نامه سعید ماسوری: در حمایت از زندانیان در اعتصاب غذای زندان قزلحصار
صدای بازداشت شدگان ایران، یکشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۴- سعید ماسوری از قدیمیترین زندانیان سیاسی که هم اکنون در زندان قزلحصار محبوس است، در هفتمین روز اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار، در حمایت از زندانیان در اعتصاب نامهای منتشر کرد.
در قسمتی از نامه سعید ماسوری نوشته؛ «ممنوعیت و مجرمانه بودن شعار ” نه به اعدام” بدین خاطر است که روی دیگر این شعار حق حیات است!!
ولی از نگاه حکومت استبدادی از کجا معلوم که کسی که امروز به اعدام “نه” میگوید و آن را فریاد می زند، با بهدست آوردن آن “نه به تبعیض”، “نه به بی عدالتی”، “نه به گرانی و فقر”، “نه به فساد و رانتخواری” و “نه به دیکتاتوری” را هم سر ندهد؟؟ حکومت با این شعار که ” چون صد آید، نود هم پیش ماست” بر این باور است که اگر اجازه مبارزه حتی برای” حق حیات ” را به کسی ندهد، هیچ حق دیگری بطور جدی قابل مطالبه نیست و میتواند نادیده گرفته و سرکوب کند».
.
متن کامل نامه زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان قزلحصار:
“شعار نه به اعدام ”
«چرا مجرمانهترین شعار و نفس جنایت است؟
در حمایت از زندانیان اعتصابی بند ۲ قزلحصار
ممنوعیت و مجرمانه بودن شعار ” نه به اعدام” بدین خاطر است که روی دیگر این شعار حق حیات است!!
ولی از نگاه حکومت استبدادی از کجا معلوم که کسی که امروز به اعدام “نه” میگوید و آن را فریاد می زند، با بهدست آوردن آن “نه به تبعیض”، “نه به بی عدالتی”، “نه به گرانی و فقر”، “نه به فساد و رانتخواری” و “نه به دیکتاتوری” را هم سر ندهد؟؟ حکومت با این شعار که ” چون صد آید، نود هم پیش ماست” بر این باور است که اگر اجازه مبارزه حتی برای” حق حیات ” را به کسی ندهد، هیچ حق دیگری بطور جدی قابل مطالبه نیست و میتواند نادیده گرفته و سرکوب کند.
در زندانهای این حکومت اعدامی، وقتی احکام اعدام صادر میگردد و مردمان گروه گروه در صف و نوبت اعدام قرار میگیرند، جلو و عقب انداختن تاریخ اجرای حکم فقط و فقط به دلخواه و میل حکومت و قوه قضائیه آن است و با همین حربه زندانیان و خانواده های آنان را تهدید می کنند تا دست از پا خطا نکنند و بدین صورت فرصت هر روز زنده ماندن و زندگی یک زندانی را دستمایه “اقتدار” خود قرار داده “نمرود گونه” و “فرعون وار” لاف انا الحق میزنند، چرا که میتوانند، چند روز زنده بودن را به کسی بدهند و از کسی سلب کنند!!!
اینکه روزانه گروه گروه زندانیان را به پای چوبه های دار می برند. برخی را می کشند و برخی را برمی گردانند (به اسم مهلت دادن) دقیقا همان “توهم خدایی” داشتن است و لابد مردمان را هم بردگان و قربانیانی میدانند که حیات و زندگیشان در دستان آنهاست!
هموطنان شریف ایران!!
حال شما قضاوت کنید!
آیا فریاد “نه به اعدام” از سوی زندانیانی که همه در صف اعدام هستند و کمترین اعتراض و اعتصاب، مصداق تخلف در زندان بوده و نتیجه اش تسریع ” اعدام “و به دار کشیده شدن خواهد بود، آیا چیزی غیر از جسارت و قهرمانی است؟؟؟
اینان “زندگی ” و” زیستن شرافتمندانه ” را چنان عاشقند که حاضرند برای آن بمیرند، تا شاید این حق زندگی را اگر نه برای خودشان، حداقل برای “دیگرانی” بعد از خود تبدیل به حق مسلم و در دسترس کنند وکسی نتواند از آنها بگیرد.
ولی از سوی دیگر این پاسداران شقاوت و سنگدلی به اعدامهای دستجمعی و گروه گروه روی آورده اند تا هم این قهرمانان سرشار از زندگی را بکشند و هم با ایجاد ترس ناشی از این کشتار و اعدامها، شهامت مطالبه هر حق دیگری را هم در دل هر کس دیگر پیشاپیش بمیرانند.
فلذا بر ما و بر هر ایرانی منصف و شرافتمندی است که حتی برای امکان مطالبه هر حقی (حتی برای خودمان)، با همه توان و هر وسیله ای که در اختیار داریم، به جنبش”نه به اعدام” پیوسته و از زندانیان محکوم به اعدامی که با شعار نه به اعدام – طنابهای داری که دیر یا زود بر گردن تک تک ما خواهد بود، ولی آنها بر گردن خود محکم کرده اند- حمایت کنیم!
و خوشا به حال مردمانی که به اصطلاح “مجرمان و گناهکارانشان” هم از این تبارند.
“نه به اعدام”
درود بر حامیان نه به اعدام
زنده باد آزادی
سعید ماسوری – زندان قزلحصار
مهرماه
