مقاومت ایران در برابر فاشیسم مذهبی

مقاومت ایران در برابر فاشیسم مذهبی

فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران امروز یکی از جدی‌ترین تهدیدات صلح و امنیت جهانی، به‌ویژه در خاورمیانه است. این رژیم با فعالیت‌های تسلیحاتی و نظامی مخرب، سرکوب داخلی، نقض گسترده حقوق‌بشر، جنگ‌افروزی و تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌یی، نه‌تنها مردم ایران را در فقر، بیکاری و سرکوب نگه داشته، بلکه ثبات منطقه و جهان را به خطر انداخته است. انفجار اخیر در بندرعباس، بزرگ‌ترین بندر ایران با انبوهی کشته و مجروح، تنها نمونه‌یی از نتایج اقدامات بی‌ثبات‌کننده این رژیم است.

ابعاد تهدید رژیم ایران

رژیم حاکم بر ایران در سه محور اصلی تعریف می‌شود:

«نقض حقوق‌بشر، جنگ‌افروزی و پیگیری سلاح هسته‌ای»

این رژیم تنها در خرداد ماه بیش از ۱۴۰زندانی را اعدام کرده و هزاران نفر دیگر در انتظار اعدام هستند. قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷، که بیش از ۹۰درصد آنها از اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند، نمونه‌یی هولناک از جنایات این رژیم است. پروفسور جاوید رحمان، گزارشگر وقت سازمان ملل، در اول مرداد ۱۴۰۳ این کشتار را به‌عنوان جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی توصیف کرد.

در کنار سرکوب داخلی، رژیم ایران با حمایت از گروه‌های تروریستی و جنگ‌افروزی در منطقه، به بی‌ثباتی خاورمیانه دامن زده است. تلاش این رژیم برای دستیابی به سلاح هسته‌یی نیز تهدیدی جهانی است که بدون افشاگریهای مقاومت ایران، ممکن بود به نتیجه برسد. این رژیم نه‌تنها صلح جهانی را تهدید می‌کند، بلکه با سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی مخرب خود، مردم ایران را در فقر و ناامیدی فرو برده است.

تاریخچه مقاومت ایران

در نقطه مقابل فاشیسم دینی مقاومتی سازمان‌یافته و سراسری وجود دارد. ریشه‌های مقاومت کنونی ایران به انقلاب مشروطیت در سال ۱۲۸۵ بازمی‌گردد که نخستین انقلاب دموکراتیک در آسیا بود. این انقلاب با هدف برقراری دموکراسی، پارلمان ملی، حکومت قانون و آزادی مطبوعات شکل گرفت، اما با ناکامی‌هایی مواجه شد. باین‌حال، این جنبش آغاز تاریخ نوین ایران بود و بستری برای جنبش‌های بعدی فراهم کرد.

سازمان مجاهدین خلق ایران، که ۶۰سال پیش تأسیس شد، تکامل‌یافته این آرمانهای دموکراتیک است. این سازمان با تفسیری مترقی و بردبار از اسلام و تعهد به جدایی دین از دولت، برای آزادی، استقلال و حاکمیت مردم ایران مبارزه می‌کند. مجاهدین در برابر دیکتاتوری شاه ایستادگی کردند و پس از به قدرت رسیدن خمینی، به نیروی اصلی مقاومت در برابر فاشیسم مذهبی تبدیل شدند. فداکاریهای این سازمان، از اعدام بنیانگذارانش توسط رژیم شاه تا قتل‌عام اعضای آن توسط رژیم خمینی، گواهی بر تعهد آنها به آرمان آزادی است.

دست‌آوردهای مقاومت

مقاومت ایران دست‌آوردهای بزرگی در مبارزه با رژیم داشته است. یکی از مهم‌ترین این دست‌آوردها، افشای پروژه‌های هسته‌یی و سایت‌های مخفی رژیم بود که مانع از دستیابی این رژیم به بمب اتمی شد. هم‌چنین، این مقاومت پرچمدار جدایی دین و دولت، دفاع از حقوق ملیت‌های ستمدیده و برابری زن و مرد بوده است. از ۳۰سال پیش، زنان در این جنبش مسئولیت‌های کلیدی را برعهده گرفته‌اند و الهام‌بخش مبارزه برای آزادی در ایران و منطقه بوده‌اند.

