نگاهی به فرایند رشد و اعتلای استراتژی براندازی حکومت ولایت فقیه

در ۱۰شهریور ۱۳۹۲ قرار گاه اشرف که متعلق به مجاهدین خلق بود مورد تهاجم قرار گرفت و بسیاری از ساکنان آن قتل‌عام شدند. اما با شروع قیام مردم ایران در دی ماه۹۶ همگان شاهد تکثیری اشرف در شهرهای شورشی ایران بودند. امری که از همان سال ۹۲ توسط رهبری مقاومت ایران بشارتش داده شده بود.

۱۰ شهریور سال ۱۳۹۲ قرارگاه اشرف واقع در استان دیالی عراق مورد تهاجم نیروهای سپاه قرار گرفت. مهاجمان سراپا مسلح سپاه تروریستی قدس ، ساکنان را با هدف امحاء کامل دستگیر و با شلیک تیرخلاص به قتل رساندند.

این قرارگاه از سال ۱۳۶۵ توسط سازمان مجاهدین خلق ایران تاسیس شد. هدف از برپایی آن، ایجاد محلی برای استقرار نیرویی بود که عزم خود را برای سرنگونی استبداد دینی در ایران جزم کرده بود.

اشرف به‌مثابه مهمترین و بزرگترین پایگاه ارتش آزادیبخش ملی ایران، پس از اشغال عراق توسط نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در سال ۱۳۸۲ محل گردآوری نیروهای ارتش آزادیبخش شد.

در سال‌های اشغال عراق که در ابتدای آن با بمباران و خلع سلاح مجاهدین توسط نیروهای ائتلاف همراه شد، اشرف به عنوان یک موجودیت سیاسی شناخته شدگی جهانی پیدا کرد.

حکومت ایران، برای آنکه عراق را به هدفی برای حمله نیروهای ائتلاف قرار دهد بسیار کوشیده بود، بخش عمده از این تلاش با هدف از بین بردن ارتش آزادیبخش ملی ایران در بحبوحه‌ی یک جنگ مهیب صورت گرفته بود. در همین اثنا براساس توافقات پشت پرده‌ی سپاه و آمریکایی‌ها، قرارگاه اشرف و سایر قرارگاه‌های مجاهدین در عراق بمباران شد. به این ترتیب ائتلاف به تعهدش در برابر حکومتم ایران برای ممانعت از حرکت مجاهدین به سمت خاک میهن عمل کرد.

پس از خلع سلاح مجاهدین، مجاهدین به مبارزه‌ی خود برای سرنگونی سلطنت ولایت مطلقه فقیه ادامه دادند. پیمودن این مسیر، آنها را در شرایط کاملا نوینی قرار می‌داد.آنان لحظه‌ای در ادامه نبرد خود تردید نکردند.

یکی از اصلی‌ترین دشواری‌های پایداری در عراق، بودن در معرض تهاجمات نیروهای سپاه در این کشور بود. چند نوبت حمله زمینی مستقیم، به همراه شلیک موشک توسط نیروهای عراقی سپاه به اشرف بی‌سلاح، کوشش‌هایی بود که برای نابودی مجاهدین صورت می‌گرفت.

قتل عام ده شهریور ۹۲ چرا؟ گفتگو با دکتر جواد احمدی ازشاهدین قتل عام اشرف

حماسه ۱۰شهریور ۹۲ اشرف چگونه رقم خورد؟

در شهریور سال ۹۲  به جز ۱۰۱ نفر از مجاهدین که برای حفظ اموال ساکنین در قرارگاه اشرف باقی مانده بودند، سایرین به پایگاهی در نزدیکی فرودگاه بغداد به‌نام لیبرتی منتقل شده بودند.

