نفرت نسل جوان از حاکمیت ملایان و خیز براندازی نظام
طی دو دههی اخیر شکاف عمیقی میان نسل جوان در ایران و ساختار قدرت شکل گرفته است. این شکاف نه فقط نتیجهی بحرانهای اقتصادی، بلکه ناشی از فروپاشی مشروعیت نظام ولایت فقیه است. نسل جوان امروز حکومت ایران را منشأ اصلی بیعدالتی، فساد، سرکوب و بحران آیندهی خود میدانند.
همزمان با این روند، نسل جدید در رفتارهای اعتراضی خود نیز شکل تازهای از شجاعت را نشان داده است. در دهها شهر، جوانان با حمله به پایگاههای بسیج، دفاتر امام جمعه و مراکز سپاه پاسداران خشم خود را آشکار کردند. این حملات اغلب با شعارهایی علیه ولایت فقیه همراه است.
رسانههای حکومتی از «افزایش حملات سازمانیافته جوانان به مراکز مذهبی و امنیتی» سخن گفتند و آن را تهدیدی جدی دانستند. چنین رفتارهایی نشان میدهد که نسل جدید دیگر از قدرت مذهبی و سرکوب نمیترسد و بهصورت آشکار حکومت را دشمن خود میداند.
از نظر فرهنگی نیز شکاف میان حکومت ایران و نسل جوان به نقطهی غیرقابل بازگشت رسیده است. در حالی که حکومت تلاش میکند با اجبار حجاب، سانسور اینترنت و کنترل در همه عرصهها ارزشهای خود را تحمیل کند، جوانان با بیاعتنایی کامل به این قوانین زندگی میکنند.
رسانههای حکومتی گاه از «بیاعتمادی گسترده نسل جوان به آخوندها» سخن گفتهاند. برخی آخوندهای حکومتی نیز اعتراف کردهاند که منبرها و مساجد دیگر مخاطب جوان ندارند. در شهرهای بزرگ حتی برنامههای مذهبی برای نوجوانان با شکست کامل روبهرو شده است. این بحران بهویژه در میان زنان جوان و طبقات متوسط شهری شدیدتر است.
در برابر این نفرت عمومی، حکومت ایران، به سرکوب بیشتر روی آورده است. اعدام معترضان، شکنجه در بازداشتگاهها، اعترافگیری اجباری و تهدید خانوادهها بخشی از سیاستی است که تنها به افزایش خشم عمومی انجامیده است. بسیاری از جوانان که در زندانها شکنجه شدند، پس از آزادی به مهاجرت یا پیوستن به گروههای مخالف فکر میکنند.
۹۲ درصد ایرانیان ناراضی از حاکیمت مخصوصا نسل جوان
تحلیلگران معتقدند که حکومت ایران اکنون با نسلی روبهروست که از ترس عبور کرده است. این نسل دیگر امیدی به اصلاح ندارد و ساختار ولایت فقیه را مانع اصلی پیشرفت کشور میداند.
«عدم مشارکت نخبگان مورد نظر پزشکیان یا توصیه خامنهای به عدم مهاجرت جوانان از کشور»، در سخنرانی آنان در روز ۲۸ مهر ۱۴۰۴، هر دو بازتابی از این واقعیت مهم هستند که حاکمیت نهتنها قادر به حفظ و جذب نسل جوان نبوده، بلکه دافعه و گریز را نیز در آنان ایجاد کرده است.
کمی به قبل باز میگردیم اعتراضات آبان ۹۸. در ۲۷ آذر ۱۳۹۸ روزنامه عصر ایران در مطلبی تحت عنوان «گزارشی از نشست آتش زیر خاکستر» به روشنی اذعان داشت که ٨٥ درصد مردم ناراضی هستند و برای مردم، نظام و دولت تفاوتی ندارند. تفاوت بیقراریهای ٩٦ و ٩٨ این است که در ٩٦ تاحدی از ناجنبش عبور کرده و میتواند سخن بگوید و شعار درست کند. اما در ٩٨، به همین حد از سخن گفتن هم نمیرسد و بیقراری ٩٨ بیزبان است. این بیزبانی نشان میدهد که بخش خاصی از این طبقه عمودی فعال شده است که در جامعه شناسی به آن فرودستان بیقرار یا بیقرارگران تلفیقی از بیقرار و کارگر یا محروم است.»