از نظر سیاسی، تشکیل شورای ملی مقاومت ایران به‌عنوان یک ائتلاف دموکراتیک، بزرگ‌ترین دستاورد این جنبش است. این شورا با ۴۵۷عضو از گرایش‌های مختلف سیاسی و بیش از ۵۰درصد اعضای زن، برنامه‌یی پیشرو برای آینده ایران ارائه کرده است. این برنامه شامل آزادی‌های اساسی، برابری زن و مرد در تمامی حقوق، خودمختاری ملیت‌ها، جدایی دین از دولت، لغو اعدام و تعهد به یک ایران غیرهسته‌یی و صلح‌طلب است. شورای ملی مقاومت نه‌تنها جایگزینی دموکراتیک در برابر دیکتاتوری ارائه می‌دهد، بلکه تضمینی برای وحدت ملی و جلوگیری از هرج و مرج پس از سرنگونی رژیم است.

نقش مقاومت در قیامهای مردمی

مقاومت ایران نقش محوری در قیامهای مردمی پس از دی ۹۶ داشته است. رئیس کنونی مجلس رژیم به این نقش اذعان کرده و گفته است که این مقاومت سازماندهی اعتراضها را برعهده دارد. قیامهای پی‌درپی نشان‌دهنده خشم و نارضایتی عمیق مردم ایران و عزم آنها برای سرنگونی رژیم است. این رژیم، که خود را در محاصره این نارضایتی‌ها می‌بیند، مقاومت را بزرگ‌ترین تهدید موجودیت خود می‌داند.

بهای این مقاومت سنگین بوده است. از قتل‌عام و شیطان‌سازی تا سرکوب وحشیانه، رژیم از هیچ اقدامی برای سرکوب این جنبش فروگذار نکرده است. خمینی و خامنه‌ای اعضای این جنبش را مهدورالدم اعلام کرده‌اند و حتی شرکت در تظاهرات مجاهدین در خارج از کشور را جرم تلقی می‌کنند. هم‌اکنون بسیاری از اعضای کانون‌های شورشی در زندان هستند و برخی زیر حکم اعدام قرار دارند. گزارش عفو بین‌الملل نشان می‌دهد که ۶۴درصد اعدام‌های ثبت‌شده در جهان در ایران رخ می‌دهد.

سرنگونی رژیم و انتقال قدرت به مردم

راه‌حل مقابله با تهدید رژیم ایران، سرنگونی آن توسط مردم و مقاومت سازمان‌یافته است. این روند شامل تشکیل یک دولت انتقالی برای حداکثر شش ماه و سپس برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی جدید است. شورای ملی مقاومت نه به‌دنبال کسب قدرت، بلکه در پی انتقال آن به مردم ایران است.

آری، این مقاومت با کادرهای جان بر کف و امتحان‌پس‌داده با کانون‌های شورشی در سراسر ایران و نیز با برخورداری از یک آلترناتیو معتبر با شناخته‌شدگی و حمایت جهانی و یک برنامه ۱۰ماده‌ای برای ایران فردا، گنجینهٔ نقد مردم ایران برای یک جمهوری دموکراتیک و مردم‌سالار است. این جمهوری بی‌گمان با انتخابات آزاد مردم ایران بر ویرانه‌های فاشیسم مذهبی برپا خواهد شد.

تهدید اصلی نظام از زبان دژخیم

سخن روز

سخن روز

در این هفته یک مستندساز امنیتی و اطلاعاتی رژیم در تلویزیون حکومتی (۵تیر) در بارهٔ اوضاع و احوال کنونی نظام ولایت گفت: «ما شبیه سال ۶۰ هستیم یعنی بدترین سال به نظر من در تاریخ انقلاب. ۳۰خرداد ۶۰ مجاهدین اعلام جنگ مسلحانه می‌کنند می‌ریزند تو خیابون… ۸ تیر، شروع می‌کنند به شورای قضایی را ترور کردن که شهید کچویی رئیس اوین در خود زندان اوین امنیت ندارد، ۱۰۰ هزار نفر اعضای سازمان مجاهدین خلق مسلح می‌ریزند توی خیابون… اتاق محسن رضایی فرمانده اطلاعات سپاه که آن زمان نقش وزارت اطلاعات را دارد و اتاق فرمانده اطلاعات سپاه را می‌زنند. این کجاست این تو تهران است، تو اصفهان است، تو شیراز است».

