهای گزینش و تفتیش عقاید و بسیج و آرمانهای امام راحل که «دانشگاه باید اسلامی باشد» و «ما باید از اول قلمها را میشکستیم» چه خواهید کرد؟
میخواهید «افتادن شالها بر شانههای زنان» را نادیده بگیرید،
با تفسیر ظلمانی از اسلام ابزارشدهای که زن را خوار میشمارد و ذهنهای زنگخوردهای که میان قصد مصلحانهٔ نبی و فرهنگ بدوی قبایل ۱۴۰۰ سال پیش و فقه برخاسته از آن تفاوتی قائل نیست، و درکی طالبانی از سنت دارد، چه خواهید کرد؟
میخواهید برای «برونرفت از تنگنا»، سیاست گفتگو با جهان را تجربه کنید،
با دههها سیاست تخاصم، آرزوی سیادت بر مسلمین جهان، هلال شیعی و ماجراجوییهایی که ثروت کشور را از دهان گرسنگان میهن، دریغ و به انبارهای اسلحه در منطقه سرازیر کرده و در صورت تغییر سیاست،
همهٔ آن مگسان دور شیرینی را به دشمنان خونی تبدیل خواهد کرد، چه خواهید کرد؟
با این اوصاف؛ تنها دو راه برای حکمرانی متصور است
یا به همان درخت وسط اقیانوس متوسل شده و در نهایت هم شکست را بپذیرد
یا اینکه راه دور و دشوار دوم را برگزیند:
اینکه ضرورت اصلاحات اساسی در زیرساختهای حکمرانی را درک کند؛
رفراندوم برگزار کرد و قانون اساسی را متناسب با زندگی انسان ایرانی از نو نوشت…
تا روزی که جمهوری اسلامی، از درون دچار استحالهای بزرگ گردد و سرنوشت افسانهگونش چون اوروبروس آن مار دمخواری باشد که در سودای جاودانگی، چارهای جز بلعیدن خویش نداشت!
https://instagram.com/begoonah.ir
