در پی اعدام دو زندانی سیاسی مجاهد خلق، بهروز احسانی و مهدی حسنی در زندان قزلحصار کرج، موجی از اعتراض در میان زندانیان سیاسی زندان تهران بزرگ (فشافویه) شکل گرفت. این اعتراض که با سردادن شعارهایی چون «برادر شهیدم، خونتو پس میگیرم» و اجرای سرودهای انقلابی همراه بود، نشاندهنده عمق خشم و همبستگی سیاسی درونی این زندانیان است.
به گفته منابع داخل زندان، زندانیان سیاسی ضمن ابراز سوگ و تجدید عهد با شهیدان سربدار، فضای زندان را به صحنه اعتراض و مقاومت تبدیل کردند. اجرای سرودهای پرمعنای «خون ارغوانها» و «سر خم قدغن» بیانگر پیام روشن زندانیان به دستگاه سرکوب بود: ایستادگی تا آخرین نفس.
اعدام سیاسی در پوشش قضایی
اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی که به اتهاماتی چون «محاربه» و «عضویت در گروههای مخالف» محکوم شده بودند، با سرعت و در شرایطی انجام شد که کارشناسان حقوقبشری از فقدان دادرسی عادلانه، اعمال فشار برای اعترافات اجباری و فقدان دسترسی به وکیل مستقل خبر داده بودند. انتقال آنها در بهمن ۱۴۰۳ به زندان قزلحصار، که معمولاً نشانهای از اجرای قریبالوقوع حکم اعدام است، بهمثابه زنگ خطری برای سایر زندانیان سیاسی تلقی شد.
پیام اعتراضی از دل زندان
در واکنش به این رویداد، دو زندانی سیاسی بهنامهای خشایار سفیدی و مطلب احمدیان، با انتشار پیامی از درون زندان فشافویه، اعدامها را تلاشی برای ایجاد رعب و عقبنشینی جامعه ارزیابی کردند. آنها نوشتند:
«اعدام این دو زندانی در شرایطی انجام شد که جامعهی ایرانی از حکمرانی ظالمانه و بحرانهای گسترده زخمخورده و آسیبدیده است. این اعدامها نه جنبه قضایی، بلکه صرفاً ابزار سرکوب و ترسافکنیاند.»
آنها با هشدار نسبت به تبعات اجتماعی این اقدامات، تأکید کردند که استمرار چنین روندهایی میتواند به ایجاد گسلهای عمیق اجتماعی و گسترش نفرت و خشونت در کشور منجر شود.
جنایتی با اهداف سیاسی
تحلیلگران معتقدند که موج جدید اعدامهای سیاسی، از جمله اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی، بخشی از راهبرد ارعاب حکومت در شرایط تشدید بحرانهای داخلی و خارجی است. پس از بحرانهای سیاسی و اعتراضات سراسری اخیر، حاکمیت تلاش میکند با اعمال خشونت هدفمند، کنترل خود بر جامعه را بازسازی کند.
در همین راستا، دستگاههای تبلیغاتی حکومتی تلاش کردهاند با نسبت دادن اتهامات ساختگی نظیر «اقدام به ساخت خمپارهانداز دستی» و «جمعآوری اطلاعات طبقهبندیشده» به این دو مجاهد خلق، توجیهی رسانهای برای این اعدامها ارائه دهند.
در همین زمینه
جنایت هولناک: اعدام دو زندانی سیاسی مجاهد خلق، بهروز احسانی و مهدی حسنی
صدایی که خاموش نمیشود
از اهمیت این رخداد آن است که واکنش زندانیان سیاسی از درون فشافویه، تنها واکنشی احساسی به دو اعدام نیست، بلکه بیانیهای است علیه سیاستهای رسمی سرکوب و شکنجه، و تلاشی است برای حفظ امید، همبستگی و استمرار مقاومت در درون زندانها.
خشایار سفیدی و مطلب احمدیان در بخش پایانی پیام خود، بر این نکته تأکید کردهاند که:
«دیکتاتوری مذهبی که پس از سالها در عرصههای سیاسی، اقتصادی، روابط بینالملل و از همه مهمتر فرهنگی و نظری با بنبست کامل مواجه شده است، تلاش دارد با صدور و اجرای شتابزده احکام اعدام، روند سقوط خود را به تعویق بیندازد.»
پیامی برای جامعه
اعدامهای سیاسی در ایران، بیش از آنکه بهمثابه برخوردهای قضایی در نظر گرفته شوند، ابزارهایی برای تحکیم قدرت از طریق ایجاد فضای وحشتاند. اما واکنشهایی همچون اعتراض زندانیان فشافویه، پیام روشنی به حاکمیت میدهد: سرکوب اگرچه دردناک است، اما نمیتواند اراده برای آزادی و عدالت را خاموش کند.
زندانیان سیاسی، حتی در دل تاریکترین زنجیرها، حامل صدای جامعهای هستند که در پی رهایی از قید و بند ظلم است. اعتراض آنها، هشدار به جهانیان نیز هست که سکوت در برابر این اعدامها، به معنای همراهی با فاجعه است.