«موج چهارم پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان» مربوط به آبان ۱۴۰۲، که نتایجش توسط روزنامه هممیهن منتشر شد نشان میداد که ۹۲ درصد ایرانیان به طور کلی به وضعیت فعلی کشور معترضند. اگرچه این آمار مربوط به کل جامعه است، اما با توجه به اینکه نارضایتی سیاسی و اقتصادی در نسل جوان شدیدتر است، این نمونه پایه، بیزاری عمومی و جوانان به ویژه از عملکرد حاکمیت را تأیید میکند.
[اعتراف روزنامه جمهوری به نفرت اکثریت مردم از سران حکومت]
نقطه عطف اعتراضات ۱۴۰۱ و عبور نسل جوان از حاکمیت
اعتراضات ۱۴۰۱ پس از کشته شدن مهسا امینی در شهریور ۱۴۰۱، به نقطه شکستی برای حکومت تبدیل شد و برای نسل جوان و نوجوان انگیزه قوی ایجاد کرد.
تنها به عنوان یک حرکت اعتراضی، عمامهپرانی توسط نوجوانان معترض، یک نماد علنی از مخالفت با آخوندها به عنوان سمبل و نماد اصلی حاکمیت ولایت فقیه بود. این عمل مستقیماً به مفهوم «بدش میآید» و «قبول ندارد» اشاره داشت.
جنبه طنز و در عین حال عبرتآموز ماجرا این است که خمینی، روزگاری از مردم میخواست که عمامه آخوندهایی را که طرفدار استبداد شاهی هستند را از سرشان بردارند تا آبرو و اعتبارشان از بین برود!
یکی گزارش در سال ۱۴۰۱میگوید: نرخ NEET (افرادی که نه مشغول کارند، نه تحصیل میکنند) در گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال در ایران نزدیک به ۳۰ درصد بوده است در حالی که در کشورهای توسعهیافته این نرخ بین ۲ تا ۱۰ درصد است.
این وضعیت، به همراه بحران اقتصادی، تورم، و سطح زندگی پایین، یکی از عاملهای تنشزا برای نسل جوان و احساس نارضایتی آنها تلقی شده است.
یک تحلیل رسانهای در سال ۱۴۰۱، تحت عنوان «بنبست «گفتوگوی ملی» در خیزش سراسری مردم ایران؛ این نسل حرفی با «نظام» ندارد» میگوید که نسل جوان به گفتوگو با حکومت پشت کرده و «گوش شنوایی» برای تکرار مکررات توسط نظام ندارد.
وبسایت ایراننیوزآپدیت در اردیبهشت ۱۴۰۲ عنوان میکند: نسل جوان در ایران بخش عمدهای حدود ۶۰ درصد جمعیت هستند و به واسطه دسترسی بیشتر به اطلاعات، کنترل حکومت بر آنها دشوارتر شده است.
گزارشهای آماری حکومتی اعلام میدارد «در سال ۱۴۰۳ در حدود ۶ میلیون محتوا در فضای مجازی علیه فیلترینگ و سرعت پایین اینترنت تولید شده، بخش عمدهای از این محتوا توسط نسل جوان تولید میشود. این حجم از محتوای اعتراضی، نمونه یک تقابل علیه سیاستهای کنترلی حاکمیت است.
اعتراف کارگزاران حاکمیت به نفرت نسل جوان از ملایان
حاکمیت در سالهای اخیر سعی کرده با آنچه خامنهای «جهاد تببین» خوانده نسل جوان را جذب کند اما از پیش مشخص است که این حرکتی گورزاد است. اظهارات اخیر کارگزاران نظام و کنشهای نسل جوان در سالهای اخیر این امر را به وضوح نشان میدهد.
محسن مهرعلیزاده از مهرههای اصلاحگران حکومتی در خرداد ۱۴۰۲ با اشاره به اعتراضات ۱۴۰۱ تصریح کرد که «نسل جدید هرگز به ارزشهای گذشته برنمیگردد» و «استفاده از زور، اجبار و خشونت در حوزههای فرهنگی کارساز نیست.» این نمونه اذعان به بیزاری فرهنگی نسل جوان از اجبار و عدم پذیرش بازگشت به چارچوبهای فکری و ارزشی حاکمیت ملایان است.
عدم پذیرش «اتوریته»؛ بیژن عبدالکریمی از مهرههای حکومتی در مهر ۱۴۰۲ در مصاحبهای با ایرنا درباره نسل جوان گفته بود: «نباید تصور کرد که بچههای جدید حکومت را نفی میکنند بلکه اصولا اتوریته را نمیبینند.» این نمونه یک لایه عمیقتر از بیزاری نسل جوان نسبت به حاکمیت ولایت فقیه را نشان میدهد: نه فقط مخالفت سیاسی، بلکه عدم به رسمیت شناختن مشروعیت و اقتدار (اتوریته) حاکمیت در تعیین سبک زندگی، اخلاق و عقاید.