مستندساز امنیتی سپس این سؤال را مطرح می‌کند که آیا وضعیت کنونی نظام از آن زمان بدتر است؟ و در تکمیل پاسخ منفی مجری، می‌گوید: «آن زمان ۲سال از انقلاب گذشته بود الآن جمهوری اسلامی عمرش ۴۵ساله است».

در خصوص استناد مستندساز اطلاعاتی به ۴۵سال سرکوب و قتل‌عام، نکته قابل توجه این است که خود او در مصاحبه با اعتماد آنلاین ۲۷تیر ۱۴۰۲ استمرار تهدید اصلی نظام طی۴دهه را مستند کرده و می‌گوید: «سیاست‌هایی در تلویزیون در دهه ۷۰ بود که دیگر درباره مجاهدین حرف نزنید اینها تمام شدند. [اما دیدیم که] دهه ۸۰ خودشان را در افکار عمومی کاملاً بازسازی کردند. مسأله انتخابات ۹۶ چه بود؟ دهه ۹۰ میدان‌دار بود. شما ببینید مسأله انتخابات سال ۹۶ چه بود؟ اعدام‌های ۶۷».

دژخیم موگویی در همان مصاحبه راجع به خطر قیام و تهدید اصلی نظام نتیجه‌گیری می‌کند: «جریانی با ۴۰۰هزار نیروی برانداز هر اعتراضی را می‌تواند به قیام تبدیل کند. . حتماً کسی که در سال ۶۰ اعدام شده، در مرصاد یا رخدادهای مختلف کشته شده، خانواده‌یی دارد و اینها انگیزه بیشتری دارند برای براندازی نظامی که بچه‌اش را کشته است… شما ممکن است عضو سازمان باشید یا در درگیری کشته یا اعدام شوید. خب شما پدر دارید، مادر دارید، خانواده دارید، پسردایی دارید، پسرعمه دارید، دوست دارید. یک حلقه ارتباطی آدمها با شما دارند. این یک عددی می‌شود».

وی با یادآوری ریشه‌های مجاهدین در شهرهای مختلف، می‌افزاید: «حالا من یک مثال دیگر بزنم خیلی جالب. ما در استان لرستان دو شهر داریم به‌نام ازنا و دورود. من اهل آنجا هستم. هیچ وقت در ازنا شلوغ نمی‌شود. اما در «دورود» که ۱۵کیلومتر بیشتر با ازنا فاصله ندارد، وقتی شلوغ می‌شود هفت هشت تا کشته می‌دهد. دلیلش چیست؟ دلیل اصلی‌اش این است که دورود اعدامی‌دههٔ ۶۰ دارد و آنجا ملتهب است. یعنی در آنجا بستر لازم وجود دارد. آنجا حداقل هفت هشت ده تا اعدامی در اول همان دههٔ ۶۰ دارد. به نظر من چون آنجا بستر وجود دارد، انگیزه برای براندازی وجود دارد. چرا؟ چون هزینه دادند. پس آدم‌هایی که در دهه ۶۰ به‌زعم خودشون به‌درست هزینه دادند، اینها انگیزه بیشتری برای براندازی دارند. اینها می‌توانند در تهران زودتر از بقیه بیایند بیرون. می‌توانند اعتراض را تبدیل به اغتشاش کنند».

البته دژخیم مستندساز امنیتی، خیلی هم غیب نگفته است! زیرا در سال ۶۷ که خمینی ملعون در حکم قتل‌عام مجاهدین نوشت در اعدام آنها «وسوسه و شک و تردید» نکنید، منتظری قائم‌مقام خمینی که چند مدار بالای سر خامنه‌ای و همهٔ آخوندهای حکومتی قرار داشت، به او هشدار داد و نوشت «مجاهدین خلق اشخاص نیستند، یک سنخ فکر و برداشتند، یک نحو منطقند… با کشتن حل نمی‌شود، بلکه ترویج می‌شود».

نکتهٔ آخر این‌که، وقتی خمینی ملعون با حکم قتل‌عام مجاهدین، نتوانست مجاهدین را به‌عنوان تهدید اصلی نظام نابود کند، آیا بگیر و ببندها و اعدامهای رژیم در باتلاق بحرانهای کنونی (۱۳۷۰ اعدام در دوره پزشکیان) خواهد توانست تهدید اصلی و خطر قیام و سرنگونی را از میان بردارد؟

پاسخ، با خوانندگان.