
مصاحبه اخیر ابراهیم علیزاده، دبیرکل یکی از شاخههای کومله، با بیبیسی فارسی، در شرایطی انجام شد که اپوزیسیون #ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند اتحاد، بلوغ سیاسی و پرهیز از تفرقهافکنی است. اما با کمال تأسف، آنچه از این مصاحبه بیرون آمد، نه تحلیل سیاسی، نه بیان واقعیت، بلکه نمونهای روشن از لجنپراکنی، دروغگویی و همصدایی با پروپاگاندای رژیم آخوندها بود.
پرسش خبرنگار بیبیسی درباره رابطه با سازمان #مجاهدین خلق، بدون شک بیهدف و بیزمانبندی نبود. این سؤال بلافاصله پس از برگزاری تظاهرات گسترده و قدرتمند مجاهدین در بروکسل مطرح شد؛ حرکتی که توجه رسانههای جهانی و فضای سیاسی اپوزیسیون را جلب کرده بود. پاسخ ابراهیم علیزاده اما نهتنها فاقد تدبیر و بلوغ سیاسی بود، بلکه با ادبیاتی آغشته به دروغ، تحقیر و توهین مذهبی، دقیقاً همان چیزی بود که رسانههای حکومتی سالهاست برای تخریب مخالفان واقعی رژیم مصرف میکنند.
ادعای کذب و سخیف علیزاده مبنی بر اینکه مجاهدین خواستار تجهیز به سلاح سنگین برای سرکوب کردستان شدهاند، هیچ سند تاریخی ندارد و خلاف سوابق روشن حمایت مجاهدین از خلق کرد در دهه ۶۰ است. مگر نه اینکه خود کومهله و حزب دموکرات، در سال ۱۳۵۸، از کاندیداتوری مسعود رجوی حمایت علنی کردند؟ اکنون علیزاده با فراموشی عامدانه تاریخ، به تحریف آن روی آورده تا با هدفی روشن، به تضعیف یک نیروی اثرگذار در صحنه اپوزیسیون بپردازد.
بخش دیگر حمله علیزاده متوجه پوشش زنان مجاهد بود. او، در تناقضی فاحش با شعار «آزادیهای بیقید و شرط»، انتخاب روسری را نشانه عقبماندگی دانست، در حالیکه همین نگاه تحقیرآمیز، نشاندهنده عدم درک ابتداییترین اصول حقوق بشر و آزادی عقیده و پوشش است. مگر آزادی، بدون آزادی انتخاب، معنایی دارد؟
مصاحبه علیزاده، درست پس از تظاهرات مجاهدین، بهعنوان یک واکنش حسابشده برای تخریب آنان و خوشخدمتی به رژیم انجام شد. امروز که بخش بزرگی از اپوزیسیون، با وجود تفاوتهای فکری، بر ضرورت اتحاد علیه دیکتاتوری مذهبی اتفاق نظر دارند، اینگونه موضعگیریها دقیقاً در خدمت استراتژی تفرقهانداز رژیم عمل میکند.
خوش خدمتی و پرت و پلاگویی هیستریک ابراهیم علیزاده تا آنجاست که می گوید هیچ جایگاهی برای مجاهدین در آینده ایران متصور نیست.
هر کودک دبستانی با دیدن تظاهرات دهها هزار نفری مجاهدین در بروکسل و فیلمهای فعالیت کانونهای شورشی مجاهدین، تشکیلات مجاهدین در آلبانی و تشکیل دادگاه برای مجاهدین توسط رژیم و اعدام اعضای مجاهدین اظهارات ابراهیم علیزاده را دشمنی ودروغگویی و خاک پاشیدن به چشم مردم می نامد.
وقتی علیزاده با توجیه انشعابات متعدد در کومهله بهعنوان نشانهای از «پیشرفت»، و تقلیل مبارزه به سطح مناسک بیخطر فرهنگی مثل نوروز، نهتنها نشان میدهد که عملاً از مبارزه انقلابی فاصله گرفته، بلکه اکنون در حال توجیه شکست، انزوا و بریدگی سیاسی خود است چه انتظاری می توان داشت.
در واکنش به موضعگیری به حق و درست و به جای مجاهدین، گروه ابراهیم علیزاده به جای بیان حقیقت، طبق معمول به پرت و پلاگویی کودکانه و ابلهانه روی آورده است که هرکس با الفبای سیاسی آشنایی داشته باشد آن را به خوبی تشخیص می دهد. اما یک جمله بیش از همه جلب توجه میکند:
«از کجا معلوم وعدههای مجاهدین خلق فقط روی کاغذ نباشد؟»
اولا- اگر در ایران آینده هیچ جایگاهی برای مجاهدین متصور نیست! چه جای نگرانی است برای شما؟!
دوما-پاسخ این سؤال را باید در آینهی خون، رنج و فداکاریهایی جستوجو کرد که مجاهدین طی شش دهه نبرد با دو دیکتاتوری و بیش از چهار دهه نبرد با دیکتاتوری مذهبی، در دفاع از مردم ایران ـ از جمله مردم کردستان ـ بر جای گذاشتهاند. سازمانی که در مسیر وفاداری به پیمانش با ملت ایران، هزاران شهید و اسیر و تبعیدی داده است، رنج اردوگاه، زندان، اعدام، آوارگی و هجرت را به جان خریده است، نیازی به گواهینامه صداقت از جانب گروهی ندارد که دستانشان به خون صدها پیشمرگ کرد در جنگهای برادرکش آغشته است.
مردم کردستان، برخلاف آنچه شما وانمود میکنید، هیچ نگرانی از جانب مجاهدین نداشته و ندارند و در کردستان همه می دانندمورد احترام و اعتماد مردم از هر نظر بویژه از نظر پاکیزگی اخلاقی بودند. آنچه آنان را نگران میکند، بریدگی و انشقاق و گسستن از مبارزه،بی مرزی و نزدیکی و نشست و برخاست با شاه و شیخ زیر نام «حق مشروع مذاکره»! که نتایج زیانبار و خونبار آن را دیده اند. بی بند و باری در مناسبات درونی و تکرار فاجعهی برادرکشی است؛ همان جنگهای تلخی که میدان نبرد علیه دیکتاتوری را به میدان حذف و تسویه حساب درونخانوادگی بدل کرد.
فرامرز
دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۴