در بیانیه ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ شورای ملی مقاومت ایران آمده است که یکی از سه بحران بزرگ اعلامشده توسط اقتصاددان حکومتی عبارت است از «شکاف بیننسلی: ۲۵ میلیون متولد ۷۰ تا ۹۰» که شغل، فیلترینگ، حجاب دغدغه آنهاست.
غلامحسین محسنی اژهای گفته است که در جریان قیام ۱۴۰۱ «حدود ۹۰ هزار پرونده» برای دانشآموزان و… تشکیل شده است. این اظهارات عمق انزجار نسل جوان از حاکمیت را نشان میدهد.
نهادهای حقوق بشری بینالمللی از جمله عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر مستندات متعددی از شلیک مستقیم، خشونت مرگبار، استفاده از گلوله و گلولههای ساچمهای، و سرکوب گسترده علیه معترضان، از جمله نشل جوان شامل نوجوانان و زنان منتشر کردهاند. تعداد کشتهها و مجروحان و نمونههای خشونت قابل توثیق است.
نشانههای عملی از نفرت نسل جوان از حاکمیت
فضای مجازی و مبارزه دیجیتال مانند فیلترینگ و دور زدن آن. فیلترینگ گسترده شبکههای اجتماعی توسط حاکمیت، خود نشانه تلاش نظام برای کنترل بیزاری ابراز شده توسط نسل جوان است.
در حالی که اکثریت نسل جوان از فیلترشکن استفاده میکنند. گزارشهای آماری رسانههای حکومتی، مانند اندیشکده خرد میگوید: «با وجود فیلترینگ شدید اینستاگرام، تلگرام و توییتر، بیش از ۵۰ درصد از ۶۰ میلیون کاربر ایرانی از فیلترشکن استفاده میکنند.»
این نمونه نشان میدهد که نسل جوان عمداً قوانین حاکمیت در فضای مجازی را نادیده گرفته و به سمت پلتفرمهایی میروند که کنترل حاکمیت بر آنها پایین است، به معنای عدم پذیرش حاکمیت ملایان در تعیین حوزه ارتباطات و اطلاعات.
سیاسی شدن نسل جدید و حتی دانشآموزان به دلایل اجتماعی مانند حجاب اجباری: دانشجویان و دانشآموزان دختر در سالهای ۱۴۰۱ و پس از آن اعتراضات خود را مستقیماً به موضوع حجاب اجباری و تفکیک جنسیتی گره زدند. این امر بیانگر این واقعیت است که نسل جدید دیگر مانند گذشته، مسائل فرهنگی را از مسائل سیاسی جدا نمیکند و تحمیل سبک زندگی، مستقیماً به بیزاری از حاکمیت ترجمه شده است.
اعتراضات دانشجویان در سال ۱۴۰۳ علاوه بر مسائل فرهنگی، شامل اعتراض به «کاهش کیفیت آموزش»، «سوءاستفاده از دانشجو به عنوان نیروی کار ارزان»، و حتی «تأمین امنیت جانی و مشکلات مالی» بوده است. این امر نشان میدهد که بیزاری جوانان فقط نسبت به مطامع بنیادگرایانه ملایان نیست، بلکه از ناتوانی حاکمیت در تأمین اولیه نیازهای شغلی، تحصیلی و امنیتی نیز نشأت میگیرد.
دخالت فعال دانشآموزان در مدارس و انتشار ویدئوهای متعدد از دختران دانشآموز در مدارس که با پاره کردن عکسهای سران حکومت در کتابهای درسی و سر دادن شعارهای تند، مخالفت خود را با ارزشهای اجباری نظام آموزش و پرورش و حاکمیت نشان میدادند، در قلب نهاد آموزشی رسمی، گواه بیزاری عمیق نسل جوان از حاکمیت ولایت فقیه است.
مقاومت نسل جوان در برابر استبداد
حملات هکری گسترده به سایتهای دولتی و نهادهای وابسته به حاکمیت که عمدتاً توسط نسل جوان انجام میشود، یک نمونه آشکار از بیزاری و تلاش برای تخریب زیرساختهای حاکمیت از طریق ابزار دیجیتال است. شعارنویسیهای دیواری و اینترنتی نیز تلاشی برای تغییر روایت و ایجاد فضای شورش است.
