با وجود همه دسیسهها و نامردمیها، حرف آخر را نسلی خواهد زد که مسعود رجوی تربیت کرده است. همان نسل بیشماران که میخروشد:
در برهوت استبداد و اختناق، آن عشق به آزادی که وجود انسانی را تسخیر میکند، ماییم. در تیرگی دروغ و ریا و بیگانگی، آن فدا و صداقت که راه مقاومت را میگشاید، ماییم. و در ظلمات ولایت فقیه، آن اراده پیروز که ارتش آزادی از آن میجوشد، و برمیخیزد و سرنگون میکند، ماییم.
درصحنه سیاسی و تبلیغاتی هم میبینید که با چه غیظ وکینهیی بر مسعود و رزمندگانش میتازند که چرا بر سرنگونی رژیم ولایت فقیه پا میفشارید؟!
چرا حاضر به انحلال سازمانتان نیستید؟! و در یک کلام حرفشان این است که چرا مبارزه و مقاومت میکنید؟
حرفشان این است که چون این مقاومت دچار فروپاشی نشده، چون اعضایش یک به یک تسلیم نشده و از آرمان خود دست برنداشتهاند، پس مقصرند.
بله این درست منطق دژخیم است که مدعی است زندانی شکنجه شده، خودش مقصر است، زیرا اگر مقاومت نکرده بود، شکنجه نمیشد. اگر زانو میزد و با جلاد همکاری میکرد، اعدام نمیشد.
در این صورت، همه پیشتازان و راهگشایان تاریخ، خودشان مقصر زجر و دربدری و جان باختن خودشان هستند. عیسی بن مریم، خودش مقصر مصلوب شدن خود بوده است، زیرا که میگفت باید دست از جان بشویید و هر روز صلیب خود را بردارید و با من بیایید. و مولای ما، حسین بن علی، خودش مقصر شهادت خود و یارانش در روز عاشورا بود. زیرا علیه ظلم قیام کرد. اگر اینچنین است، ما به همه تقصیرها و جرمها که برای ما مینویسید، افتخار میکنیم.
به این اتهامات و صلیبها و دارها و تختهای شکنجه که تنها دارایی ما از جهان شماست و نشانه مقاومت و سازش ناپذیری ماست، افتخار میکنیم، اما هرگز از مبارزه برای آزادی دست بر نمیداریم و این رمز ماندگاری ماست.