در این مقطع زمانی، روحانی به تازگی به‌عنوان رئیس جمهور حکومت انتخاب شده بود. او در ابتدای مسیر مذاکرات اتمی با آمریکا و سایر قدرت‌های جهانی قرار داشت. از سوی دیگر در این مقطع رژیم بشر اسد دست به حمله شیمیایی علیه شهروندان بی‌دفاع سوریه زده بود؛ موضوعی که امکان حمله آمریکا و شرکایش به اسد را بسیار محتمل کرده بود.

در چنین موقعیت بغرنجی بود که سپاه پاسداران جوخه‌های آدم کش خود را روانه قرارگاه اشرف کرد تا ۱۰۱ نفر مجاهد مستقر در قرارگاه اشرف را قتل عام کنند. نیروی مهاجم  با همکاری پلیس عراقی که بظاهر حفاظت اشرف را بر عهده داشت بصورت شبانه وارد قرار گاه اشرف شد و برای چند ساعت در داخل قرارگاه دست به کشتار و انفجار زد و پس از کشتن ۵۲ تن و به گروگان گرفتن ۷ تن از قرارگاه خارج شد.

به‌دنبال این جنایت فرماندهان ارشد سپاه اعلام پیروزی کردند. قاسم سلیمانی به عنوان فرمانده ارتش این عملیات بزدلانه در گزارشی به مجلس خبرگان آن را مهمتر از عملیات مرصاد نامید! آنها برای بار دیگر اعلام کردند که مجاهدین تمام شدند.

استراتژی کانونهای شورشی

اما در نقطه مقابل این استراتژی ، مجاهدین استراتژی هزار اشرف را اعلام کردند. مفهوم هزار اشرف این بود که در برابر قرارگاه اشرف و به‌جای آن هزار اشرف در درون ایران و در سراسر جهان برپا خواهند کرد.

در آن مقطع زمانی کسی تصوری از تعین یافتن شعار هزار اشرف نداشت. اما هنگامی که قیام ایران در دی ۹۶ آغاز شد، همگان شاهد ظهور پدیده‌ی جدیدی در داخل خاک میهن بودند  بنام کانون‌های شورشی.

کانون‌های شورشی از نسل‌های متعدد تشکیل می‌شد اما بیش از همه نسل جوان از کمیت و درخشندگی خاصی در آن برخوردار بود. این پدیده از سال ۹۶ به بعد در همه قیام ها و خیزش‌هایی که در داخل میهن اشغال شده ایران رخ داد نقش پیشبرنده و موتور پیشران را بر عهده داشتند.در قیامهای سال ۹۷ و ۹۸ و ۱۴۰۱ حکومت و کارشناسان حکومتی ناچار به  اعتراف به نقش بی همتای کانونهای شورشی در شورشهای خیابانی شدند. اما اوج درماندگی حکومت درسال ۱۴۰۲ رخ نشان داد. پس از آن بود که رژیم ناچار شد به نقش تعیین کننده کانونهای شورشی اذعان کند یعنی زمانیکه به گفته مجاهدین خلق کانونهای شورشی به رشد و اعتلای تازه ای رسیدند. تثبیت شدند و گسترش یافتند. اعدام شتابزده بهروز احسانی و مهدی حسنی دو تن از اعضای کانون‌ های شورشی در تابستان ۱۴۰۴ را می‌توان فصل جدیدی از نبرد مقاومت ما و مردم  ما با دیکتاتوری ولایت فقیه دانست.

بسیاری از ناظران به‌خصوص در بخش کارشناسی حکومت بر این باورند که در طول ۴۶ سال گذشته در کمتر مقطعی چون امروز مجاهدین تا این اندازه برای موجودیت نظام خطرناک بوده‌اند. برخی حتی گام را فراتر می‌گذارند و اعلام اطمینان می‌کنند که به زودی سلطنت ولایت مطلقه فقیه، با محوریت سازمان مجاهدین خلق ایران سرنگون خواهد شد و شکی در این نیست که در هر تحولی در آینده ایران ، این کانونهای شورشی هستند که بعنوان نیروی آماده کف خیابان توان شگرف در تاثیر  گذاری خواهند داشت.