حضور جمعیت کثیری از نسل جوان در تجمعات با ریسک بالا و دستگیری تعداد زیادی از نوجوانان زیر ۱۸ سال در جریان اعتراضات ۱۴۰۱، بیانگر این است که نسل جوان به دلیل بیزاری عمیق، با وجود آگاهی از ریسک بالا، در خط مقدم درگیری با نیروهای امنیتی بودند.
شعارهای رادیکال و مستقیم در اعتراضات در اعتراضات سالهای اخیر مانند «توپ، تانک، فشفشه، آخوند باید گم بشه» که توسط نسل جوان، حتی در مدارس، تکرار میشدند، نمونه صریح براندازیخواهی و بیزاری از کل ساختار حاکمیت و نمادهای آن است.
جوانان معترض در واکنش به موج اعدامها و سرکوبها، اقدام به حمله به پایگاههای سازمانی حکومت کردهاند مثلاً پایگاههای سپاه پاسداران و بسیج در سراسر کشور.
تخریب نمادهای رسمی حاکمیت توسط نسل جوان که شامل اقدام جوانان معترض به آتش زدن بنرهای تبلیغاتی، تصاویر مقامات، و ساختمانهای بسیج و حکومتی در شهرهای مختلف، نمونه دیگری از بیزاری و تلاش برای حمله به نمادهای فیزیکی حاکمیت است.
حملهها یا عملیات مسلحانه و نیز حملههای محلی علیه پایگاههای شبهنظامی ـ نظامی که در پی وخامت اوضاع امنیتی و فرآیندهای سرکوب رخ دادهاند و رسانهها و سازمانهای خبری حکومتی مواردی از این دست را گزارش کردهاند.
اقدام به قتل آخوندها از جمله آخوندهایی مانند مقیسهای، رازینی، قتل آخوند حکومتی در استان مازندران، قتل آخوند حکومتی در باغ فیض تهران و… نشانههای نفرت نسل جوان از حاکمیت ولایت فقیه است.
اعترافات حکومتی به نفرت نسل جوان از حکومت ولایت فقیه
مقامات رسمی قضایی و حکومتی خود در مقاطع مختلف به ابعاد گسترده بازداشتها و بحران اذعان کردهاند؛ مثلاً اعلامهای مربوط به بخش بزرگی از بازداشتشدگان پس از قیام ۱۴۰۱ که عمده آنها را نسل جوان تشکیل میدهند.
در ماهها و سالهای بعد حکومت ملایان در ترس از انفجار خشم مردم مجبور شد دسته دسته این بازداشتشدگان را آزاد کند و اخبار آن را تحت عنوان «عفو و بخشش» منتشر سازد.
محمدعلی ابطحی، معاون رئیسجمهور در دولت خاتمی و روحانی در مهر ۱۴۰۴ تصریح کرد که نسل جدید در ایران «منتظر اصلاحات نیست و خودش یک اصلاحات مدنی را شروع کرده که مانند رنسانس است.»
ابطحی با اشاره به اعتراضات ۱۴۰۱ و «عمامهپرانی» (که نماد مخالفت با آخوندها و حاکمیت است)، از معترضان خواسته بود که «اگر از عمامه شروع میکنید به همانجا تمامش کنید و لباسهای ما را در نیاورید» که به معنای اعتراض و ناسازگاری شدید نسل جوان با نمادهای حاکمیتی است.
عباس عبدی، از اصلاحگران حکومتی در آبان ۱۴۰۱ که تحلیلهای او در سال اخیر نیز تکرار شده، در نشستی رسمی با موضوع «واکاوی نقش و خاستگاه دهههشتادیها» اذعان کرد که نسل جوان «با ارزشهای حاکمیت بیگانه است» این نمونه، اذعان به شکست نهادهای اصلی حاکمیت ملایان در جذب نسل جدید است.
دسترسی بهتر جوانان به شبکههای اجتماعی و اطلاعات مستقل، فشارهای اقتصادی و فقدان آینده شغلی و رفاهی، تجربه سرکوب، خشونت و محرومیت از حقوق شهروندی و فقدان راههای قانونی برای تغییر و احساس انسداد سیاسی باعث شده است که نسل جوان به سیاست متداول «گفتوگو با نظام» بدبین شود و راههای بیزاریجویانه، اعتراضی و براندازانه را انتخاب کند.
